چرا بچه‌ها حرف گوش نمی‌کنند؟


بهم گوش نمی‌دی؟ مگر الان بهت نگفتم که کتت را بپوش؟ بیرون هوا سرده.

از این نوع مکالمه‌ها به فراوانی میان والدین و کودکان نوپا رخ می‌دهد. به نظر می‌رسد که هر چیزی که به بچه‌ها می‌‌گویید یا به گوش‌شان نمی‌رود یا از یک گوش می‌رود و از گوش دیگر درمی‌‌آید.

 اما  به گزارش لایوساینس یک بررسی جدید نشان می‌دهد که بچه‌ها گوش‌می‌دهند، اما اطلاعات را ذخیره نمی‌کنند.

 پروفسور یوکو موناکاتا از دانشگاه کلرادو در بولدر آمریکا و سرپرست این تحقیق، درباره آن گفت: "هنگامی که این تحقیق را شروع کردم، انتظار مجموعه‌ای کاملا متفاوت از یافته‌ها را داشتم. کارهای زیادی در زمینه رشد شناختی انجام شده است که بر این موضوع متمرکز  شده‌اند که چگونه بچه‌ها اساسا گونه‌هایی کوچولو از بزرگسالان هستند که سعی می‌کنند همان کارهایی را انجام دهند که بزرگسالان انجام می‌دهند،‌ اما هنوز به اندازه آنها در انجام این کارها کامل نیستند. اما آنچه ما در این تحقیق به دست آوردیم،‌ چیزی کاملا متفاوت است."

 موناکاتا و همکارانش از یک بازی کامپیوتری و ساختاری استفاده کردند که قطر مردمک را اندازه می‌گرفت تا تلاش ذهنی کودک تعیین کند. این پژوهشگران با این روش به بررسی توانایی‌های شناختی کودکان سه سال و نیمه و هشت ساله پرداختند.

 این بازی شامل آموزش قواعدی ساده به کودکان در مورد دو شخصیت کارتونی و ترجیحات آنها برای اشیای متفاوت بود. به این کودکان گفته شد که یکی از این شخصیت‌های کارتونی هنداونه دوست دارد، بنابراین از آنها خواسته شد که تنها هنگامی که تصویر این شخصیت با تصویر هندوانه دنبال می‌شود، روی تصویر چهره خوشحال روی صفحه کامپیوتر فشار دهند.
هنگامی که چهره شخصیت دیگر کارتونی ظاهر می‌شد، ‌آنها باید روی چهره غمگین روی صفحه کامپیوتر فشار می‌دادند.

 به گفته این پژوهشگران ‌کودکان با سن بالاتر به سادگی این توالی را درک می‌کردند، زیرا می توانستند جواب را قبل از اینکه شی‌ء ظاهر شود، پیش‌بینی کنند.

اندازه‌گیری مردمک نشان داد که بچه‌های 3 ساله نه می‌توانند وقایع آینده را پیش‌بینی کنند، و نه به طور کامل در زمان حال زندگی کنند. آنها در عوض بر اساس نیاز ، خاطرات گذشته را فرامی‌خوانند.

کریستوفر چتهام، دانشجوی دکترا که در این تحقیق شرکت داشته است، می‌گوید: "برای مثال فرض کنید که هوای بیرون سرد باشد، و شما به کودک سه ساله‌تان بگویید که برود کتش را از اتاق خوابش بردارد و بپوشد تا برای بیرون رفتن آماده شود. انتظار شما این است که کودک آینده را پیش‌‌بینی کند و فکر کند: خوب، هوای بیرون سرد است، و کت مرا گرم نگه خواهد داشت.

"اما آنچه بررسی ما نشان می‌دهد این است که جریان به این صورت در مغز کودک سه‌ساله رخ نمی‌دهد. به جای این، کودک به بیرون می‌دود، می‌فهمد که هوا سرد است،‌ و بعد به یاد این می‌افتد که کتش کجاست، و سپس می‌رود و کتش را می‌پوشد."

این یافته‌ها در شماره این هفته نشریه زير منتشر شده است:

 Proceedings of the National Academy of Sciences

تاریخ درج: 9 فروردین 1388 ساعت 23:35 تاریخ تایید: 10 فروردین 1388 ساعت 12:30 تاریخ به روز رسانی: 10 فروردین 1388 ساعت 12:38

چرا به چیزهای مضحک می‌خندیم؟

 
انسان‌ها تنها موجوداتی هستند که توانایی خندیدن به معنای واقعی را دارند.

البته حالاتی شبیه لبخند و خنده انسانی در میمون‌های انسان‌نما در حین باز‌ی‌های اجتماعی دیده شده است.

این نوع پاسخ رفتاری به عنوان پیامی به گروه عمل می‌کند که احساسات مثبت را منتقل می‌کند، استرس را کاهش می‌دهد، و انسجام گروهی را افرایش می‌دهد.

 طنزهای برانگیزاننده خنده در انسان‌ها در چند مرحله عمل می‌کنند. هنگامی که به یک جوک گوش می‌دهید،‌ اولین چیزی که ذهن شما جلب می‌کند،‌ شاه‌بیت آن است که معمولا به صورت یک پایان‌بندی خلاف‌قاعده و ناجور است. بعد ذهن شما شروع به مشکل‌‌گشایی می‌کند تا این عدم تناسب یا غافلگیری را تفسیر کند.

نهایتا مغز می‌تواند این مراحل ذهنی را بازشناسی کند، و در مجموع، فرآیند طنز در ذهن شما شکل می‌گیرد و پاسخی از خنده را باعث می‌شود.

واسطه عصبی دوپامین (یک ماده شیمیایی در مغز) مسئول است که امکان رخ دادن این مراحل را در مغز را فراهم می‌کند. دوپاین به ما امکان می‌دهد که هنگامی که می‌خندیم، احساس لذت کنیم.

برخی از بررسی‌ها نشان داده‌اند که سلامتی بیماران دچار بیماری مزمن که در معرض تحریک‌های سرگرم‌کننده قرار می‌گیرند، بهبود پیدا می‌کند. ضرب‌المثل "خنده بر هر درد بی‌درمان دواست" ظاهرا حظی از حقیقت در خود دارد.

LiveScience

ژاپن به بالاترين نرخ بيکاري در طي 6 سال گذشته رسيد

 

نرخ بيکاري ژاپن در ماه ژوئن 2009 رکورد زد و به 5.4 درصد رسيد.

نرخ بيکاري ژاپن در ماه ژوئن در شش سال گذشته به خاطر تداوم تعديل نيرو در شرکت‌ها به منظور ادامه حيات در بدترين رکود اقتصادي پس از جنگ جهاني دوم،  رکورد زد و به 5.4 درصد رسيد.

خبرگزاري آلمان از توکيو گزارش داد، وزارت امور داخلي و ارتباطات ژاپن اعلام کرد، شمار بيکاران در مقايسه با مدت مشابه در سال گذشته با 31.3 درصد افزايش که معادل 830 هزار نفر است، به 3.48 ميليون نفر رسيد.

در ماه ژوئن 1.21 ميليون نفر از کار بيکار شدند که 620 هزار نفر بيشتر از سال گذشته بود و بيشترين تعداد از ژانويه 2003 محسوب مي‌شود.

در گزارش ماهانه اعلام شد، براي هر 100 نفر 43 شغل عرضه شده بود.

تحليلگران مي‌گويند، در حالي که ديگر داده‌هاي کليدي نشان از آغاز احياي اقتصادي در دومين اقتصاد جهان داشت و بيانگر خروج ژاپن از بدترين رکود اقتصادي‌اش بود، اما تداوم اخراج‌ها و کاهش دستمزدها مي‌تواند اثر منفي بر تقاضاي داخلي و پول خرج کردن مصرف‌کنندگان بگذارد.

 همشهري آنلاين

تاریخ درج: 9 مرداد 1388 ساعت 12:04 تاریخ تایید: 9 مرداد 1388 ساعت 12:09 تاریخ به روز رسانی: 9 مرداد 1388 ساعت 12:15

سخت ترین سئوال جهان

کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
کدامشان دوقلو می باشند؟
چند تا زن در عکس دیده میشود ؟
چند نفرشان خوشحال هستند؟
چند نفرشان ناراحت می باشند؟


عزلت پژوهش

 
اسماعيل برقي
ضرورت و اهميت پژوهش در تمام زمينه‌ها و به‌ويژه در آموزش و پرورش بر هيچ‌كس پوشيده نيست و پرداختن به آن واقعيتي انكارناپذير است.

 اصولاً اصلاح، بهبود و پيشرفت نظام آموزشي، منوط به اجراي پژوهش‌هاي تربيتي است و تقويت فعاليت‌هاي پژوهشي به‌عنوان يكي از راهكارهاي مؤثر و مهم در افزايش كارايي مورد توجه است. براي آنكه بتوانيم راه‌حل‌هاي اساسي و بنيادي براي مسائل و مشكلات موجود پيدا كنيم، نيازمند آن هستيم كه پژوهش‌هاي كاربردي در اين زمينه‌ها انجام دهيم و يافته‌هاي پژوهشي را به‌كار گيريم. تضمين سلامت و صحت در تصميم‌گيري‌ها نيز مستلزم استفاده از نتايج پژوهشي است.

حتي ما اگر در جنبه‌هايي موفق نيز بوده‌ايم با پژوهش بايد علل اين توفيق را شناخت و درصدد حفظ و نگهداري يا تقويت، رشد، توسعه و بهبود آن برآمد، چرا كه براي هر وضعيت موجودي ولو مطلوب، وضعيت مطلوب‌تري را مي‌توان در نظر گرفت و هدف‌هاي پسنديده تري را برنامه‌ريزي كرد. بنابراين تنها با پژوهش است كه زمينه و بستر مناسب براي بهبود فرايند تصميم‌گيري و شناخت مشكلات، ارائه راه‌حل‌هاي كاربردي، ارزيابي طرح‌ها و برنامه‌ها، اصلاح امور و به تبع، افزايش كارايي و بهره‌وري فراهم مي‌آيد.

با آنكه  مهم‌ترين عامل پيشرفت و توفيق فزاينده بشر در آغاز هزاره سوم، اهميت دادن به فرايند پژوهش و استفاده بهينه از يافته‌ها در عرصه‌هاي مختلف دانش و تكنولوژي است، اما در كشور ما نگراني‌هاي قابل توجهي در زمينه عدم‌ارتباط مناسب ميان پژوهش‌ها و تصميمات در حوزه‌هاي مختلف به‌ويژه در تعليم و تربيت وجود دارد و ما شاهد شكاف و فاصله زيادي بين اطلاعات حاصل از پژوهش‌ها و تصميم‌گيري‌ها براي تدوين، اجرا و ارزشيابي برنامه‌ها هستيم.

بعد از گسترش اقدامات كمي ما مجبوريم در جهت كيفيت و بهبود بخشيدن كيفي فرايند آموزش و پرورش كودكان اين مرز و بوم گام برداريم و اين ممكن نخواهد شد مگر اينكه اجراي پژوهش‌هاي بنيادي و كاربردي و استفاده از نتايج اين پژوهش‌ها را سرلوحه كار خود قرار دهيم.

اگر چه طي سال‌هاي گذشته پژوهش‌هايي در حوزه آموزش و پرورش صورت گرفته و اقدامات مؤثري ‌ در جهت پژوهش محوري و اقدام پژوهشي انجام شده است، لكن تا رسيدن به حد مطلوب در اين زمينه، فاصله زيادي داشته و راهي طولاني و پر فراز و نشيب را در پيش داريم.

بايد كاري كنيم كه پژوهش را از گوشه عزلت بيرون آوريم، چرا كه مهجور ماندن يا محدود ماندن آن باعث خواهد شد كه تصميم‌گيري‌ها و تصميم‌سازي‌‌هاي ما با بينش و بصيرت همه جانبه اتخاذ نشود و بي‌اثر و بي‌ثمر باشد. بايد پژوهش از حد يك احساس بگذرد و به‌صورت يك فرهنگ مطرح شده و در تمامي دست‌اندركاران نهادينه شود.

بايد طوري عمل شود كه هر معلم، كلاس را به‌عنوان يك محيط مناسب براي انجام پژوهش‌هاي تربيتي در نظر داشته و با استفاده از روش‌هاي علمي، ‌تجربيات خود را به محك بررسي و آزمايش بگذارد. بايد در ميان تصميم‌گيرندگان و برنامه‌ريزان، اين فرهنگ و باور را به‌وجود آورد  كه براي اتخاذ هر تصميمي خصوصاً در آموزش و پرورش با توجه به موقعيت خاص آن، بر يافته‌هاي پژوهشي تكيه كرد و بدين ترتيب احتمال خطا و انحراف را به حداقل ممكن رساند.

استفاده از يافته‌هاي پژوهشي به وسيله مديران هر سطح، فضايي مناسب براي به‌كارگيري اين يافته‌ها در ميان تمامي كاركنان آن مجموعه را فراهم مي‌آورد.

شرط گسترش و بسط پژوهش، اعتقاد به آن است؛ يعني قبول اين اصل كه اصلاح،بهبود و پيشرفت اجزاي نظام آموزشي منوط به پژوهش‌هاي تربيتي و استفاده از يافته‌هاي آن است. بنابراين بايد درصدد يافتن راهكارهايي باشيم كه اولاً اين باور ايجاد شود و ثانياً امكان به‌كارگيري يافته‌هاي پژوهشي فراهم شود.

بايد تلاش شود تا راهكارهايي براي نشر و اشاعه يافته‌هاي پژوهشي جست‌وجو كرد. نتايج و يافته‌هاي پژوهشي را در جلساتي به بحث گذاشت و با تدوين مقالاتي اين يافته‌ها را منتشر كرد و گسترش داد. اين امر باعث خواهد شد علاوه بر آنكه برنامه‌ريزان و دست‌اندركاران از نتايج و يافته‌هاي پژوهشي مطلع شوند، فرهنگ پژوهش در ميان تمامي دست‌اندركاران پذيرفته و نهادينه شود.

در حال حاضر ما با مسائل و مشكلاتي در حوزه آموزش و پرورش مواجه هستيم كه نيازمند راه‌حل‌هاي منطقي و علمي است. مسائل آموزشي، مواد آموزشي، شيوه‌هاي آموزشي، مسائل تربيتي و پرورشي، مسائل ارزشيابي و... همه در مرحله اجرا با مشكلاتي مواجه هستند.

امروزه در آموزش و پرورش، شاهد طرح‌هايي هستيم كه به‌صورت آزمايشي چند سالي اجرا و هزينه‌هاي زيادي براي آن صرف مي‌شود، ولي با تغيير مديريت‌ها، طرح‌ها و برنامه‌ها نيز تغيير مي‌كند يا متوقف مي‌شود. بديهي است كه دلايلي هم براي اين طرح‌ها و اجراي آن ارائه شده، اما اين سؤال مطرح است كه بر چه اساس و منطق علمي اين طرح‌ها اجرا شده و دلايل لغو آن‌چه بوده است. اگر طرحي بر مبناي نياز واقعي و براساس نظرات علمي حاصل از پژوهش‌هاي علمي باشد، طراحان آن مي‌توانند هر مديري را متقاعد سازند كه طرح در جهت اهداف يا حل مشكلات موجود بوده و بايستي ادامه پيدا كند. بنابراين لازم است قبل از هر تصميم و اقدامي هر چند كوچك و ساده، عميق‌ترين و پيچيده‌ترين بررسي‌ها و پژوهش‌ها را انجام داد تا صحت و سلامت تصميم‌گيري‌ها تضمين شود.

به‌طور كلي بايد پژوهش را جدي‌تر بگيريم، دامنه آن‌را گسترش دهيم و به پژوهش درباره برنامه‌ها و روش‌ها بها و ارزش لازم را بدهيم. پژوهش‌هاي كاربردي كه نتيجه آن سريع‌تر است را در اولويت قرار داده و در پژوهش‌هاي خود، ارائه راهبردهاي اجرايي را با توجه به واقعيت‌هاي موجود در آموزش و پرورش سرلوحه كار خود قرار دهيم.

تاریخ درج: 22 دی 1387 ساعت 10:33 تاریخ تایید: 22 دی 1387 ساعت 12:13 تاریخ به روز رسانی: 22 دی 1387 ساعت 11:12

اصحاب «كاوه» چه مي‌گفتند؟

حسين بهمنيار

بدون ترديد نهضت مشروطه را بايد نقطه عطفي در تاريخ معاصر ايران و در مسير تحولات فکري و سياسي ايرانيان شمرد. سيد حسن تقي زاده يکي از رهبران سياسي اين خيزش تاريخي بود که در طول زندگي سياسي خود فراز و نشيب‌هاي فراواني را طي کرد. وي از تندروترين رهبران سياسي مشروطه بود که به دليل فعاليت‌هايش ناچار راه تبعيدي نسبتا طولاني را به اروپا در پيش گرفت. با اين تبعيد دوره نخست فعاليت سياسي او به انجام رسيد و دوره‌اي ديگر در زندگي اش آغاز شد که نقطه عطف آن را بايد انتشار روزنامه کاوه در برلين به شمار آورد. اين دوره مصادف بود با سرخوردگي بسياري از مشروطه خواهان از تحولاتي که در کشور به وقوع پيوسته بود. اين ايدئولوژي از سوي شمار بسياري از روشنفکران ايراني همانند علي اکبرخان داور، علي دشتي، مرتضي مشفق کاظمي، حسين کاظم زاده ايرانشهر، عبدالله رازي و کثيري ديگر از روشنفکران نسل دوم مشروطه ترويج مي‌شد. ازنسل نخست مشروطه خواهان سيد حسن تقي‌زاده نيز تا اندازه‌اي تحت تاثير اين جنبش قرارگرفت، اگرچه ازتندروي‌هاي آن مصون ماند. پس از جنگ جهاني اول، به کوشش تقي زاده و نواب در برلين روزنامه‌اي انتشار يافت که کاوه نام داشت. گردانندگان اين نشريه در حقيقت همان گردانندگان «انجمن ايران» در برلين بودند که سيد حسن تقي‌زاده و حسينقلي خان نواب دو نفر از برجسته‌ترين اعضاي آن به شمار مي‌آمدند. در ايران، کساني چون احمد علي (مورخ‌الدوله) سپهر که در اين دوره کارمند سفارت روسيه در تهران بود با آن مرتبط بودند. نشريه ارگان اين گروه انديشه تجدد و ترقي را سرلوحه کار خود قرار داده بود. گردانندگان روزنامه معتقد بودند که تمدن جديد غرب را بايد يکپارچه پذيرفت و در ايران رواج داد.
آنچه در مرحله نخست اهميتي بسيار داشت برخورد گردانندگان کاوه با مساله اخذ تمدن جديد و حدود و ثغوري بود که در اين کار قائل مي‌شدند. اين انديشه مبتني بر پذيرش و ترويج تمدن جديد بدون هيچ قيد و شرط بود. عواملي که اين نويسندگان را به اين انديشه جذب مي‌کرد انحطاط همه جانبه ايران از نظر عملي، سياسي و اخلاقي، از يک سو، و شکست جريان تجددخواه در مقطع مشروطيت، از سوي ديگر، بود که به‌‌رغم تلاش‌هاي متمادي به دليل بحران‌هاي موجود در نظر و عمل نتوانست حتي گامي جامعه ايران را به سوي پيشرفت هدايت کند و انحطاط شتابنده آن را متوقف سازد. از نظر آنها ايران با وجود آزمودن تجربه مشروطه، در تمامي عرصه‌هاي حيات، چه از نظر عيني و چه از نظر ذهني، از ملت‌هاي متمدن فرنگ صد هزار فرسنگ عقب‌تر به نظر مي‌رسيد. گذشته ناکام تجددخواهي و سقوط جامعه ايراني در هرج و مرج و گريز آن از اخلاق مدني و امتناع شکل‌گيري مناسبات جديد تمدني همکاران و نويسندگان کاوه را، نسبت به درستي راهي که در گذشته پيموده شده بود، به ترديد مي‌انداخت و آنها را از حرکتي روي گردان مي‌کرد که به دنبال گزينش وجوهي از تمدن و فرهنگ غرب و انطباق آن بر شرايط ايران، و بدون پرسش جدي از سنت، مي‌خواست با حفظ ميراث تاريخي گذشته از دستاوردهاي تجدد هم بهره مند شود. به سخن ديگر، از ديد نويسندگان اين روزنامه جريان‌هاي غالب تجدد خواه در گذشته در پي آن بودند که با حفظ قيد و بندهاي سنتي جامعه را با دستاوردهاي تمدن جديد آشنا سازند و به همين دليل اجتهادات بي‌معني مي‌کردند و اقدامات نيمه کاره‌اي انجام مي‌دادند که نه مي‌توانست حافظ سنن و ودايع گذشته باشد و نه مي‌توانست حتي اندکي ايرانيان را با مفاهيم مدنيت نوين همسو سازد. چه، ساختار و سامان فکري مدنيت نوين از اساس با تلقيات سنتي در تعارض بود، مباني آنها با يکديگر تناقض داشت و به همين دليل سنت نمي‌توانست با تجدد وارد داد و ستد شود. گفت‌وگو بين آنها ممتنع بود. بنابراين، نوشتند که اگر تجددخواهان واقعا سوداي رهبري ايرانيان به سوي نجات و فلاح را در سر مي‌پرورانند، بايد جرأت کنند و اين قيود را به کناري نهند و تمدن جديد را با الزامات آن بپذيرند. در غير اين صورت بهتر است که با همان شيوه‌هاي گذشته زندگي کنند و حداقل به الزامات سنت وفادار بمانند زيرا اين شيوه بهتر از اين است که به «تجدد ناقص» دست يازند.

. . . . .

ادامه نوشته

تعداد آنلاین‌های چین از کل جمعیت آمریکا بیشتر شد

 

رسانه‌های دولتی چین خبر دادند که تعداد کاربران اینترنت در این کشور به 338 میلیون در پایان ماه ژوئن رسیده که این تعداد از کل جمعیت آمریکا بیشتر است

به گزارش AFP، به نقل از خبرگزاری زینوا، مرکز اطلاعات شبکه اینترنت چین اعلام کرد که تنها در شش ماه اول سال 2009، چهل میلیون به تعداد کاربران اینترنت در این کشور اضافه شده‌است.

تعداد اتصلات پرسرعت در چین در نیمه اول امسال با 10 میلیون افزایش به 93.5 میلیون رسیده‌است.

در اوایل ماه ژوئن 95 درصد سطح شهرهای چین به اینترنت پرسرعت و 92.5 درصد روستاها به خطوط اینترنت از طریق تلفن دسترسی پیدا کردند.

پیش‌بینی می‌شود که با سرمایه گذاری 40 بیلیون دلاری سه اپراتور بزرگ چین یعنی China Telecom، China Mobile و China Unicom در گسترش شبکه نسل سوم (3G) در سال گذشته، پوشش شبکه تلفن همراه در مناطق روستایی این کشور افزایش یابد.

تلاش برای تولید تاکسی‌های فضایی

 

سازمان ناسا قصد دارد با سرمایه گذاری 50 میلیون دلاری توسعه خدمات تجاری حمل و نقل مسافران به فضا و تولید تاکسی های فضایی را آغاز کند.

به گزارش مهر، سازمان ناسا اعلام کرد قصد دارد از 50 میلیون دلار از بودجه فدرال به عنوان محرکی برای آغاز شکل‌گیری خدمات تجاری سفر به فضا و حمل و نقل فضایی استفاده کند.

متقاضیان تولید کشتی‌های فضایی 45 روز زمان خواهند داشت تا طرحهای خود را که به صورت رقابتی انتخاب خواهند شد، ارائه کنند. ایالات متحده آمریکا قصد دارد سال آینده و پس از اتمام هفت ماموریت فضایی به منظور تکمیل ساخت ایستگاه بین‌المللی فضایی شاتلهای خود را بازنشسته کند. پس از آن آمریکا برای انتقال تجهیزات و فضانوردان خود به فضا نیازمند فضاپیماهای روسی خواهد شد. [روسیه 6 ماهواره آمریکایی به فضا پرتاب کرد]

تا کنون این سازمان در حال صرف سرمایه‌ای 500 میلیون دلاری به منظور کمک به دو شرکت خصوصی است که در زمینه تولید راکتها و فضاپیماها فعال هستند تا بتواند به تجهیزات لازم برای حمل و نقل فضانوردان خود به فضا دست پیدا کند.

از برنامه‌های یکی از این شرکتها به نام SpaceX تولید کشتی فضایی است که بتواند مسافران مختلفی را به فضا ببرد. برای آغاز این پروژه در حدود 300 میلیون دلار سرمایه مورد نیاز خواهد بود و اجرای کل برنامه های آتی ناسا به منظور تولید فضاپیماهای جایگزین شاتل‌ها در محدوده زمانی 2010 تا 2020 در حدود 108 بیلیون دلار تخمین زده شده است.

بر اساس گزارش رویترز، تا کنون به جز شرکت SpaceX شرکتهای متعددی از جمله بوئینگ برای ارائه طرحهای خود به منظور تولید کشتی تجاری فضایی اعلام آمادگی کرده‌اند.

تاریخ درج: 20 مرداد 1388 ساعت 19:19 تاریخ تایید: 21 مرداد 1388 ساعت 09:11 تاریخ به روز رسانی: 21 مرداد 1388 ساعت 09:16

اندیشه نهادگرایی؛ نهادگرایان جدید

سفري به تاریخ علم اقتصاد؛ سفر دوازدهم

حمید زمان‌زاده
عکس:داگلاس نورث
«اینکه نهادها بر عملکرد اقتصادی تاثیر می‌گذارند چندان جدال‌برانگیز نیست و همگان کمابیش آن را پذیرفته‌اند. این نکته نیز چندان محل منازعه نیست که عملکرد متفاوت اقتصادها در طول زمان اساسا متاثر از تغییر و تحول نهادها است.


با وجود این، نه نظریه اقتصادی معاصر و نه تاریخ‌نگاری بر پایه اعداد و ارقام، هیچ‌کدام نقش نهادها در عملکرد اقتصادی را به حساب نمی‌آورند، چرا که چارچوب‌های تحلیلی لازم برای وارد کردن تحلیل‌های نهادی در علم اقتصاد و تاریخ اقتصادی هنوز آماده نشده است». (نورث، 1990)
اقتصاد نهادگرایی قدیم، با انتشار «نظریه طبقه مرفه» اثر تورستین وبلن در سال پایانی قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذارد. در طول قرن بیستم که جریان اصلی اقتصاد مرسوم تحولات شگرفی را به خود دید، مکتب اقتصاد نهادگرا نیز به عنوان یکی از جریانات فکری منتقد اقتصاد ارتدکس، بسط و گسترش یافت. اما نظریات اقتصادی نهادگرایان قدیم، در محافل آکادمیک اقتصاد، شهرت و نفوذ چندانی پیدا نکرد. نسل جدیدی از نهادگرایان مانند نورث و ویلیامسون برخاستند و با احیای میراث نهادگرای قدیم، اقتصاد نهادگرایی جدید را بنا نهادند. در این مسیر اقتصاد نهادگرایی قدیم تحت‌شعاع نهادگرایان جدید قرار گرفت و به حاشیه رفت. کنت ارو در مورد سیر دگرگونی اقتصاد نهادگرا می‌گوید: «چرا نهادگرایی قدیم با وجود برخوردار بودن از تحلیلگران توانایی نظیر وبلن، کامونز و میچل، مورد بی‌توجهی قرار گرفت؟ شاید یکی از دلایلش، تحلیل‌های ویژه‌ای است که اقتصاد نهادگرای جدید ارائه کرده است. البته این تحلیل‌ها، پاسخ جدیدی برای سوالات سنتی علم اقتصاد نظیر تخصیص منابع و درجه بهره‌وری ارائه نمی‌دهد؛ لکن پاسخی برای سوالات جدیدی مانند این سوال که چرا نهادها به این صورت به وجود آمده‌اند نه به شکلی دیگر، ارائه می‌دهد. این نظریه با تاریخ اقتصادی عجین می‌شود و تحلیل‌های محکم‌تر و دقیق‌تری را با استفاده از تحلیل‌ها و ابزارهای خرد صورت می‌دهد».

. . . . . . .

ادامه نوشته

لذت‌جویی مجازي


مترجمان: نیلوفر کرانی‌زاده و امید شکیبا


بسياري از جوانان ترجيح مي‌دهند اوقات خود را به خوش‌گذراني و لذت‌جویی بپردازند تا صرف فعالیت‌های سياست کنند، اما تا چه مدت زمان اینگونه است؟


يكي از دلايل موفقيت باراك اوباما در مبارزات انتخاباتی، استفاده چشمگير و موثر او از اينترنت، فضايي كه جوانان براي برقراري ارتباط از آن استفاده مي‌كنند، بود. استفاده خستگي‌ناپذير طرفداران اوباما از بلاگ‌ها و سايت‌هاي شبکه‌سازی اجتماعی، به ايجاد شور و هيجان، جمع‌آوري پول، راي آوردن و برانگيختن هوشياري سياسي در تمامي آمريكا كمك كرد.
همه اينها نقطه عطفي در تاريخچه سياسي اينترنت بود. ليكن دگرگوني و مهم‌تر از آن آزادي یافتن كه از تاثيرات ارتباطات مدرن مي‌باشد، در جوامعی كه از آمريكا فقيرتر هستند و زندگي سخت‌تري دارند، چشمگيرتر بوده است. منظور كشورهايي است كه رژيم‌هاي خودکامه، با عادات و رسوم خشک و انعطاف‌ناپذیری دارند و تا همین اواخر امکان آزادی عمل اندکی به نوجوانان مي‌دادند.
پرسشی كه در اذهان ناظرين اينترنت (كساني كه آثار و عواقب اينترنت را زیر نظر دارند) به وجود مي‌آيد، اين است: وقتي وبگردهای جوان در معرض حقايق، ديدگاه‌ها، بينش‌ها و دامنه‌اي از گفت و شنودها كه با ادراكات پدر و مادرشان بسيار تفاوت دارد قرار مي‌گيرند، چگونه از اين دستاوردها استفاده‌ مي‌كنند؟ آيا سعي مي‌كنند دنيا را تغيير دهند يا اينكه خيلي ساده درصدد لذت بردن از آنها برمی‌آیند؟
شواهد بسیار زيادي هست که جوانان دومی را انتخاب می‌کنند و کارشناسان، واژه جديد لذت‌جويي مجازي (cyber-hedonism) را براي توضيح دادن آن ابداع كرده‌اند. برخلاف ميل آرمان‌گرايان، به نظر مي‌رسد جوانان در بسياري از كشورها از جريانات و كشمكش‌هاي سياسي نسل‌هاي قبل دست كشيده‌اند و لذت‌هاي ديجيتالي را جايگزين آن كرده‌اند. تهيه انواع فيلم‌، موسیقی، داشتن ارتباط‌هاي لحظه‌اي و البته فرصت‌هاي جنسي،‌ براي آنها شادي‌بخش‌تر شده ‌است. يكي از مسائل جالب توجه در مورد لذت‌جويي مجازي در مقايسه با سياست اين است كه کمتر احتمال می‌رود توجه صاحبان قدرت به اين موضوع جلب شود.
دامنه سرگرمي‌هاي الكترونيكي براي جوانان از كاملا‌ بي‌خطر تا بي‌نهايت خطرناك جریان دارد. در نيجريه پرفروش‌ترين كتاب، كتابي با عنوان «جلب محبت از طریق پیام‌های فراموش نكردني» براي نوجوانان است. جوان‌هاي هندي ميل شديدي به جست‌وجو در سايت‌هاي ازدواج براي پيدا كردن همسر مناسب خود دارند. تازه عروس‌ها كه مي‌خواهند با بازديد از اماكن مشهور نظير تاج محل جشن بگيرند، مي‌توانند به جاي آن يك تور مجازي داشته باشند. در كشورهاي ثروتمندتر آسيايي، نظير كره جنوبي يا سنگاپور جوانان به قمار كردن به صورت آنلاین تمايل دارند و اين مساله اغلب اعتيادآور مي‌شود. البته لذت جویی مجازی نمي‌تواند جايگزين مکالمات و ارتباطات در زندگي واقعي شود، بلكه به نظر مي‌رسد فقط بعضي موانع را از ميان برمي‌دارد.
در كشور شيلي فرهنگ جوانی معروف به جنبش Pokemon پايه‌ريزي شده است كه در آن، جوانان زير بيست سال با مدل موهاي عجيب، براي بوسيدن يا بيشتر دور هم جمع مي‌شوند؟ همه اينها، همانند فعاليت‌هاي گروه‌هاي محافظه‌كارانه جوانان كه مورد تاييد نيستند، با استفاده از روش‌هاي الكترونيكي هماهنگ مي‌شود.
در چين، دو سوم پاسخ دهندگان به یک نظرسنجی در مورد اين پرسش كه «آیا رابطه كاملا حقيقي از طريق اينترنت امكان‌پذير است» پاسخ مثبت دادند، در مقایسه با آمريكایی‌ها که فقط یک پنجم چنین احساسی داشتند. ولي مسلما همه چيني‌ها از اينكه مسائلی به صورت مجازي داشته باشند، راضي نيستند: یک پزشك زنان كه تلفن‌هاي ضروري مربوط به حاملگي در شانگهاي را‌ پاسخ مي‌دهد می‌گوید، نيمي از تلفن‌هايي كه به او مي‌شود، از جانب دخترهايي است كه از طريق اينترنت پسرها را ملاقات كرده‌اند.
حقيقت اين است كه در بسياري از كشورها دسترسي به مطالب و صور قبیحه بزرگ‌ترين عاملي است كه مردهاي جوان را به استفاده از اينترنت ترغيب مي‌كند. در خاورميانه و آسياي جنوب شرقي كساني كه براي نخستین بار وارد كافي‌نت می‌شوند، اغلب از مشاهده مشتریان مردی که به طرز عجیب صفحه کامپيوتر خود را از ديد ديگران مخفي نگه می‌دارند، متعجب می‌شوند. صاحبان اين كافه‌ها مي‌دانند چه اتفاقي در حال رخ دادن است؛ اما آنها همچنين مي‌دانند كه برخورد با اين مسائل و جلوگيري از آن،‌ باعث بی‌رونق شدن کار و کاسبی‌شان خواهد شد. در عربستان سعودي نيز كه به شدت پيرو سنت‌هاي گذشته است، بيشترين موردي كه بين نوجوانان از طريق تلفن همراهشان ردوبدل مي‌شود، موارد شهوت‌انگيز است. رهبران سياسي و تشکیلات دینی با توجه به خیزش لذت‌جویی مجازی در وضعيت بغرنجی قرار گرفته‌اند: آيا از مسیر جوانان خود پيروي کرده يا سعي كنند با شيوه‌هاي خاص آنها را از كامپيوتر دور كنند.
در آسيا، برخی از سياستمداران تلاش كرده‌اند خود را موافق با اين امر نشان دهند و از لذت‌گرايي اينترنتي به نفع خود بهره ببرند. در انتخابات سال قبل در تايوان، كانديداها براي تظاهر به دوستدار اينترنت و جوانان بودن با يكديگر رقابت مي‌كردند. يكي از نامزدهای انتخابات، عضوی از افراد گروه موسیقی هوی متال را براي سخنراني استخدام كرد و مجموعه‌اي از آگهی‌های تبلیغاتی را بر روی یوتیوب كه سايت اشتراك‌گذاری فیلم‌های ويدئويي است، فرستاد. او از اينكه در مورد یک فيلم غيراخلاقي معروف، به طرز صريحي اظهارنظر كند، هيچ هراسي نداشت.
در كشورهاي خودکامه مثل روسيه و چين، كه در حال بالا بردن استانداردهاي زندگي مردم هستند تا اين اواخر ناديده گرفتن و آزاد گذاشتن لذت‌جویی مجازی، نمونه‌اي از به اصطلاح پیمان فاوستی بود كه صاحبان قدرت به جامعه ارائه می‌کردند: ما اجازه مي‌دهيم شما از هر طريقي كه مايليد حتي اگر مغاير با سنت‌هاي قديمي باشد به خوش‌گذراني بپردازيد، تا وقتي كه به سياست كاري نداشته باشيد؛ اما حالا که شرايط اقتصادي دچار بحران شده است، آيا جوانان همچنان خود را از جريان اين مسائل دور نگه خواهند داشت؟
منبع: اکونومیست

چرا وقتي سيب را برش مي‌دهيم تغییر رنگ می‌دهد؟

 

 
عامل قهوه‌اي شدن سیب درختی یا سیب زمینی برش خورده دسترسي آنزيم‌هاي سلول آن‌ها به اكسيژن است.

همانطور كه مي‌دانيد تمام سلول‌ها داراي هزاران آنزيم هستند.

مكانيزم اصلي كه باعث قهوه‌اي شدن اين دو نوع ميوه مي‌شود شامل آنزيمي به نام "اكسيد پلي فنل"است كه "تايروساينز" نيز ناميده مي‌شود كه در بافت گياه مشترك است.

وقتي اين ميوه را برش مي‌دهيد در واقع برخي از سلولها را برش مي‌دهيد و آنزيم‌هاي موجود در آن به اكسيژن هوا دسترسي پيدا مي‌كنند سپس رنگ ميوه قهوه‌اي مي‌شود و اين همان چيزي است كه باعث مي‌شود آنها را دور اندازيد.

آسان‌ترين راه براي پيشگيري از قهوه اي شدن اين ميوه قراردادن برش‌ها، در آب است به نحوي كه آنزيم‌ها به اكسيژن دسترسي نداشته باشند.

حرارت دادن سيب‌هاي درختي به صورتي كه آنزيم‌ها ماهيت اصلي خود را از دست بدهند روش ديگری برای جلوگیری از تغییر رنگ است. 

تاریخ درج: 20 مرداد 1388 ساعت 12:54 تاریخ تایید: 21 مرداد 1388 ساعت 09:01 تاریخ به روز رسانی: 21 مرداد 1388 ساعت 09:07

معرفی کتاب مباحث ویژه مدیریت دولتی

کتاب جدید دکتر صیاد با عنوان "مباحث ویژه مدیریت دولتی " در انتشارات شهرآشوب به چاپ رسید.

این کتاب مشتمل بر دو بخش و نه فصل بوده که بخش اول با عنوان آشنایی با روش موردپژوهی و موردکاوی از ۴ فصل تشکیل شده است و بخش دوم به قضایای سازمانی پرداخته و ۵۶ قضیه مورد بحث و تحلیل قرار گرفته شده است.

این کتاب برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مدیریت قابل استفاده می باشد.

 

از عشق انساني تا عشق عرفاني

انسان‌شناسي ديني دو وجه ظاهرا متناقض دارد. از يک زاويه در ادبيات ديني انسان بسيار تکريم شده است و از زاويه‌اي ديگر انسان بسيار تخفيف شده و خوار شمرده مي‌شود. اين دونگاه، دو وجه ظاهرا متناقض وجود آدمي را شکل مي‌دهند. اما وجه مثبتي که در ادبيات ديني درباره آدميان عرضه شده، چيست؟ مطابق فلک‌شناسي پيشينيان، زمين مرکزعالم است بنابراين زمين به عنوان جايگاه آدميان، مرکز خلقت عالم به شمار مي‌رفت. پس به لحاظ جغرافيايي انسان در کانون و مرکز هستي واقع شده بود و اين جايگاه نيز البته از موقعيت ممتاز آدمي حکايت مي‌کرد. اين مرکزيت اما تنها به مرکزيت جغرافيايي و مکاني منحصر نشده بود بلکه آدميان داراي نوعي مرکزيت ارزشي هم بودند. آدميان اشرف مخلوقات محسوب و خليفه خداوند روي زمين خوانده مي‌شدند. خداوند آدمي را بر صدر تمامي مخلوقات و موجودات نشاند و او را سمبل آفرينش قرار داد. در تورات مي‌خوانيم:«و خداوند آدم را آفريد و خدا آدم را بر صورت خود آفريد.» به واقع تنها انسان است که چنين ويژگي منحصربه فردي را داراست. در قرآن هم آمده که خداوند به انسان‌ها مي‌گويد که بعد از سرشتن گل آدم:«فنفخت فيه من روحي (از روح خود در او دميدم).» به‌اين ترتيب خداوند به انسان علمي را آموخت که منحصر به آدميان بود و هيچ موجود ديگري را توانايي شناختن آن علم نبود. خلاصه کلام اينکه نه تنها آدميان به لحاظ جغرافيايي در مرکز عالم قرار داشتند بلکه به لحاظ ارزشي نيز احسن مخلوقات و سرگل کائنات بودند.
اما وجه منفي انسان چه بود؟ در اين ديدگاه انسان در برابر خداوند هيچ است. آدمي موجودي ضعيف است که در برابر شعشعه نور خداوند ويران شدني است. در بينش و نگاه ديني وقتي که خداوند درمي‌رسد همه چيز از جمله آدميان در پيش او رنگ مي‌بازد. هستي آدميان همانند ستارگان آسمان است که با طلوع خورشيد تمامي خرده نورها جارو مي‌شوند و از ميان مي‌روند. به تعبير دقيق‌تر مرکز اصلي عالم خداوند است و اگر آدميان مرکزيتي مي‌يابند تنها به علت اتصال و ارتباط آنها با خداوند است. آنچه گفته شد تصوير ساده شده نگاه پيشينيان ما به طبيعت وانسان است. کاملا طبيعي است که وقتي فرد چنين تصويري از انسان و طبيعت داشته باشد به هرجا که بنگرد خداوند را مي‌بيند:

. . . . .
ادامه نوشته

تصاوير ديدني: شبهاي تهران

 








اتوبان همت
. . . . . . .
ادامه نوشته

مديريت دولتي نوين و ويژگي هاي دموكراتيك آن

چكيده

در دهه هاي اخير شاهد ظهور رويكردي جديد در مديريت دولتي بوده ايم. بعبارت ديگر رويكردي جديد كه براي رويارويي با مشكلات و مسائل پيچيده عصر حاضر شكل گرفته است. ضرورت برخورد با چالش هايي از قبيل تغيير تكنولوژي، جهاني شدن، انقلاب اطلاعات و رقابت بين المللي، دولت ها را ناگزير از ايجاد تغييرات عمده ايي در بخش مديريت دولتي خود نموده است. پارادايم الگوي سنتي اداره كه در بخش اعظم قرن بيستم يك نظريه غالب محسوب مي شد، در طي سال هاي اخير كه شاهد تغييراتي به مراتب وسيعتر از همه تغييرات قرن بيستم بوده ايم، جاي خود را به «مديريت گرايي» يا مديريت دولتي جديد داده است. ويژگي مهم رويكرد نوين مديريت دولتي جلب مشاركت مردم در انجام امور و سپردن كارها به دست آنان است. رويكرد «مديريت گرايي» براي جوامعي مناسب است كه در آن ها نظر ارباب رجوع و مشتريان سازمان ها از ارج و اهميت بالايي برخوردار است، كرامت وارزش انسان مد نظر است و پاسخگو بودن به نيازهاي جامعه و رضايت اهل آن هدف اصلي سازمان هاست.

كليدواژه : اداره امور دولتي ؛ مديريت دولتي نوين ؛ بروكراسي ؛ بوروكراسي ؛ الگوي سنتي دولت ؛ دولت كارآفرين ؛ New Public Management ؛ NPM ؛ مديريت گرايي دولتي

1- مقدمه

اداره امور دولتی که در اینجا الگوی سنتی نامیده می شود در دوران خود یک نهضت اساسی عمده محسوب می شد. الگوی سنتی را می توان اداره امور تحت کنترل رسمی رهبری سیاسی دانست که مبتنی بر یک الگوی سلسله مراتب دقیق بوروکراسی است. لغت «بوروكراسي» نخستين بار توسط «وينسنت گرومي»‌ در سال 1765 وضع شد. آقای «ماكس وبر»، جامعه‌شناس بزرگ، در اوايل قرن بيست متوجه اهميت بوروكراسي شد. از آنجا كه مهم‌ترين مساله وبر مدرنيته و عقلانيت مدرن بود، به ناچار توجه معطوف سازمان‌هاي مدرن گرديد[1].

پیش فرض اساسی در الگوی بوروکراسی این چنین است که مقامات ثابت بی طرف و گمنام در آن بکار گمارده می شوند. عامل انگیزش آنها، صرفا علایق عمومی است، به همه احزاب حاکم به طور یکسان و برابر خدمت می کنند. در سیاست گذاری دخالت ندارند، بلکه صرفا خط مشی هایی را که توسط سیاستمداران وضع می شوند، به مورد اجرا می گذارند[6].

ادامه نوشته

ازدواج عاقلانه در محيط مجازي

 
 رشد فزاينده‌ استفاده از اينترنت در بين خانواده‌هاي ايراني و مخصوصا جوانان، در كنار نقاط مثبت و منفي بي‌شماري كه دارد و هر كدام تحليلي فراخور خود را مي‌طلبد

حكايت از يك مسئله دارد و آن اينكه نمي‌توان تنها با بيان تبعات منفي آن، انتظار داشت كه ديگر هيچ‌كس، ساده‌لوحانه به سمت اين دنياي مجازي حركت نكند و اگر احيانا اين كار را كرد، ما تنها شاهد و ناظر آن بوده تأسف بخوريم و يا به بيان ارقام و اعداد و بيان حوادث و ماجراهاي حقيقي و عيني قربانيان آن اكتفا كنيم.

چراكه افسانه‌ شخصي در بين هر كاربر، اين اجازه را به او مي‌دهد كه به تصور اينكه خود، دچار چنين اشتباهي نخواهد شد، دانه‌هاي پراكنده در تله‌ شيادان اينترنتي را خواهد برداشت.

پس بهترين راهكار، براي كاربران كه به اين دنياي مجازي به چشم چراغ جادوي علي‌بابا كه بر‌آورنده‌تمام خواسته‌ها، نيازها و كمبودهايشان بوده، اكتفا كرد، بلكه مؤثرترين كمك، ارائه راهكارها و به‌اصطلاح شاه‌كليدهاي موفقيت در اين دنياي مجازي است.

در بين خطرات احتمالي در اينترنت، بيشترين خطر، مخصوص جواناني است كه به سرعت جذب آن شده و اكثر آنان به‌دنبال همراهي، براي بقيه‌ عمر خود هستند! شريك زندگي‌اي كه يافتن او ديگر چون گذشته، نياز به كوشش فراواني ندارد و واسطه‌هاي حقيقي(مادر و خواهر و دوست و همكار) تبديل به واسطه‌اي الكترونيكي (كامپيوتر) شده‌است، آن‌هم با كمترين هزينه، از سوي ديگر نياز به داشتن چهره آراسته و زماني مشخص و يا حتي دادن اطلاع يا گرفتن اجازه از خانواده‌ها نيست!

در حالي‌كه در طرف مقابل نيز شايد چنين تصوراتي وجود داشته باشد و طرف مقابل نيز به‌دنبال همسر ايده‌آل خود به دور از هنجارهاي گاه سخت و طاقت‌فرساي جامعه باشد، از اين‌رو در اين مجال كم، قصد بيان راهكارهايي را براي شناختي به نسبت صحيح در اين محيط داريم.

اما بايد همواره به اين نكته توجه داشت كه اين نوع شناخت هيچ‌گاه به اندازه شناخت در محيط حقيقي و زير نظر خانواده‌ها نمي‌رسد.

1- توجه به نام كاربري يا همان اصطلاح رايج در بين كاربران(id/  آي دي) اينكه كاربر مقابل چه نامي را براي خود در اين محيط برگزيده‌ است مي‌تواند مقدمه‌ شناخت طرز فكر او باشد، اكثر كاربراني كه اين محيط را براي تفريح يا سرگرمي برگزيده‌اند، از نام‌هاي مستعار و بي‌محتوا استفاده مي‌كنند.

2- طرز صحبت و بيان كلمات: در اينترنت، امكان برقراري ارتباط كلامي يا نوشتاري در محيطي به نام چت، فراهم مي‌شود كه آن‌هم ابزار بسيار مناسبي براي فهم اخلاق طرف مقابل است، چراكه با نديدن طرف مقابل(در گفت‌وگوي گفتاري يا نوشتاري) برخي از كاربران احساس راحتي كرده و بدون در نظر گرفتن ضوابط و شرايط اخلاقي مطالبي را بيان مي‌كنند كه اين نشان از تصميم آنها به امر ازدواج يا دوستي و يا هر قصد و نيت ديگر دارد.

3- بيان مقصود: هر كس در محيط مجازي و مخصوصا در چت، به قصد و هدفي وارد شده‌است، اكثر كاربران براي گذراندن اوقات فراغت خود وارد اين محيط مي‌شوند، پس بهتر است كسي كه به قصد ازدواج وارد اينترنت مي‌شود، از بيان قصد خود ابايي نداشته باشد، رو راست باشد تا طرف مقابل نيز تكليف خود را بداند و اگر قصد ازدواج ندارد، در مسير انتخاب او قرار نگيرد.

4- وبلاگ‌: وبلاگ‌ محيطي است در اينترنت، كه امكان نوشتن خاطرات، نظرات، الصاق عكس و موسيقي را براي كاربران اينترنت به طريق بسيار آسان و ارزان(در اكثر موارد رايگان) فراهم مي‌كند كه امكان نمايش آن براي همه‌ كاربران فراهم است، خواندن وبلاگ طرف مقابل مي‌تواند روحيات نويسنده يا به‌اصطلاح مدير وبلاگ را مشخص كند.

5- وب‌سايت‌هاي مورد علاقه: اگر وبلاگ نداشته‌باشد، حداقل در اين محيط، وبلاگ‌ها و يا وب‌سايت‌هايي هستند كه او به آنها علاقه‌مند است، اين‌هم طريق ديگري براي پي بردن به افكار، اعتقادات و روحيات طرف مقابل است.

6- گفت‌وگو: اگر تا اين مرحله با موفقيت سپري شده‌است، مي‌توان وارد گفت‌وگو شد اما بايد استفاده از كلمات و جملات احساسي خودداري شود، چرا كه بيان اين جملات همچنان كه هر دو طرف را به هم علاقه‌مند مي‌كند، از طرف ديگر از دايره‌ منطق دور شده و اجازه‌ تصميم‌گيري را در مقاطع بعد از هر دو طرف سلب خواهد كرد، از سوي ديگر نبايد صحبت‌ها طولاني شود.

7- ديدار: قرار ديدار حضوري كه در اكثر مواردِ گفت‌وگوي اينترنتي روي مي‌دهد، پديده‌اي غريب به‌نظر نمي‌رسد اما بهترين و مناسب‌ترين آن، زماني است كه خانواده هر دوطرف، در جريان اين قضيه قرار گرفته‌اند و با اطلاع خانواده‌ها در محيطي عمومي با وي قرار بگذاريد، چرا كه بسياري از قربانيانِ‌ آشنايي اينترنتي خانواده‌هاي خود را در جريان چنين كاري قرار نداده و تبعات آن را نيز به جان مي‌خرند.

8- روال طبيعي: بعد از اين مرحله‌است كه ديگر بايد روال عادي آشنايي تحت نظر هر دوخانواده طي شود.

اما در تمام اين موارد نبايد از خاطر دور داشت كه آشنايي اينترنتي هرچند كه با تمام ملاحظات و معيارها صورت گيرد اما به گفته‌ دكتر ساروخاني صاحب‌نظر در جامعه‌شناسي خانواده، به پاي آشنايي در دنياي حقيقي نمي‌رسد، همواره بايد اين احتمال را داد كه كسي كه آن سوي دنياي مجازي هم صحبت و هم كلام شما شده‌است، ممكن است تنها براي وقت گذراني، دوست ‌يابي و يا حتي كلاهبرداري از شما باشد.

10غذا برای تقویت هوش!!

بهتر است از غذاهایی که ارزش غذایی ندارند بپرهیزید،غذاهایی که فقط باعث چاقی شما میشوند،نه تنها حافظه شما را تقویت نمی کنند بلکه کلسترول خونتان را نیز بالا می برند .

این ده ماده غذایی به ترتیب زیر می باشد : 

 
1- اسفناج :
اسفناج به دلیل بافت های گیاهی که دارد از بسیاری از بیماری ها در خانم های پیشگیری می کند.تحقیقات نشان می دهد خانم هایی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگری استفاده می کنند،پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند.اسفناج به دلیل آنزیم هایی که در برگ های آن وجود دارد،سیناپس بین سلول های را تسهیل می بخشد.و هوش را تقویت می کند.اسفناج دارای ماده ی دارویی به نام فولیک اسید است که در جهت تقویت حافظه موثر می باشد.و هم چنین برای افرادی که دارای عارضه ی قلبی هستند نیز بسیار مفید می باشد.اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز می باشد،

 
2- قهوه :
قهوه دارای موادی مانند :آنتی اکسیدانها،آمینو اسید،ویتامین و مینرال است.بخصوص اگر دانه های قهوه را دم کنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید می باشد.قهوه به دلیل کافئینی که دارد در جهت تقویت حافظه مفید است.قهوه ی هم چنین بر ضد آلزایمر میباشد و با مصرف مداوم قهوه دچار آلزایمر نخواهید شد .


3- غلات:
غلاتی مانند سویا ،لوبیا،نخود فرنگی،عدس سبزیجات دارای روغن بسیار مفیدی هستند که در جهت تقویت حافظه لازم می باشد .


4- میوه و سبزیجات :
میوه و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های بسیار مفیدی هستند.میوه و سبزیجات بسیار برای تقویت حافظه مفیدند.

 
5- تخم مرغ :
تخم مرغ ماده ی بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه می باشد بخصوص این که مادران باردار به هنگام بارداری و در هنگامی که جنینی را در رحم دارند،تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است .


6- ماست :
آیا می دانید یک پیاله ماست دارای امگا 3 و دی اچ ای می باشد.امگا 3 و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه می باشند .اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند،تاثیر بسیاری را بر روی رشد او می گذارد .


7- انبه  :
این میوه ماده ی دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید می باشد.با این که میوه چرب است و دارای بافتهای چربی می باشد اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد.هنگامی که گردش خون سریعتر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است .

 
8- سیب زمینی :
محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند که موادی مانند کربوهیدرات های،که به وفور در سیب زمنی یافت می شوند باعث تقویت حافظه می شوند .


9- ماهی :
ماهی نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که باعث تقویت و رشد سرییع تر سلول های مغز می شود . در نتیجه باعث تقویت حافظه می شود .ماهی برای عارضه ی قلبی نیز مفید است .


10- شکلات : شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می شود،البته بهتر است شکلات هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا شکلات هایی را که حاوی شیر باشند.
 
تهیه و ترجمه :  ندا فراهانی

روشهاي غلبه بر بي حوصلگي، دلزدگي

بي حوصلگي هنگامي روي ميدهد كه ما ديگر به اطرافيان، اشياء پيرامون خود و فعاليتهاي روزمره خود علاقه مند نبوده و از آنها لذت نميبريم. بي حوصلگي در واقع فقدان تنوع و انگيزش در زندگيست...

 

يكي از خصوصيات انسان تنوع طلبي و نياز به تغيير مداوم در شكل و نوع محركات بيروني ميباشد. سازگاري حسي سبب ميشود ما از فعاليتهاي تكراري به ستوه آييم. سازگاري حسي يعني: كاهش حساسيت حواس زماني كه در معرض مداوم يك عامل محرك ثابت و تغيير ناپذير قرار ميگيرند. مثلا پس از خريد يك تلفن همراه نو شوق و ذوق فراواني داريم اما پس از گذشت يكي دو ماه همان تلفن همراه برايمان تكراري و ملال آور ميشود.

همين عامل در روابط زن و مرد نيز مصداق دارد. افراد بسياري از اين مسئله شكايت ميكنند كه دوست  دختر و يا پسر محبوب آنها ديگر برايشان عادي و خسته كننده شده و هيجان و شور اوايل آشنايي در روابطشان رنگ باخته است. اما بايد آگاه بود كه تنوع طلبي يك ويژگي ذاتي انسانها بوده و ميبايست در برخي موارد آن را تحت كنترل درآورد و برايش محدوديت قائل شد. حتي اگر مردي  همسر زيبايي هم داشته باشد ممكن است به زنان ديگر مخفيانه نگاه كند و يا زل بزند حتي اگر آن زنان نازيبا و زشت باشند. چرا كه نزد آن مرد زيبايي همسرش ديگر تكراري و عادي گشته  و به عبارتي به چهره وي عادت كرده و بدنبال يك محرك بصري جديد ميگردد. اما همين مرد بايد مطلع باشد كه اين دور باطل هيچگاه به كمال خوشنودي منتهي نميگردد جايي كه ديگر چيزي دلش را نزند و برايش تكراري نگردد. (زني كه هيچگاه برايش تكراري و خسته كننده نشود).

بنابراين بايد براي برخي امور در  تنوع طلبي محدوديت قائل شويم و گرنه مجبور خواهيم شد هميشه بي حوصله و دلزده باقي بمانيم و طعم رضايت را نچشيم. يكي از نكات بسيار مهم در روابط اين ميباشد كه زن و مرد هر آنچه كه دارند را يك باره رو نكنند. يعني تمام مهارتها، خصوصيات اخلاقي و شخصيتي، آرزوها، اسرار، برنامه هاي آينده، هدفهاي بلند مدت و كوتاه مدت و غيره. چون زماني كه مثلا دختري از تمام راز و رمز، مهارتها و شيرين كاري هاي يك پسر آگاه شود ديگر چيزي باقي نميماند كه حس كنجكافي دختر را  نسبت به آن پسر برانگيزد و رابطه از هيجان و تب وتاب مي افتد. مانند فيلمي كه وقتي از ابتدا تا انتهاي آن را مشاهده ميكنيم ديگر بندرت پيش مي آيد كه بخواهيم مجددا نگاهش كنيم اما اگر همين فيلم  بصورت سريال نمايش داده شود هم هيجانش بيشتر ميشود و هم كنجكاوي بيننده براي سر درآوردن از ادامه داستان. اما اين بدين معنا هم نيست كه به طرف مقابلمان دروغ بگوييم و شخصيت اصلي خود را كتمان كنيم بلكه بايد به گونه اي پيش برويم كه در هر يك از ملاقات هايمان  يك سخن، مطلب، خبرو يا برنامه تازه در چنته داشته باشيم. خلاصه بايد پيش بيني ناپذير باشيم.

براي غلبه بر بي حوصلگي در زندگي از اين راهكارها سود بريد:

1-سعي كنيد  هر از چند گاهي در زندگي خود تغييراتي هر چند جزئي ايجاد كنيد.

2- بي كاري و فقدان فعاليت يك عامل مهم در ايجاد بي حوصلگي ست. دست به كار شويد با نشستن و به نقطه اي خيره شدن چيزي عوض نميشود. برخيزيد و به كاري مشغول شويد.

3- حس پوچي و اين باور كه زندگي، شغل و فعاليتهاي شما بي معني ميباشند ميتواند شما را تا مرز خود كشي پيش برد. شما نبايد زندگي خود را يك دايره بي پايان و هدف بدانيد. اين وظيفه خود شماست كه به زندگي خود معنا بخشيد.

4-هر روز يك چيز جديد ياد بگيريد و به علم خود بيفزاييد.

5- خود را به چالش بكشانيد. به فعاليتي دست بزنيد كه در شما استرس ملايمي ايجاد ميكند. مانند برد و باخت (در بازي، ورزش) و يا پذيرش ايده هاي جديد.

6- به ياد داشته باشيد كه هيچ چيز كسالت بار و خسته كننده نيست بلكه اين ذهن بي حوصله شماست كه همه چيز را كسل كننده ميبيند. بي حوصلگي يك امر نسبي و درونيست. افكار خود را تغيير دهيد تا احساسات شما نيز تغيير يابند.

7-حس كنجكاوي خود را بر انگيزيد.نسبت به پيرامون خون بي تفاوت نباشيد.سعي كنيد از همه چيز سر در بياوريد.البته به غير از مسائل شخصي ديگران.

8- خيالپردازي كنيد. خيالپردازي بيش از حد سبب دور افتادن شما از واقعيتها  و حقايق ميگردد اما از تخيل خود ميتوانيد در رفع بي حوصلگي كمك بگيريد. خيالپردازي كنيد و به آرزوهاي خود دست يابيد.

9- تكرار فعاليتهاي روزمره و يا از روي عادت بسيار خسته كننده است. بنابراين ديگر  ايده ها، گزينه ها واحتمالات  را  هم انتخاب كنيد. مثلا هر روز براي صبحانه چاي شيرين نخوريد، يك روز هم قهوه و يا شير بخوريد و يا هر روز سر يك ساعت فعاليت خاصي را انجام ندهيد. هراز گاهي طرز لباس پوشيدن و يا مدل موي خود را  تغيير دهيد .

10- هر بار سر قرار ملاقات يك دست لباس مشابه به تن نكنيد. و يا در كافي شاپ فقط ميلك شيك سفارش ندهيد. با يك هديه بدون مناسبت طرف مقابل خود را غافلگير كنيد.

11- با حسرت به دختران ديگر نگاه نكنيد مطمئن باشيد مردان بسياري نيز هستند كه با حسرت به دوست دختر كنار شما نگاه ميكنند و آرزوي داشتن وي را دارند.

12- تكراري نباشيد.

هدفمند باش و پیروز شو!

کسانی که هدفی دارند در هر کاری مقصد و مقصودی را دنبال می کنند. اما مقصد و مقصودی را در ذهن پروردن چیزی دیگر است. این است که فکر و ذکر خویش را لحظه به لحظه و روز به روز بر انجام کارهای درست متمرکز سازیم و در این راه پایدار بمانیم. اشخاص موفق مقصدی و هدفی دارند. پراکنده یا اتفاقی کار نمی کنند. می دانند که چه می کنند. گروهی موفق می شود که اعضای آن برای رسیدن به مقصد مصمم باشند و هوش و حواس شان به کارشان باشد ، زنان و مردانی که روی هر حرکت خود حساب کنند. در حین انجام کارهای کوچک ، بزرگ فکر کنید ، تا کارهای کوچک شما مسیری درست پیدا کنند...

 

کسی که بخواهد چنان باشد باید چنین کند:

1- هدف و مقصودی برگزیند که ارزش صرف عمر داشته باشد.

انسان وقتی مصمم می شود ، که مقصد و مقصودی در کار باشد. اگر مقصد و مقصود نیرومندی در کار نباشد ، عزم و اراده ای نیز در کار نخواهد بود.

2- ضعف ها و قدرت های خود را بشناسد.

حقیقت این است که اشخاص مایل به انجام کاری هستند که بلد باشند. به کارگیری توانایی ها عشق و علاقه را برمی انگیزد و نیروی خفته را بیدار می کند. اگر خود را بشناسیم و بدانیم که چه کاری از ما برمی آید ، می توانیم وقت و نیروی خود را به راهی بیندازیم که به مقصدی برسد.

3- مسئولیت های خود را اولویت گذاری می کند.

اگر چرای زندگی خود را بشناسید ، تشخیص اینکه چه بکنید و چه وقت آسان تر می شود. یعنی اینکه اولویت های خود را تشخیص دهیم و پیوسته بر مبنای آن کار کنیم.

4- یاد می گیرند که نه بگوید.

چیز دیگری که آدم مصمم و دارای هدف و مقصد باید یاد بگیرد «نه» گفتن است. (البته این برای ما همیشه دشوار بوده است. )

5- دور را می بیند.

نگاه های کوتاه مدت ، همه- یا- هیچ به زندگی غالباً به ضرر آدم تمام می شود. کسانی هستند که همه چیز را به شکل بلیط بخت آزمایی می بینند: یا جایزه ای بزرگ ببرند یا هیچ. اما بیشتر بردهای زندگی اندک اندک و با دستاوردهای کوچک به دست می آیند. اگر در فرایند کوشش برای کامیابی، به جای دستیابی به نتایج فوری، دور را بنگرید ، عزم تان جزم تر می شود. این امر در همه این موردها صادق است: در رشد شخصی، ایجاد ارتباط، سرمایه گذاری مالی، یا موفقیت شغلی.
اگر چرای زندگی خود را بشناسید ، تشخیص اینکه چه بکنید و چه وقت آسان تر می شود. یعنی اینکه اولویت های خود را تشخیص دهیم و پیوسته بر مبنای آن کار کنیم.

چقدر دارای هدف و مقصود هستید؟ آیا هر روز که مشغول به کار می شوید ، برای هر کاری که می کنید برنامه ای و مقصودی دارید؟ می دانید که به کجا دارید می روید و آنچه را می کنید چرا می کنید؟ یا اینکه در وادی زندگی سرگردانید؟ اگر یاران تیمی شما هدف و مقصودی در شما نیابند نمی دانند که چه انتظاری از شما داشته باشند و بعید است روزی که وقتش برسد روی شما حساب کنند.

 

عزم معطوف به هدف و مقصود خویش را به این طریق تقویت نمایید:

* نقطه های ضعف خود را بشناسید.

اگر خود را نشناسید نمی توانید مصمم باشید و چنانکه باید بر هدفی تمرکز نمایید. اگر خود را چنانکه باید نیازموده اید، فهرستی از نقطه های ضعف و قدرت خود تهیه کنید. سپس از اعضای خانواده، دوستان و همکاران بخواهید که ضعف ها و قدرت های شما را آن طور که خود می بینید برشمارند. اطلاعاتی که بدست می آورید هرچه بیشتر باشد و اظهار نظرهای دیگران هرقدر صادقانه باشد بهتر است.

* در کاری که تبحر دارید بمانید و بر تخصص خود بیفزایید.

وقتی که نقطه های قوت خود را خوب شناختید، می توانید نیروی خود را متمرکز سازید. هدف باید این باشد که 80 درصد وقت و نیروی خود را در کاری بگذارید که هم برای شما و هم برای تیم تان بازده بالایی داشته باشد. برنامه فعالیت های روزانه خود را تا جایی که ممکن باشد بر محور همان کار تنظیم نمایید.

* تقویم فعالیت های سالانه خود را بر پایه هدف و مقصودی قرار دهید.

در برنامه ریزی های خود هر چه دورتر را ببینید، کارهای بیشتری انجام خواهد شد. اگر برنامه کاری هفتگی یا ماهانه خود را داشته باشید کارها را آسان تر پیش می برید (اگر هدف های سالانه را هم تعیین کرده باشید که چه بهتر). این هفته بنشینید و جدول زمانی بلندمدت تری را برای کارهایی که در پیش است تنظیم نمایید. اگر تاکنون روزانه فکر می کرده اید حالا هفتگی فکر کنید و اگر هفتگی بوده حالا ماهانه فکر کنید. این امر کمک می کند که هر روز بدانید که در پی چه کاری باشید.

 

منبع :کتاب «17 اصل مهم در کار تیمی» - با تغییر و تلخیص

پيكار اقتصادي يا زيبايي زنانه؟

نگاهي به تاريخچه مد و آرايش
واژه‌«مد»واژه‌اي فرانسوي است و در زبان فرانسه به معني طرز، اسلوب، عادت، شيوه، سليقه، روش، رسم، و باب روز آمده است. Mode از ريشه لاتين Modus گرفته شده است. اين واژه پس از جنگ جهاني اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسي شد. فرهنگ دهخدا مد را اينگونه تعريف مي‌کند: لغتي فرانسوي به معني روش و طريقه موقت که طبق ذوق و سليقه اهل زمان، طرز زندگي و لباس پوشيدن و غيره... را تنظيم مي‌کند. شيوه متداول و باب زمان در شئون زندگي اجتماعي را مد گويند. در زبان انگليسي اصطلاح fashion براي مد به کار مي‌رود و تقريبا همان تعاريفي که براي مد در زبان فارسي و فرانسه آورده ‌شد در ذيل واژه fashion نيز به كار مي‌رود. روشي براي لباس پوشيدن، رفتارکردن، دکوراسيون يا يک علاقه که مد نظر قرار مي‌گيرد. دايـره‌المـعارف تطبـيقي علـوم اجـتماعي هم مـد را ايـنگـونه تـعريف مي‌کند: «شيوه‌هاي نسبتا زودگذر کنش در آرايش شخصي يا طرز گفتار و بسياري ديگر از رفتارها. تفاوت مد با رسم در آن است که خلاف رسم که دوام و ديرپايي ويژگي آن است، تازه‌تر محسوب مي‌شود و تبعيت از آن بيشتر به خاطر تازگي آن است. در جامعه‌شناسي، به رفتار جمعي نوظهوري که به قدر رسم اجتماعي تثبيت نشده باشد، مد اجتماعي مي‌گويند. مد به عنوان پديده‌اي اجتماعي مختص جامعه و فرهنگ خاصي نيست و پيدايش و افول مد، پنج مرحله‌شامل آفرينش، معرفي مد، تبليغ مد، توليد انبوه و تقاضاي مد جديد را طي مي‌كند. بهره‌برداري نظام سرمايه‌داري از رواج مد، منجر به تغييرات فرهنگي ـ اجتماعي در كشورهاي مخاطب مي‌گردد. علل گرايش زنان به مد از رويكردهاي مختلفي قابل تبيين است. در ديدگاه روانشناسي نياز انسان‌ها به خودنمايي و زيبايي زمينه مدگرايي را فراهم مي‌سازد. بر مبناي ديدگاه جامعه‌شناختي، مقولاتي چون الگو و فرهنگ مصرف، سبك زندگي، رهبران مد و بدن‌آگاهي، در تبيين گرايش به مد مطرح مي‌شود. بي‌ترديد پديده مد با طبقه اقتصادي ـ اجتماعي افراد، نقش رسانه‌هاي جمعي، فرآيند جهاني‌سازي و نظام سرمايه‌داري مرتبط است. برجستگي مد در هويت‌بخشي به زنان و پارادوكس توجه به جسم و روح، زنان را با چالش‌هاي هويتي در ابعاد مختلف مواجه مي‌سازد كه نيازمند سياست‌گذاري‌هاي فرهنگي است. در جامعه ابتدايي که هنوز طبقه‌هاي اجتماعي شکل نگرفته بود و رقابت اقتصادي وجود نداشت، زنان و مردان، بدن‌شان را رنگ‌آميزي و زينت مـي‌کردند که هيـچ ربطي به مقوله زيبايي نداشـت. در آن زمان لازم بود همه افرادي که به دليل قرابت، متعلق به گروه مشخصي بودند، خود را به شکل خاصي «نشانه‌گذاري» کنند. اين نشانه‌ها، تنها به زينت‌آلات، انگشتر، النگو و مانند آن محدود نمي‌شد، بلکه به صورت شکاف و بريدگي‌هايي روي بدن، خالکوبي و رنگ آميزي به شکل‌هاي مختلف و... خودنمايي مي‌کرد. اين نشانه‌ها نه‌تنها جنسيت هر فرد را تعيين مي‌کرد، بلکه تعيين‌کننده گروه و موقعيت کاري هر فرد از دوره کودکي تا پيري بود. با شکل‌گيري جامعه طبقاتي اين نشانه‌ها دگرگون گرديد و به مد و آرايش تبديل شد و ديگر بيانگر نابرابري اجتماعي نبود، بلكه به عنوان نشانه تعلقات قومي، قبيله‌اي و گروهي تلقي مي‌گرديد. اوج اين تشخص و تمايز اجتماعي را مي‌توان در دربار فرانسه و پيش از انقلاب كبير فرانسه مشاهده کرد. شاهان، شاهزادگان و اشراف زمين‌دار و مردان و زنان آنها طبق مد روز به بهترين شکل لباس مي‌پوشيدند. صورت‌هايشان را پودر مي‌زدند و موهايشان را رنگ مي‌کردند، از والان‌هاي توردار، زينت‌آلات، طلا و نظاير آن استفاده مي‌کردند. اما بورژوازي بزرگي که بعد از انقلاب فرانسه سر برآورد، تعيين پايگاه طبقاتي را به عهده زنان گذاشت تا به جاي مردان كه ديگر شلوار زربافت و والان توردار نمي‌پوشيدند، با استفاده از مدهاي زنانه و عوامل ديگر، تمايز طبقاتي آنان را بنمايانند. با رشد سرمايه‌داري، تعداد ماشين‌هاي توليد افزايش يافت و نياز به بازارهاي بسيار وسيع براي مصرف اين ماشين‌ها بالا گرفت. سودجويان عرصه زيبايي درصدد برآمدند از توده زنان به عنوان بخش عظيمي از جامعه بهره‌برداري کنند و اين چنين شد که مد از محدوده تنگ ثروتمندان بيرون آمد و فراگير شد و در روابط اجتماعي بر کل جمعيت زنان تحميل گرديد. اينجاست که مي‌بينيم براي نخستين‌بار در تاريخ، نابرابري‌هاي اجتماعي را مخفي و پشت هويت جنسي پنهان کردند كه البته همه آنها در خدمت برآوردن نيازهاي اين بخش بزرگ سوداگر بود. آنها توجيه مي‌كردند که «همه زنان دلشان مي‌خواهد زيبا باشند؛ بنابراين همه زنان، علاقه مشترکي به لوازم آرايش دارند». در نتيجه، زيبايي و مد از يک مقوله محسوب شد و هرچه خواستند به بهانه «نيازها و خواست‌هاي مشترک زنان» به آنان فروختند.

آدمي در عصر «كسوف معنا»

سخن بر سر چيستي ايمان است. ايماني که حقيقت دين ورزي است و آدميان دين را به اين علت مي‌خواهند که در صدف آن گوهر ايمان نهفته است. بحث درباره ايمان بحثي طولاني و دشوار است. اگر به داستان‌هاي قرآن و به طور مشخص داستان ابراهيم و قرباني کردن فرزند مراجعه کنيم مي‌توانيم نمونه‌هاي بارزي از موقعيت‌هاي ايماني را درک کنيم. ايمان يک موقعيت است؛ به اين معني که داراي طرفيني است و رابطه ايماني ميان اين طرفين برقرار مي‌شود. براين اساس در واقعه قرباني کردن فرزند توسط ابراهيم، قرباني اصلي نه فرزند که شخص پدر بود. پدري که کارد را بر گلوگاه فرزند مي‌کشد، صدبار پيش از آن فرزند مرده است و آن موجودي که قرار بود سربريده شود، نه فرزند که خويشتن‌مداري انساني ابراهيم بود. ابراهيم هرچه داشت را در طبق اخلاص گذاشت و در قربانگاه عرضه کرد. درواقع فرآيند قرباني کردن به سرانجام خود رسيد و آنچه قرار بود قرباني شود، قرباني شد. در اينجاست که خداوند ابراهيم را به صفت مومن مي‌ستايد و به ما يادآوري مي‌کند که اگر مي‌خواهيد يک نمونه حقيقي از ايمان را ببينيد، بنگريد که در قربانگاه چه اتفاقي افتاده است. آنچه در قربانگاه اتفاق افتاد، تحولي بزرگ در زندگي بشر بود، به اين معني که زندگي خويشتن محورانه به زندگي خدامحورانه تبديل شد. اين تحول از زندگي خويشتن‌مدارانه به سمت زندگي خدامحورانه حقيقت ايمان را نشان مي‌دهد.
عارفان در اين زمينه نکته‌يابي دل انگيزي کرده‌اند و هوشمندانه به ما آموخته‌اند که نزديک‌ترين تجربه در حوزه تجربيات انساني به تجربيات ايماني، تجربه عاشقي است. فردي که دل در گرو معشوق مي‌بندد، زندگي خويشتن‌مدارانه خود را به سوي معشوق مي‌گشايد. پيش از عاشقي، خود فرد در مرکز تمام خواهش‌ها و مطالبات است اما بعد از تجربه عاشقي همه چيز را براي معشوق مي‌خواهد. به اين ترتيب حلقه زندگي او که بر مدار «من» محصور بود، به سوي محبوب گشوده مي‌شود و پاکبازانه هرآنچه را که دارد در طبق اخلاص مي‌گذارد و درپاي محبوب قرباني مي‌کند. به همين دليل است که عارفان مي‌گفتند«عشق را گرامي بداريد.» چراکه تجربه‌هاي عاشقانه در زندگي آدميان، به واقع تجربه تجربه‌هاي ايماني است. آنان که تجربه عشق را از سر مي‌گذارند، آنچنان انعطاف و ايثارمندي پيدا مي‌کنند، که مي‌توانند هنگام مواجه با خداوند، معشوق‌هاي فروتر را در پاي آن معشوق عالي دربازند تا حقيقت ايمان را در زندگي خود متجلي ببينند. پس اگر از عارفان مي‌پرسيديد که حقيقت ايمان چيست، پاسخ مي‌شنيديد که «ايمان، نوعي تجربه عاشقانه است. موقعيتي که يک طرف آن انسان است و طرف ديگر خداوند و رابطه‌اي که دوطرف را به هم پيوند مي‌دهد، نوعي رابطه عاشقانه است.»
اگر بپذيريم که حقيقت ايمان نوعي تجربه عاشقانه است، آدميان انواع مختلفي از چنين تجربه‌اي را مي‌توانند از سربگذرانند. به طور مثال درست است که در زندگي ابراهيم چنين تجربه عاشقانه‌اي آشکارا به چشم مي‌خورد اما اين تجربه عاشقانه مبتني بر يک نکته مهم است و اين نکته عبارت است از «تجربه حضور». تجربه عاشقانه کوبنده و نيرومند ابراهيم، مبتني بر يک تجربه ديني کوبنده و نيرومند بود. موجودات قدسي در زندگي او آمد و شد داشتند و او با خداوند مباحثه و گفت و شنود مي‌کرد. در قرآن آمده است که ابراهيم از خداوند خواست تا تجربه کوچکي از آنچه در معاد خواهد گذشت را بر او نشان دهد و خداوند آن تجربه را برايش بازنمود. بنابراين ايمان عميق و يقيني ابراهيم مبتني بر چنين تجربه‌هاي تابناک و قطعيت آفرين بوده است. اين وضعيت ايماني را موقعيت ايماني ابراهيمي ناميده‌ايم. به اين معني که اگرچه مي‌توان تجربه عاشقانه‌اي را که حقيقت ايمان است درک کرد اما بنيان اين تجربه، بر تجربه حضور بنا نهاده شده است و به بيان ديگر تجربه حضور، بنيان ايمان يقين‌مندانه و استوار است.

. . . . . .
ادامه نوشته

از بدگويي پنهان تا تملق آشكار

از منابع ارزنده براي شناخت ساختار اجتماعي ايران دوران قاجار و درک اهميت روابط درباريان، خاطرات رجال آن عهد است. اين خاطرات را حتي اگر به قصدتبرئه، تطهير، يا بزرگ نمودن خاطره نويس نگاشته شده باشند همچنان بايد ارزنده شمرد زيرا به هرحال نمودار آرا و تعصبات نويسندگان آنهاست. ديدگاه محدود خاطره نويسان اين دوره که بيشتر معطوف به طبقه‌اي خاص مي‌شد يا خودسانسوري آنان که ناشي از ملاحظات و محدوديت‌هاي گوناگون بود، نيز از ارزش خاطرات آنها براي شناخت جامعه درباري قاجار نمي‌کاهد. در دوره ناصري، به خصوص از نيمه دوم آن به بعد، نوشتن خاطرات و سفرنامه رواج يافت. ازشاه گرفته تاشاهزادگان و بسياري از رجال، به نوشتن خاطرات و سفرنامه دست زدند. برخي از اين سفرنامه‌ها، به ويژه در سبک نگارش، به تقليد از سفرنامه‌هاي ناصرالدين‌شاه نوشته شده‌اند، مانند سفرنامه ميرزاقهرمان امين لشکر.1
خاطرات خود شاه هرچند فاقد نکات مهم درباره مسائل سياسي و روابط ميان رجال است، ولي فضاي مغشوش و بي‌ثبات دربار و زندگاني بي‌نظم شاه و درباريان را به خوبي نشان مي‌دهد. شاه شاهد و ناظر وقايعي است که خود در محور آنها قرار دارد و گاه نيز با نگاه ريزبين خود به توصيف برخي از درباريان مي‌پردازد و جلوه‌اي از رابطه خود با اطرافيانش را تصوير مي‌کند.2 دربين شاهزادگاني که خاطرات و سفرنامه نوشته‌اند مي‌توان به عباس ميرزا ملک آرا، 3 مسعودميرزا ظلالسلطان پسر ناصرالدين شاه، فيروز ميرزا، و بهمن ميرزا بهاءالدوله4 عموي شاه، عبدالصمد ميرزا، عزالدوله برادر شاه، و دو پسرش قهرمان ميرزاعين السلطنه وحسين قلي ميرزاعمادالسلطنه5 و دوستعلي خان معيرالممالک داماد شاه اشاره کرد. از بين رجال، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، ميرزا علي خان امين‌الدوله، ميرزا قهرمان امين لشکر، محمدعلي غفاري، ميرزا طاهر بصيرالملک،6 و حسين قلي خان نظام السلطنه7 را بايد نام برد.
البته اين خاطرات از اهميت يکساني برخوردار نيستند. برخي از نويسندگان، بدون اظهار نظرهاي قابل توجهي، فقط به تشريح و توضيح وقايع پرداخته‌اند. پاره‌اي از خاطرات که پس ازمرگ نگارنده آنها انتشار يافته يا به دست ويراستاران ناوارد و ناصالح تحريف و مثله شده‌اند يا خويشان نويسنده مطالبي را که به نظرشان نامناسب بوده، از آنها حذف کرده‌اند. بعضي از خاطرات ممکن است بي اهميت جلوه کنند، چون به ظاهر در آنها به شرح شکار و تفريح و ديد و بازديدهاي روزمره اکتفا شده است، مانند خاطرات معيرالممالک و عزالدوله، بهمن ميرزا، عمادالسلطنه و بصيرالملک. اعتمادالسلطنه نيز قسمت اعظم خاطرات روزانه اش را به اين نوع اطلاعات تخصيص داده است. اما شرح اينگونه معاشرت‌ها و رويدادها به روشن کردن نحوه برقراري ارتباط‌ها، مبادله اخبار و تصميمگيري‌ها کمک مي‌کند.

. . . . . . .

ادامه نوشته

زندگى نامه علامه نائينى


ميرزا حدود اختيارات حکومت را تبيين کرد

 

«حاج ميرزا حسين نائينى از علما و فقهاء و اصوليين برجسته معاصر است. او نزد ميرزاى شيرازى و سيد محمد فشارکى اصفهانى تحصيل کرد و خود مدرسى عالى‌مقام شد. شهرت بيشتر او در علم اصول است. به‏معارضه علمى با مرحوم آخوند خراسانى برخاست و از خود نظرات جديد در علم اصول آورد. بسيارى از فقهاء زمان، شاگرد او بودند. نائينى در سال 1355 هجرى قمرى در نجف‏ وفات کرد.» محمد حسين نائيني، يکى از بزرگ‌ترين و نامورترين ‏مراجع عصر خويش و يکى از رجال تحقيق و تدقيق در اصول و فقه مي‏باشد، به حدي‏ که او را «مجدد علم اصول و نوآور آن‏» ناميده‏اند و با صراحت مي‏توان گفت که اغلب ‏مراجع فعلي، و فضلاى کشور، به نوعى از فيوضات علمى و رشحات فکرى او مستقيم يا غيرمستقيم بهره‏بردارى نموده‏اند.او در17 ذيقعده سال‏1276 ه.ق در نائين، در يک خانواده روحانى چشم به‏ جهان گشود و نشو و نماى خود را تحت تربيت پدرش حاج ميرزا عبد الرحيم از فاميل ‏بزرگ منوچهري، آغاز کرد و تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خود، نائين اصفهان به ‏انجام رساند و در پيگيرى سطوح عاليه و خارج، به حوزه نجف رهسپار گرديد و در رديف شاگردان نامدار آيت‌الله حاج ميرزا محمد حسن شيرازى بزرگ و مرحوم آيت‌الله ‏سيد محمد اصفهانى قرار گرفت و در درس آيت‌الله آخوند ملا محمد کاظم خراسانى هم به ‏عنوان ادب و احترام حضور به هم رساند. مرحوم ميرزاى نائينى در اثر اطلاعات وسيع در علوم رياضي، حکمت و فلسفه ‏و عرفان، و احاطه به کليات فقه، امتيازات خاصى ميان علماء نجف اشرف داشت. وى علم اصول را با دقت تام و جديت‏ خاص، طورى منظم و خالى از اعوجاج و پيچيدگي، تهذيب و تنقيح نمود که مطلعين اين فن، وى را در اين امر ستوده و استادي‏ او را در اين فن پذيرا شده‏اند. فضل و دانش وي، چنان بود که طلاب از نقاط مختلف ‏کشورهاى اسلامى در درس او حاضر گشته و از نظرات دقيقش استفاده مي‏کردند، وجود همان دقت نظر و تحقيقات علمي، نائينى محور حرکت علمى در نجف‏ اشرف گرداند.
از سوى ديگر، مرحوم ميرزا عنايت‏خاصى نسبت ‏به شاگردان خود داشت و اهتمام کامل در تربيت و پرورش آنان به خرج مى‌داد.در تهذيب و تعليم آنان، طبق برنامه ‏و اصول صحيح اهتمام کامل داشت. شاگردان آن مرحوم نظرات ايشان را حفظ کرده يا به تحرير درآورده و به طبع رسانيده‏اند و به حوزه‏هاى علميه خود القاء مي‏نمودند و اين ‏امر حيات علمى ميرزاى نائينى را زنده نگه داشته است و با وجود اين آثار او هميشه ‏باقى و جاويد است. ازشاگردان استاد مى توان به اين افراد اشاره کرد:1-آيت‌الله آقا سيد جمال‌الدين گلپايگانى 2-آيت‌الله آقا سيد محمود شاهرودى 3-آيت‌الله آقا شيخ موسى خوانسارى 4-آيت‌الله آقا شيخ محمد على کاظمى خراسانى 5-آيت‌الله سيد محمد حجت کوه‏کمرى 6-آيت‌الله سيد محسن طباطبائى حکيم 7-آيت‌الله علامه سيد محمد حسين طباطبائي. و جمعى ديگر از بزرگان و مراجع معاصر ايران...» از تاليفات آن مرحوم در فقه و اصول که به طبع رسيده است، مي‏توان از رساله ‏«لباس مشکوک‏»، «رساله لاضرر» و کتاب ‏«وسيله النجاه‏» نام برد. همچنين سوال و جواب‌هاى استدلالى فقهى که مرحوم حجه‌الاسلام آقا شيخ حسين حلى آنها را جمع‌آورى نموده، ولى تا به حال به طبع نرسيده است. آيت‌الله نائيني، توجه خاصى به تربيت نفس و تهذيب و آراستن آن به انواع ‏فضايل اخلاقى داشت، نه در حضر، و نه در سفر. هر کسى که چند روزى ملازم ايشان مي‏گشت، حالات عرفانى و تعبدهاى خاص‏آن مرحوم را مشاهده مي‏نمود، ايشان را در درجه اعلى از وارستگى و تقوى و صلاح و ارشاد و اخلاص مي‏ديد، گويا همه چيز در آن وجود جمع گشته بود: علم و فضل و شايستگى و آراستگى به کمال و رشد معنوى و فضايل اخلاقى و معنوي. در طول ساليان خدمتگزارى به جهان علم و مقام روحانيت، فردى از ايشان يک‏کلمه ناشايست نشنيده بود. او فردى نبود که حق کسى را ضايع کند يا بي‏توجه به حقوق‏ ديگران باشد.
خدمات سياسى و اجتماعى او
آيت‌آلله نائينى در حيات سياسى ايرانيان هم نقشى ممتاز دارد. روزى که مردم مسلمان ايران زير پاى شاهزادگان و درباريان قاجار در اطراف‏و اکناف کشور، پامال بودند و ملوک و پادشاهان و فرمانروايان، مالکين رقاب مردم‏ بي‏پناه بودند و مردم بي‏دفاع از خود صاحب اختيار و حرکتى نبودند و عين الدوله‏ها و شمس‌الملوک‌ها، شاه ناتوان و بي‏اراده را آلت دست ‏خودخواهى و هوس‏بازى خويش‏ قرار داده و ترکتازى را به حد اعلاى خود رسانده بودند. در آن شرايط خفقان و خودسري، تنها علماى بزرگ دينى بودند که ناله‏هاى مردم را از دور و نزديک ‏مي‏شنيدند و مي‏توانستند کمکى به حال آنان انجام دهند. آنچنان که در تهران و تبريز وساير شهرها و بلاد، علما به ناله‏هاى مردم پاسخ مثبت داده و خواهان اجراى قانون و نظم برگيرنده عدالت و قسط اسلامى شدند. به تعبير شادروان آيت‌الله طالقانى «فرهنگ و معلومات لازم در آن روزگار آن چنان در مردم ضعيف بود که اگر از عموم مردم مي‏پرسيدند چه مي‏خواهند؟ نمي‏توانستند جواب روشن و يکسان بدهند.
گاهى مي‏گفتند بايد قوانين وضع و تدوين گردد و حدود تعيين شود، و گاهى تاسيس ‏«عدالت‏خانه‏» يعنى محل مراجعه و دادرسى عمومى را مي‏طلبيدند، ولى آنچه مورد اتحاد و اتفاق کلمه بود، يک چيز بيشتر نبود و آن جلوگيرى از خودسرى و استبداد وتنظيم قانون و نظام نامه، به عبارت ديگر مشروطيت‏بود.» آرى در چنين روزگار سياه و خفقان بود که آيت‌الله نائيني،آن فقيه دلسوز و آگاه، کتاب شريف ‏«تنبيه الامه و تنزيه المله‏»را نوشت و انواع استبداد و خودسرى و حکومت ‏خودکامه پادشاهان مستبد را با منطق و حکمت، نشان داد و وظايف علما و فقها را نسبت‏به دين و اوضاع جارى را بيان نمود و با تبيين فصول مختلف عهدنامه‏ مالک اشتر حدود و اختيارات حاکم و حکومت اسلامى را نشان داد.
تبعيد مراجع شيعه به ايران
در سال 1341 ه.ق، «ملک فيصل‏» که قصد انجام انتخابات و تاسيس مجلس‏ شوراى ملى را داشت، از فعاليت‌هاى انتخاباتى علماى شيعه، سخت ‏به زحمت افتاد، چون اعتقاد علماى شيعه بر اين بود که انتخابات زير نظر روحانيت صورت گيرد و نسبت‏ به شيعيان عراق که دو ثلث ملت عراق را تشکيل مي‏دادند، توجه بيشترى شود. اما ملک فيصل زير بار نمي‏رفت، لذا «آيت‌الله شيخ مهدى خالصي‏» که از علماى بزرگ ‏عراق مقيم کاظمين بود، حکم تحريم انتخابات را صادر نمود. اين حکم را مرحوم آيت‏الله نائينى و سپس آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) امضا نمودند و در اثر امضاى ‏اين دو بزرگوار، سر و صداى عجيبى در عراق برپا شد و دولت عراق تصميم گرفت ‏شيخ مهدى خالصى و ساير روحانيون طراز اول و سرشناس را که موثر در اين امر بودند، به ايران تبعيد کند. در اواخر سال 1341 ه.ق، تحت اقدامات و پوشش‌هاى نظامي، تبعيد علماء به‏طرز فجيع صورت گرفت. آيت‌الله نائيني،آيت‌الله اصفهاني، آيت‌الله خالصى و جمعي‏ديگر از اصحاب و شاگردان مبرز آيت‌الله نائيني، مانند:آقا سيد جمال‌الدين گلپايگاني، سيد حسن تهامى بيرجندي، آقا سيد حسن بحرالعلوم و آقا شيخ اسدالله زنجانى و جمعى ديگر از بستگان نائينى به ايران تبعيد و اخراج گرديدند. مردم ايران، تا از خبر ورود علما و مراجع اطلاع يافتند، بي‏درنگ ‏به استقبال آنان شتافتند، در قصرشيرين، کرمانشاه، همدان و قم، استقبال عظيمى از اين ‏قافله تبعيد شده علم و فضيلت‏ به عمل آمد. آيت‌الله نائينى مدتى در کرمانشاه اقامت گزيد و پس از چندي، به سوى همدان حرکت کردند و مدتى در آنجا به سر برده وسپس وارد قم شد. آيت‌الله نائينى در مدت ده ماه توقف خويش در قم، به تدريس ‏و امامت جماعت اشتغال ورزيد. قريب يک سال پس از تبعيد مراجع، درست درسال 1341 ه.ق بود که ملک فيصل در اثر فشار مردم مسلمان عراق، توسط نمايندگان ‏خود از علما عذرخواهى کرد و درخواست ‏بازگشت مجدد آنان را به عراق نمود. علما نيز براى خالى نگذاشتن حوزه علميه نجف و ادامه مبارزات مردم مسلمان، تصميم به مراجعت گرفتند. آيت‌الله نائيني، پس از بازگشت‏ به عراق همچنان به پيگيرى امور اجتماعى و اقدامات اصلاحى پرداخت.او پس از سال‌ها تلاش در عرصه علم و تقوى و پس از عمرى زحمت وکوشش در راه تعليم و تربيت ‏شاگردان در26 جمادى‌الاول سال 1355 ه.ق،مطابق با 24 مرداد1315 ه.ش به رحمت ‏حق پيوست.

مواجهه با بحران مالی جهانی

احیای میراث جان‌مینارد کینز

حمید زمانزاده
بخش اول
1. مقدمه:
بحران مالی جهانی از تحولات بازار مسکن آمريكا آغاز گشت که در نتیجه آن بازارهای مالی آمريكا سقوط بی‌سابقه‌ای را تجربه نمودند و با عنایت به همبستگی روز‌افزون بازارهای مالی در سطح جهانی، دامنه این بحران به سرعت در بازارهای مالی جهانی گسترش پیدا نمود و به تبع آن پیامدهای رکودی بحران بخش مالی به مرور زمان در بخش واقعی اقتصاد آمريكا و اقتصاد جهانی گسترش یافت.


علاوه‌بر تاثیراتی که بحران مالی بر اقتصاد جهان گذارده است، بحران به لحاظ نظری نیز به خصوص در جریان‌های فکری و رویکردهای اقتصادی اثرات بزرگی بر جای گذاشت. تا پیش از بروز بحران مالی و پیامدهای رکودی حاصل از آن، جریان غالب نظری، رویکردی در حمایت‌ از بازار آزاد و دفاع از کاهش هر چه بیشتر مداخلات و نقش‌آفرینی دولت در پیش گرفته بود؛ حمایت‌هایی که به روایتی شاید بی‌نظیرترین حمایت‌ها در طول تاریخ بودند که بدون شک سرچشمه این حمایت‌ها به عملکرد مطلوب نظام سرمایه‌داری و بازار آزاد، حداقل در 25 سال اخیر مربوط بوده است. اما پس از وقوع بحران و گسترش پیامدهای آن، حمایت‌ها کمرنگ و کمرنگ‌تر شده و پارادایم مسلط جهانی در حوزه اقتصاد مبتنی بر رویکرد بازار آزاد، دچار افول شد و جریان‌های نظری رقیب پارادایم مسلط کلاسیکی، اعم از رویکردهای کینزی و نیز رویکردهای مارکسیستی و سوسیالیستی، هم در تحلیل بحران و هم در مواجهه با بحران، جانی دوباره گرفته‌اند. فارغ از جریان نظری نئومارکسیستی، دو رویکرد عمده جریان اصلی و مرسوم اقتصاد کلان جهت مقابله با پیامدهای رکودی ناشی از بحران مالی، عبارت است از رویکرد کینزی و رویکرد کلاسیکی؛ این بحث که در دو بخش ارائه می‌گردد، علاوه بر ارزیابی مختصر این دو رویکرد در ارزیابی بحران مالی، عمده توجه خود را به مواجهه با پیامدهای اقتصادی ناشی از بحران مالی به لحاظ نظری و نیز خط‌مشی سیاستی می‌پردازد.
2. ظهور پیامدهای بحران مالی:
بحران مالی و اقتصادی اخیر در دو سطح اساسی و در دو افق زمانی بروز و ظهور یافته است. سطح اول به صورت سقوط بازارهای دارایی اعم از بازار مسکن و بازارهای مالی و اعتباری، در یک افق زمانی کوتاه‌مدت ظهور یافت و سطح دوم به صورت گسترش و تعمیق رکود اقتصادی در بخش واقعی اقتصاد و در نتیجه کاهش شدید رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری، در یک افق زمانی میان‌مدت ظهور و گسترش پیدا کرد.

. . . . . .  .

ادامه نوشته

پس لرزه هاي مشروطه هنوز ايران را مي لرزاند

گفت وگو با عليرضا رجايي

پس لرزه هاي مشروطه هنوز ايران را مي لرزاند

 

زهرا بيگدلي

واقعه يي که شايد در ابتدا ساده به نظر مي رسيد، يعني گران شدن قيمت قند و اعتراض بازاري ها نسبت به آن، توانست جنبش مشروطه را که تبديل به انقلاب شد، رقم بزند. عليرضا رجايي به عنوان يک جامعه شناس معتقد است جامعه ايران بعد از صد سال هنوز پس لرزه هاي اين انقلاب را همراه دارد و به سوال هاي اين انقلاب پاسخ مي دهد. شکل گيري اين انقلاب و چرايي تداوم آن را در مصاحبه با او بررسي مي کنيم.

---

-مي خواهيم مشروطه را از ديد جنبش اجتماعي بررسي کنيم. معيارهاي کلاسيک يک جنبش اجتماعي را چه مي دانيد و فکر مي کنيد اين معيارها تا چه حد در جنبش مشروطه مشهود بوده است؟

جنبش ها تا حدي وقتي به وقوع مي پيوندند از پيش تدارک شده نيستند و دور از انتظارند. جنبش ها حول حادثه يي پيش بيني نشده اتفاق مي افتند. البته اگر زمينه يا انبار باروتي وجود نداشته باشد جنبش هم به وقوع نمي پيوندد. گاهي اوقات به خاطر يک حادثه ساده جنبشي اجتماعي به وقوع مي پيوندد و بعد از آن ما به عنوان يک کارشناس يا جامعه شناس دلايل پيچيده براي آن پيدا و جنبش را تحليل مي کنيم. بنابراين جنبش ها غيرقابل پيش بيني و به همين خاطر غيرسازمان يافته هم هستند. در عين حال بعد از وقوع مي توانند به مرور نوعي سازمان دهي به دست آورند و اين سازمان دهي باعث مي شود بعضي اوقات جنبش ها تبديل به انقلاب شوند. جنبش مشروطه تا جايي که سازماندهي نداشت و تا جايي که در اثر يک حادثه ساده اتفاق افتاده بود، جنبش بود. اما زماني که به امري مستمر تبديل شد و به تدريج تبديل به انقلاب شد از سطح جنبش عبور کرد و به نقطه يي تعيين کننده در تاريخ ايران تبديل شد و از نظر کلاسيک نقطه بين سنت و تجدد يا سنت مدرنيته در ايران شد. شروع مشروطيت با جنبش بود اما استمرارش همراه با انقلاب و مستمر و تاريخي شد. مشروطه بعد از پيروزي، تبديل به نهادهاي اجتماعي و سياسي شد. در مورد جنبش ها اين اتفاق نمي افتد. جنبش ها در نهايت و بهترين حالت تبديل به نهادهاي مدني يا احزاب مي شوند. از طريق حزب هم مي توانند روي ساختار سياسي که از قبل بوده تاثير بگذارند.

. . . . . . .
ادامه نوشته