ايراني ها و ژاپني ها

1- ايران و ژاپن هر دو زلزله خيز است. اما اگر در ژاپن زلزله زير 8 ريشتر، باعث کشته شدن حتي يک نفر شود، همه تعجب مي کنند; اما در ايران زلزله زير هفت ريشتر بيش از 40 هزار نفر را مي کشد و کسي تعجب نمي کند!

 2- ژاپني ها براي ايمن ماندن از زلزله ساختمان ها را مقاوم سازي کردند اما در ايران، براي پيش گيري از زلزله طرح مي دهند که 5 ميليون نفر بايد از تهران خارج شوند و به شهرهاي ديگر بروند ، در حالي که اکثر شهرهاي ايران را زلزله تهديد مي کند!

 3- در ژاپن، با وقوع زلزله 9 ريشتري و سونامي و انفجار نيروگاه هسته اي، روي هم، پيش بيني مي شود که تعداد کشته شدگان حداکثر به  11 هزارنفر برسد و در واقع يک فاجعه بزرگ ملي رخ داده است، در حالي که هر سال درتصادف هاي جاده اي  ايران، نزديک دو برابر اين تعداد کشته مي شوند (به تاييد مسوولان حوزه راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي، هر 25 دقيقه يک نفر جان خود را در تصادفات جاده اي کشور از دست مي دهد. يعني هر سال  بيش از 21 هزار نفر) و اصلا هم فاجعه پيش نمي آيد و نخواهد آمد! 

 4- ايراني ها  و ژاپني ها  هر دو از اينترنت استفاده مي کنند. در ايران اگر هر چند روز يکبار اينترنت قطع نشود ، دهان همه از تعجب باز مي ماند و بسته نمي شود;  اما در ژاپن پس از زلزله مهيب و سونامي، اينترنت قطع نمي شود و هيچ کس تعجب نمي کند!

 5- مردم ژاپن با توجه به قطع نشدن اينترنت در پي يافتن مفقودين حوادث اخير آن کشور از طريق اين شبکه هستند اما در ايران، اگر خداي ناکرده حادثه اي اتفاق بيفتد، بايد صبر کرد تا مفقودين خودشان بيايند  والا ازهيچ کس و هيچ کجا خبري درباره آنها به دست نمي آيد!   

نويسنده : محمدحسين روانبخش

جدول پیش بینی قیمت نفت در بودجه کشورها/ایران و اندونزی در صدر

جدول پیش بینی قیمت نفت در بودجه کشورها/ایران و اندونزی در صدر

 بودجه سال 2011 عربستان بر اساس نفت 58 دلاری نوشته شد.
ایران و اندونزی بیشترین پیش‌بینی را در قیمت نفت برای بودجه لحاظ کرده‌اند در حالی که عربستان سعودی به عنوان اولین صادرکننده نفت جهان،  قیمت 58 دلار را در نظر گرفته است. این در حالی است که سهم اندونزی در میزان ذخایر اثبات شده و استخراج نفت خام دنیا در سال 2009 به ترتیب 0.3 و 1.3 درصد بوده است. سهم ایران نیز از میزان ذخایر اثبات شده و استخراج نفت خام دنیا در سال مذکور به ترتیب 10.3 و 5.3 درصد بوده است.
 

ادامه نوشته

تا کی هزینه خطای خودروسازان را مصرف کننده باید بپردازد

در زمانی قرارداریم که تجارت بسوی جهانی شدن نزدیک می‌شود و بسیاری از کالاهای خارجی وارد خواهد شد و در مقابل تولیدکنندگان داخلی سیاستهای کژدار مریضی را بکار برده و تنها استراتژیهای کوتاه مدت را در دستور کار قرار داده‌اند بطور نمونه خودروسازان با توجه به تقاضای روز افزون مردم به خودرو، قیمت تمام شده بالای خودرو را با اینگونه سیاستها به متقاضیان تحمیل می‌نمایند و علیرغم تبلیغات خودروسازان در جهت افزایش کیفیت خودروها با استانداردهای جهانی، می‌بایست کیفیت آن را از - مصرف کننده پرسید که متاسفانه مرتب در رسانه‌ها و نشریات شاهد آن هستیم و در بین عموم - مردم به کرات از عدم کیفیت خودروهای داخلی شنیده می شود.

قیمت بالای خورو با این کیفیت با توجه به نیروی کار ارزان ، وفور تقاضا و بازار انحصاری و ... تسهیلات پی در پی و مقررات حمایتی، چه توجیه اقتصادی می‌تواند داشته باشد. از طرفی افزایش قیمت خودرو را می‌توان ناشی از تقاضا وافر تورم موجود و سرمایه‌گذاری و واسطه‌گری در امر خرید و فروش خودرو دانست که مطابق با فرا خور فصل و زیاده خواهی به نوبت در مسکن ، زمین ، طلا و سکه، ارز ، موبایل و خودرو سرمایه‌گذاری می شوند.

ادامه نوشته

آگهي استخدام

سازمان ملي جوانان احتياج مبرم به يک نفر با شرايط زير براي نشستن روي صندلي «رياست» دارد. واجدين شرايط مي توانند با در دست داشتن مدارک لا زم به مراجع ذي صلا ح مراجعه نموده، صاحب فعلي حکم رياست اين سازمان را از نگراني و بيماري نجات دهند.
شرايط عمومي و اختصاصي:
1- محل قبلي خدمت بايد در حوزه هايي چون صنعت يا بهداشت و درمان باشد و ارتباطي با حوزه فرهنگ و سازمان ملي جوانان نداشته باشد.
2- فرد، آمادگي پذيرش حکم رياست سازمان ملي جوانان را داشته باشد!
3- فرد از هم اکنون بداند که برکنار مي شود و در زمان برکناري نگويد که خبر نداشته است.
4- دفتر کار فرد در سر سفره هاي عقد و ازدواج است لذا نبايد توقع داشته باشد که حکم برکناري اش مستقيما به دست خودش برسد. ممکن است اين حکم توسط يک جوان ارباب رجوع به اطلا ع او رسانده شود.
5- فرد متعهد شود در مراسم توديع خود حاضر شود و در صورت لزوم لبخند بزند.
6- فرد ممکن است در صورت درخشش در اين سازمان فرهنگي، بخشي از مسووليت وزير امور خارجه را هم انجام بدهد لذا اولويت با کساني است که معناي    Hello و goodbye را حتما بدانند تا در زمان سلا م و خداحافظي دچار مشکل نشوند.
7- فرد به نظرات بعضي صاحب نظران بزرگ درباره موسيقي، مکتب ايراني، مديريت حضرت نوح و... فوق العاده احترام بگذارد

نويسنده : محمدحسين روانبخش

اينترنت ايران آهسته و ناپيوسته است

رتبه ايران از نظر سرعت اينترنت 144 است

قطعي هاي مکرر، قيمت هاي بالا، استانداردهاي فراموش شده و... تنها بخشي از مشکلاتي است که کاربران اينترنت در ايران با آن مواجه هستند. در حالي که پهناي باند اينترنت در کره جنوبي توانسته 35 درصد در صادرات اين کشور در سال 2007 موثر باشد، اظهارنظرهايي مبني بر کافي بودن سرعت فعلي اينترنت براي کاربران از سوي مقامات بخش ارتباطات کشور نشان از آن دارد که هنوز عزم و اراده لازم براي ايجاد تغيير و يا انقلاب بنيادي در اينترنت ايجاد نشده است. اظهارنظرهايي همچون کافي بودن پهناي باند 56 کيلوبيت براي مصارف و کاربران اينترنتي خانگي، دانشگاه ها و حتي براي دانلود کتاب هاي 500 صفحه اي، از جمله موارد نايابي است که در هيچ يکي از کشورهايي که بالا بودن پهناي باند اينترنت و يا سرعت آن را براي ايجاد زيرساخت دولت الکترونيک حياتي مي دانند، تاکنون ديده نشده است. تفاوت در توجه به اينترنت در کشورهاي مختلف را از آنجا مي توان ديد که در کشورهاي توسعه يافته که اينترنت و کاربردهاي فناوري اطلاعات را با ديد اقتصادي مورد توجه قرار مي دهند، قطع يک لحظه از اينترنت را بسيار خطرناکتر و پرهزينه تر از قطع برق مي دانند، اما در کشور ما ممکن است بعضي نبود اينترنت و دسترسي به اطلاعات جهاني را نعمت بدانند.

ادامه نوشته

ایران: رتبه اول دنیا در جراحی بینی، عوارض جراحی بینی در زیبایی

ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی در دنیا اول است، بعد از ایران کشورهای آمریکا، انگلستان و فرانسه در ردیف‌های بعدی تعداد عمل‌های جراحی رفع زشت تصوری بینی قرار دارند.

 

اگر هرم بینی را به دو قسمت بالایی و پایینی تقسیم کنیم، قسمت بالایی استخوانی و قسمت پایینی غضروفی است.

عوارض زیبایی در قسمت پایینی بینی یکی از عوارض مهم جراحی‌های زیبایی بینی محسوب می‌شود.

این عوارض شامل موارد زیر است:
1- فرورفتگی بالای نوک بینی: این عارضه در اثر برداشته شدن غضروف‌های تیغه بینی یا قسمت میانی بینی ایجاد می‌شود. معمولا در اولین هفته‌های پس از جراحی، تورم موجود در بافت‌ها مانع از آشکار شدن کامل این عارضه می‌شود.

ادامه نوشته

لطفا کمي نميريد، اين هفته مي وزد باد!

 دو هفته  از آلودگي شديد هواي تهران و بعضي شهرهاي بزرگ ديگر مي گذرد و ابتکارهاي بزرگي چون آب پاشي با هواپيماي ملخي هم نتيجه نداده و همه منتظر هستند تا پيش بيني هواشناسي درست باشد و باد بيايد تا تلاش مسوولان براي رفع آلودگي نتيجه دهد!
بنا بر اعلام و تبليغ انجام شده از روز دوشنبه در اين مرز پرگهر، باد مي وزد. پس تا آن وقت منتظر بمانيد و سعي کنيد کمتر نفس بکشيد تا سالم بمانيد.

اي مردم دلاور، خوبان خرم و شاد!
هم ميهنان خوشحال در اين ديار آباد!
همشهريان خوشدل، از هفت دولت آزاد!
مردان، زنان، عزيزان، پير و جوان و نوزاد
در اين هواي پر دود، بر جا چو سرو و شمشاد!
لطفا کمي نميريد، اين هفته مي وزد باد!
* * *
هر چند از هواي پاکيزه ايم محروم
هر چند در تنفس، اکسيژني است مسموم
وضع مريض ها هم، هر چند هست معلوم
هر چند ساده گشته ديدار مرگ محتوم
اما ندارد اينها يک ذره عيب و ايراد!
لطفا کمي نميريد، اين هفته مي وزد باد!

http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=93479

تهران، نفس كشيدن براي مرگ

براساس اعلام سازمان هواشناسي استان تهران، هواي تهران از نظر شاخص آلاينده مونوكسيدكربن در مهر ماه سال گذشته، 3 روز پاك را داشته است، به عبارت ديگر 10 درصد روزهاي مهر را تشكيل داده است. همچنين در مهر امسال تعداد روزهاي پاك به 5 روز افزايش يافته است و از نظر شاخص آلاينده مونوكسيدكربن در مهر ماه سال جاري روزهاي پاك 17 درصد افزايش يافته است.

 

ادامه نوشته

قوز بالای قوز، بسیار است


حتی آنها هم که از شر ماهواره در امانند و روی پشت بامشان دیش و ال‌ام‌بی ندارند، فهمیده‌اند که چه حجم کثیری از امواج اخلالگر، در آسمان تهران پراکنده است تا جلوی ورود امواج ماهواره‌ای مزاحم را بگیرند. پارازیت، ظاهراً به حدی است که بعضی از پزشکان و نمایندگان مجلس، بابت تبعات احتمالی آن هشدار داده‌اند و اعلام نگرانی کرده‌اند. ما هنوز دقیقاً نمی‌دانیم که در این تزاحم و ازدحام اشعه‌های خوب و بد، چه بلایی به سرمان می‌آید. آیا اینها بعدها تبدیل به غده‌های خوش خیم و بدخیم می‌شوند؟ آیا بر اساس یک شایعه عامیانه، مردانی که ناخواسته در معرض این تشعشعات قرار می‌گیرند عقیم می‌شوند؟ آیا این سردردهای فراگیر که عصر به عصر به سراغمان می‌آید و این خلق گرفته و اعصاب به هم ریخته، از تبعات همین پارازیت‌های ناشناخته است؟

دیروز آقای مطهری گفتند که باید در برابر شبکه‌های فاسد اخلاقی هم فکری شود و پارازیتی مناسب موج آنها نیز به آسمان پرتاب شود. البته فراست چندانی لازم نبود تا منظور ایشان معلوم شود، اما اگر پارازیت فرستندگان، به این خواسته جواب مثبت دهند و امواجی علی‌هده پرتاب کنند چه؟ آیا موجی دیگر به این امواج اضافه خواهد شد. فقط سیاسی و اخلاقی که نیست. با یک ریسیور ساده، بیش از هزار کانال ماهواره را می‌شود دریافت کرد. از این میان جز معدودی که خودی هستند، باقی یا مشکل سیاسی دارند، یا مشکل اعتقادی، یا مشکل اخلاقی. آیا باید برای تک تک آنها هزینه کرد و موجی به مقابله فرستاد و یک جنگ تمام عیار اشعه‌ای در پهنه آسمان راه انداخت؟ هیچ بعید نیست.

تا همین چند وقت پیش، استدلال می‌کردم که راه مبارزه با دزدانی که از آسمان می‌آیند، دیوارکشی و ارسال پارازیت نیست. گمان می‌کردم که این شیوه مقابله یک جای کارش ایراد پیدا می‌کند و نمی‌تواند شر دشمنان را از سرمان کوتاه کند. به هر حال عقیده‌ام این بود که این روش در جهان امروزی قابل اعتماد نیست و هر چقدر هم که دیوار ضخیم در برابر امواج بکشیم، باز رخنه و روزنی پیدا می‌شود که هزینه و انرژی و زحمت‌مان را بر باد می‌دهد. امروز اما فکر می‌کنم که دیگر نباید از این حرف‌ها زد. نه به خاطر اینکه این حرف‌ها غلط هستند، یا اینکه من متحول شده‌ام و به چوبین بودن پای استدلالم پی برده‌ام، نه؛ این دلایل هنوز هم غنی و معنوی‌اند و در برابر این رگهای گردنی که دوستانمان از سر دلسوزی و غیرت و چاره جویی، قوی کرده‌اند، کم نمی‌آورند، اما حقیقت این است که دیگر گوشی نیست که بدهکار این نوع حرف‌ها باشد.

اصلاً دیگر کسی برای این بحث‌های نظری تره هم خرد نمی‌کند و وقعی نمی‌نهد. وقتی کسی نمی‌شنود، پس چه دلیلی برای ادامه بحث؟ من اصلاً از این هم یک پله بالاتر می‌روم و به دوستانی که برای مقابله با امواج دشمن آستین بالا زده‌اند می‌گویم «سلمنا». حتی برایشان آرزوی توفیق هم می‌کنم، اما فقط می‌گویم مراقب باشید و از همین الآن یک فکری بکنید که خدایی نکرده فردا روزی یک توده تخم مرغی از بیخ گلویمان بیرون نزند. عقیمی به جهنم، خوب حساب و کتاب کنید که یک وقت کچلی و سیاه زخم و سرطان و از این چیزها نگیریم. یا لااقل بگویید که شدت این امواج کجاها بیشتر است که لااقل توی آن مناطق رفت و آمد نکنیم و آنجاها خانه کرایه نکنیم. اصلاً گور بابای ماهواره. بیایید ازمان قول بگیرید که زودتر این بساط شیطان را به دست خودمان جمع کنیم، شما هم در عوض این باران امواج را قطع کنید. آیا این تقاضا هم بی‌ربط است؟

ما در بد شرایطی زندگی می‌کنیم. چیزهای زیادی دور و برمان هستند که حیاتمان را تهدید می‌کنند. آلودگی هوا خودش به اندازه کافی سم قاتل هست. آلودگی صدا و موبایل و مواد نفتی و ظرف‌های یک بار مصرف و دکل‌های فشار قوی و لباس‌های پلی‌استر و قند و چربی و سیگار همسایه و هزار کوفت و زهرمار دیگر هست که تنها نگرانی‌اش می‌تواند مثل خوره جانمان را بخورد. به این همه قوز، یک بالاقوز دیگر اضافه نکنید که خدایی نکرده این تتمه سلامتی‌مان هم به خطر بیفتد. گور پدر ماهواره، سلامتی که مهم‌تر است.

http://www.khabaronline.ir/news-19956.aspx

انتشار بسته پیشنهادی ایران به 5+1 توسط نشریه آمریکایی

یک مقدمه و سه محور اساسی در بسته ایران؛
 
این بسته در یک مقدمه نسبتا طولانی و سه بخش شامل موضوعات امنیتی ـ سیاسی، مسائل بین الملل و مسايل اقتصادي تدوین شده است و ضمن آنکه ایران آن را راهگشا توصیف کرده است اما جناح اروپای غربی و آمریکایی گروه 5+1 بر این باورند که این بسته هیچ پیام جدید یا متفاوتی از گذشته برای آنها نداشته است ...
متن کامل بسته پیشنهادی ایران به گروه 5+1 در نهایت و از سوی منابع غربی منتشر شد.هرچند این متن از سوی مقامات کشورمان تایید نشده اما تصویر بسته ارسالی حکایت از درست بودن موضوع دارد.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، این بسته که روز گذشته توسط نشریه آمریکایی "پروپابلیکا" منتشر شد، در یک مقدمه نسبتا طولانی و سه بخش شامل موضوعات امنیتی ـ سیاسی، مسائل بین الملل و مسايل اقتصادي تدوین شده است و ضمن آنکه ایران آن را راهگشا توصیف کرده است اما جناح اروپای غربی و آمریکایی گروه 5+1 بر این باورند که این بسته هیچ پیام جدید یا متفاوتی از گذشته برای آنها نداشته است. آنها می گویند ما منتظر بحث درباره پرونده هسته ای و اقدامات پیشنهادی ایران برای حل این موضوع بودیم اما در این بسته از همه چیز گفته شده است جز موضوع محل بحث.

بنابر این گزارش، در مقدمه این بسته آمده است: تردیدی نیست که امروز جهان در آستانه ورود به دوران جدیدی است. دوره سخت استیلای امپراطوری ها و سیطره شبکه های پیوسته رسانه ای و وزن کشی بر اساس قدرت تهاجمی و تسلیحات متعارف و نامتعارف رو به پایان بوده و دوران جدیدی با رویکرد فرهنگ و اندیشه و احترام به حقیقت خدامدار انسانی در حال رشد و شکوفایی است. بسیاری از معضلات امروز جهان از جمله بحران بی سابقه اقتصادی، بحران فرهنگ و هویت، بحران های سیاسی و امنیتی و رشد تروریسم، جنایات سازمان یافته و مواد مخدر دستاورد دوران رو به پایان حاکمیت تفکر غیر خدایی بر مناسبات جهانی و نیز میراث نحس برای امروز و فردای بشریت است.
. . . .  . .
ادامه نوشته

نقش احمدی‌نژاد در سرقت اختراع "اتاق امن"

 

روزنامه اعتماد ملی در شماره روز پنج شنبه خود در گفتگویی با مخترع اصلی "اتاق امن" که از سوی وزیر کنونی صنایع به سرقت رفته و در دادگاه نیز به اثبات رسید، علاوه به پرداختن بیشتر به این موضوع به نقش محمود احمدی‌نژاد هم در این ماجرا پرداخته است. 

 

متن این گفتگو به این شرح است:
 

نوروز امسال تلویزیون دولتی فیلمی را نشان داد به نام «نابغه مهاجر» ماجرای جوان مبتکری که ابتکارش از سوی شرکت خوردوسازی فورد به سرقت رفته بود و او در پی احقاق حقش بود در جریان دادگاه نماینده فورد خطاب به دادگاه گفت این جوان کاری نکرده است فقط چند پیچ را به هم وصل کرده، جوان در دفاع از خود جمله‌ای به نقل از یکی از مشاهیر نقل کرد و از هیات منصفه خواست نام آن را بگویند وقتی نام گوینده جمله گفته شد جوان گفت چرا نام کسی دیگر را نمی‌گوید چون صاحب جمله کاری نکرده فقط حروف الفبا را به هم وصل کرده است. در ایران هم برای فرزاد سلیمی طراح اتاق امن، تاریخ به مانند آن جوان تکرار شد ابتکاری که او برای مقابله با زلزله ارائه کرد از سوی مسوولان وقت شهرداری در سال 83 به نام خود ثبت شد و پس از آنکه آنها به دولت رسیدند او 4 سال مبارزه کرد تا توانست حقش را بگیرد.
 

به سابقه شما که نگاه می‌کنم تحصیلاتتان در حوزه مدیریت است و معلم آموزش‌وپرورش تعلیم‌وتربیت کجا، مباحث مربوط به زلزله کجا. چگونه شد که بحث خانه امن را طرح کردید؟
 

من اصالتا اهل رودبار هستم. (رودبار شهر زیتون) به یاد دارید که در سال 69 زلزله‌ای اتفاق افتاد که بسیاری بر اثر آن جان خود را از دست دادند. در این حادثه من هم نزدیک به 300 نفر از اقوام نزدیک خود را از دست دادم صحنه خیلی ناراحت‌کننده بود به اتفاق برادرم بسیاری از اقوام را از زیر آور بیرون آوردیم و دفن کردیم.زلزله رودبار و حواشی آن همیشه این انگیزه را در من ایجاد کرده بود که به‌دنبال راه‌‌حلی برای کاهش مرگ‌ومیر ناشی از زلزله پیدا کنم.
خیلی فکر کردم تا اینکه طرح اتاق امن را که بسیار ساده و داری هزینه تمام‌شده پایینی است به نظرم رسید.

ادامه نوشته

وزیر بهداشت دولت نهم: اگر زنی به پزشک مراجعه کند باید در بسته باشد

 
ایلنا: طرح تفکیک و انطباق جنسیتی پزشکان در مراکز درمانی که از سوی وحیددستجردی در زمان نمایندگی اش در مجلس مطرح شده بود بنا به دلایلی اجرایی نشد اما هم اکنون که وی به عنوان وزیر بهداشت در صدر این حوزه قرار گرفته از اجرای این طرح می گوید. مرضیه وحیددستجردی گفت: «طرح انطباق جنسیتی در مراکز درمانی به نحوی مطرح شده که مدنظر نبوده چرا که فقط ما به دنبال حفظ حرمت زنان بوده ایم. آنچه که به آن بسیار تاکید شده حفظ محیطی خصوصی برای زنان است به نحوی که اگر زنی به پزشک مراجعه کند حتماً طوری باشد که در بسته باشد.»
وزیر بهداشت و درمان گفت: «اینکه پزشک زن باشد یا مرد، مدنظر نیست چون بیماران پزشک خود را انتخاب می کنند اما این نکته مهم است که فقط پزشک معالج به همراه یک پرستار بیمار را معاینه کند.»دستجردی در مورد اجرای طرح انطباق جنسیتی در بیمارستان ها گفت: «تفکیک جنسیتی مدنظر نیست در حقیقت باید کاری کنیم که زنان در محیط های درمانی احساس آرامش کرده و حالت خصوصی بودن برایشان محفوظ بماند.»

چاوز: به زودی حضرت مهدی و مسیح ظهور خواهند کرد


ريیس‌جمهور ونزوئلا با بیان اینکه به زودی حضرت مهدی و حضرت مسیح ظهور خواهند کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد، از صادرات 20هزار بشکه‌ای بنزین به جمهوری اسلامی ایران خبر داد.


به گزارش مهر، هوگو چاوز رييس‌جمهور ونزوئلا که به همراه رييس‌جمهور و اعضای هیات وزیران در مشهد مقدس حاضر شد، در پاسخ به این سوال که یادداشت‌هاي تفاهمنامه بین دو کشور چه پیامی برای دنیای غرب خواهد داشت، گفت: مردم ایران توجه بسیار زیادی به خدا دارند و در مقبره‌ای که با حضور احمدی‌نژاد به زیارتش آمدیم مکانی بسیار مقدس است و من به عنوان یک مسیحی این احساس را به خوبی دریافت نمودم و تبریکات قلبی خود را نثار همه مردم ایران مي‌کنم.
وی افزود: احساسات قلبی خود را نثار امام رضا (ع) مي‌کنم، مي‌دانم که احساس مسیح هم احساسات بسیار مثبتی در راستای احساس امام رضا است. رييس‌جمهور ونزوئلا با تاکید بر اینکه مسیح دوباره زنده خواهد شد و به همراه مهدی قدرت را به دست خواهند گرفت، گفت: مسیح و مهدی نمرده‌اند، زنده‌اند و روزی باز خواهند گشت و دنیا را پر از عدالت خواهند کرد.
وی با اشاره به صحبت‌هاي مقام معظم رهبری عنوان کرد: امروز عصر امام خامنه‌ای به ما گفت تا زمانی که ما دو رييس‌جمهور با هم متحد باشیم و از اعماق دل و روح با هم باشیم در کارکرد و تلاش‌ها و همه اقدامات انسانی که انجام خواهیم داد با هم باشیم و تا زمانی که اقدامات عدالت‌طلبانه را پیگیری کنیم، خیلی زود حضرت مهدی و مسیح ظهور خواهند کرد. باید در این راستا تلاش کنیم هر چه زودتر حضرت مهدی و مسیح ظهور کنند تا دنیای پر از عدالت را به وجود آورند که امیدواریم هر چه زودتر محقق شود.
هوگو چاوز در ادامه به موضوع تجارت بین دو کشور اشاره کرد و افزود: تجارت موضوعی است که باید به آن توجه کنیم و از آن بستر به چشم‌اندازهای آینده برسیم. باید بتوانیم اتحاد موجود را که بین دو کشور وجود دارد هویت بخشیده و شکل دهیم و اقدامات اقتصادی و همکاری‌های تجاری و تبادل تکنولوژی و نیروی انسانی کمک خواهد کرد تا به عدالت دست پیدا کنیم.
وی با بیان اینکه امروز اسناد دیگری هم علاوه بر موضوع تجارت به امضا رسید، گفت: این خیلی خوب است که مردم در همه این اسناد تجاری بین دو کشور اطلاع داشته باشند.
رييس‌جمهور ونزوئلا در قسمت دیگری از سخنانش به بانک دو ملیتی ایران - ونزوئلا که هم‌اکنون وجود دارد، اشاره نمود و اظهار داشت: دیروز جلسه هماهنگی مجمع این بانک دو ملیتی برگزار شد و قرار شد در مدت 30 روزه هر یک از کشورها 30میلیون دلار را به آن واریز کنند. زنده باد بانک دوملیتی ایران- ونزوئلا.
وی با بیان اینکه مجمع صندوق مالی پروژه‌هاي ایرانی ونزوئلایی نیز برگزار شد، یادآور شد: در این مجمع به موضوعاتی همچون تبادل محصولات، تکنولوژی، مواد غذایی، دارو، مواد اولیه ساخت و ساز، مواد خام برای صنایع و... پرداخته شد.
چاوز در قسمت دیگری از سخنانش به امضای موافقتنامه بنزین بین دو کشور که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اشاره نمود و افزود: برای ونزوئلا این سند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. که قرار شد از ماه آینده (اکتبر) ونزوئلا هر روز 20هزار بشکه بنزین به ایران صادر کند و این بسیار مهم است؛ چرا که معادل با حدود 800میلیون دلار مي‌باشد و از این مبلغ که مربوط به صادرات بنزین مي‌شود، صندوقی را در ایران افتتاح خواهیم کرد. برای اینکه بخواهیم منابع را به ونزوئلا برگردانیم که نه به صورت دلار آن را به صورت خرید ماشین‌آلات، تکنولوژی و سایر تلاش‌ها و همکاری فیمابین دو کشور به ونزوئلا برخواهیم گرداند. وی خاطرنشان کرد: به این ترتیب بسیاری از مواردی که نیاز به تامین مالی خواهد داشت، از این طریقی که گفته شد حل خواهد شد.
چاوز با بیان اینکه این صندوق عملا در ایران ثبت خواهد شد، گفت: این موضوع بسیار شگفت‌انگیز خواهد بود چون کمک شایان توجهی به تجارت خواهد نمود و خودش هم نوعی تجارت است.
وی با بیان اینکه ما در حدود 50میلیون دلار نیازمند داروی ایران هستیم، گفت: قطعا مبلغی را که در خصوص نیاز دارو به ایران داریم از محل صندوقی که از باب فروش بنزین به ایران ایجاد کرده‌ایم، پرداخت خواهیم کرد.
رييس‌جمهور ونزوئلا با تاکید بر اینکه همه آنچه که مي‌توانیم به دست آوریم منوط به وحدت و یکپارچگی با کشور دوست و برادر خودمان ایران است، اظهار داشت: ما توانستیم شرایطی را همچون شرکت‌های چندملیتی و سرمایه‌گذاری را پشت سر بگذاریم به گونه‌ای که خودمان توانستیم به اهداف مذکور دست پیدا کنیم.

نخستين کلینیک براي درمان معتادان به اینترنت

 
معتادان به اینترنت مانند سایر معتادان درمانگاه خود را پیدا کرده‌اند.

به گزارش لایوساینس مرکز بازتوانی هیورتسفیلد،‌ در فال سیتی در واشنگتن مدعی است که اولین مرکز برای بستری کردن معتادان به اینترنت، بازی‌های ویدئویی و اس‌ام‌اس را به راه انداخته است.[اعتياد اينترنتي داريد؟ اين تست مشخص مي‌كند]

وارد شدن به دوره بازتوانی 45 روزه در این کلینیک که restart نام دارد، حدود 14500 دلار خرج برمی‌دارد.[آنارشي و اينترنت]

 این برنامه بازتوانی از ترکیبی از گفتگودرمانی سنتی به همراه آموزش مهارت‌های اجتماهی مانند تدریس فنون گفتگو استفاده می‌کند.

بیماران همچنین به تغذیه بزها، پرورش جوجه و انجام کارهای روزمره خانه‌داری می‌پردازند تا دوباره با دنیای آفلاین تطبیق پیدا کنند.

اولین بیمار این کلینیک یک پسر 19 ساله از ایالت آیوا ست که برای درمان اعتیاد به بازی آنلاین World of Warcraft بستری شده است.

با این که ایده راه‌اندازی چنین کلینیکی - جدا از هزینه بالای آن-  به عنوان شیوه‌ای برای آفلاین‌شدن ممکن است اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما استیوارت فیشوف، روانشناس و سردبیر نشریه روانشناسی رسانه‌ها، معتقد است که چنین رویکردهای توانبخشی ممکن است مفید باشد.

فیشوف که با این کلینیک جدید ارتباطی ندارد، می‌گوید:‌ "قرار دادن بیماران در شرایط بالینی در معرض حیوانات دست‌آموز اثرات بسیار مثبتی داشته است. هدف این است که بیمار به تجربه ارضا از چیزی که نیاز به اتصال اینترنتی ندارد،‌ دست یابد. بنابراین دادن چيزي به بیماران که به آنها نیاز دارد، آنها را تایید می‌کند، و در مورد آنها قضاوت نمی‌کند، به آنها کمک می‌کند به دنیای واقعی بازگردند."

اين كلمات از كجا آمدند؟

بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :
آیا می‌دانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد  و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟
 
به نمونه‌های زیر توجه کنید:
 
(زِ پرتی:)واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
 .................................
 
(هشلهف:) مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسی (I shall have به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژة مسخره آمیز را برای هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.
 
........................................
 
(شِر و وِر: )از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
 
.........................................
(فاستونی:) پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.
 
......................................
(اسکناس: )از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.*
 
...........................................
 
(فکسنی: )از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
  
...............................................
(نخاله: )یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند

 

اندر فضیلت کتاب نخوانی!

 
پر است چشم وگوش ما، به خصوص این روزها، از گلایه همه که کتاب نمی خوانند ایرانیان. و پاسخ ها از جمله این است که: ایرانیان مردمانی شفاهی اند، بیشتر می گویند و می شنوند تابنویسند و بخوانند.

سانسور وجود دارد، انگار شعر دهه چهل ـ مثلا ـ وقتی متولد شد که سانسور نبود؟ شک نکنید که هر ایدئولوژی و سیاستی سانسور خودش را دارد.

کتاب ها(عرضه) با خواسته و نیاز مردم (تقاضا) هماهنگ و متناسب نیست، مثلا در کشور پیشامدرن ما اغلب، آثار پست مدرن ترجمه می شود که چندان با شرایط ما سازگار نیست.

 ترجمه ها اغلب نامفهوم است، یا جانا سخن از زبان ما می گویی. با رواج فست فود، فست بوک هم باید راه بیفتد، نمونه اعلایش کاری است که عباس کیارستمی با حافظ و سعدی کرده و پرفروش است.

و ... من اما می خواهم ستایش کنم از ملت کتاب نخوان ایران. از جمله به این دلیل که این معیارهایی که برای کتابخوانی وجود دارد، ایراد دارد. در قدیم، و هنوز هم در بعضی مناطق، یک جلد شاهنامه، چند نسل از اهالی یک روستا را چه ها که نمی کرد: سرگرم، حافظ شعر و فرهنگ و زبان ایرانی، حکیم و خردمند، آگاه به امر خود، اهل مدارا، سرخوش، و... هنوز هم اگر کتاب باشد کتابی، چنین تواند کرد با بسیاری. اما صد رحمت به کتاب های آشپزی و گل آرایی و چه و چه که لااقل خاصیتی دارند، اما چه بسا کتاب ها که عین ضلالت و بطالت اند.

اغلب آدمهای بزرگ، مثلا دکارت، کم اما درست کتاب می خوانده اند. می گویند، شاگردی وارد اتاق استادش شد. دید بی چراغ نشسته است. پرسید: چه می کنید استاد؟ گفت: مطالعه. گفت: بی چراغ! شنید: نه با چراغ. آنچه را که زیر چراغ روغنی از نظر گذرانده ام، به نور عقل مرور می کنم و تحلیل!

آدم عاقلی هم می گفت: کتابی را ـ که از قضا کتاب سال هم شده بود و پر فروش ـ هر چه می خواندم کمتر می فهمیدم. تعجب می کردم که چرا دیگران این همه از آن تمجید می کنند. تا آن را با اصل انگلیسی اش مقابله کردم. دیدم مترجم نفهمیده، ترجمه کرده، نامفهوم از کار در آمده است کارش. اهل فضل اما برای این که از قافله علم و تمدن عقب نمانند با جماعت همراه شده از کتاب مذکور تعریف می کردند بی که جرات داشته باشند بگویند چیزی از آن نفهمیده اند!

به کریم حکیمی عرض کردم: اندکی هم زندگی کن! به جای این که اثری فلسفی یا رمانی بخوانی در باب زندگی و از آن طریق در پی فهم زندگی باشی، خودت برو زندگی را تجربه کن!

نه آن که آن درویش نباید کتاب بخواند ـ که می خواند و از همچو منی هم نصیحت نپذیرفت و نمی پذیرد ـ بلکه می گوییم زندگی هم بکند. هم بخواند هم زندگی کند، این جوری هم زندگی اش غنی می شود هم مطالعه اش. تا بعد.
اسکندر صالحی

فينگليش يا فارگيليسي؟

 


در عجبم كه حالا دانستن معناي كلماتي مثل Open و Save چه كمك والايي مي‌تواند به سواد دانشجويان و افراد بكند! به نظر مي‌رسد اين طرز فكر و تفكراتي از اين دست كه مختص برخي معدود افراد شيفته غرب و از خود بيگانه است كه صرف نوشتن و خواندن چند كاراكتر يا كلمه انگليسي را حمل بر سواد خود و ديگران مي‌كنند، ديگر در قرن بيست و يكم كه تمام جهانيان به اهميت حفظ فرهنگ و خط و زبان خود در اين دنياي پرتلاطم پي برده‌اند، تفكري قديمي، منسوخ و مردود باشد.














اين روزها همه جا صحبت از هزينه پيامك اپراتورهاي مختلف و تمهيدات و تلاش‌هاي شركت‌هاي وطني و در رأس آنها همراه اول براي ترغيب و تشويق كاربران ايراني به فارسي نويسي است. اپراتور دولتي همراه اول مدت‌ها بود كه پيگير تشويق كاربران به ارسال SMS فارسي بود كه سرانجام امسال با تفكيك و كاهش هزينه پيامك‌هاي فارسي اين مهم را محقق كرد. متعاقب اعلام شركت مخابرات مبني بر كاهش هزينه ارسال پيامك‌هاي نوشته شده به زبان فارسي تا 89 ريال و افزايش قيمت پيامك لاتين تا 222 ريال، اين شركت با همكاري مركز فناوري دانشگاه شريف اقدام به تهيه و توليد نرم‌افزار مخصوصي هم براي ارسال پيامك فارسي كرد، به نام «پيام‌رسان فارسي».

بگذريم از اين كه ايرادات متعدد اين نرم‌افزار باعث شد پس از اندك مدتي، به كنج عزلت منوي كاربران برود و كمتر دارنده تلفن همراهي از آن استفاده كند. اما در اين ميان به مرور دو جبهه، چه در ميان كاربران و چه بين متخصصان حوزه فناوري و مخابرات شكل گرفته است. عده‌اي با اخم‌هاي در هم كشيده تلاش‌هاي مخابرات را بدين منظور يك نوع اجبار دانسته و با اظهار تمايل به همان شيوه نگارش و ارسال پيامك با كاراكترهاي لاتين، از سهولت و مزيت‌هاي اين شيوه سخن مي‌گويند. عده‌اي ديگر نيز ضمن تمجيد و تحسين اين اقدام مخابرات و شركت همراه اول، از محاسن فارسي‌نويسي و لزوم اين كار در راستاي حفظ فرهنگ و زبان ملي تعريف مي‌كنند و حتي از همراه اول خرده مي‌گيرند كه چرا از ابتدا چنين كاري را نكرد.

البته به نظر مي‌رسد افراد گروه اول بيشتر به سبب عادت چندساله خود براي نگارش كاراكترهاي لاتين است كه اين ايرادها را وارد مي‌كنند و دليل محكمي براي انتقاد خود ندارند، والا كدام ايراني است كه به زبان مادري و ملي خود دلبسته نباشد و نخواهد از آن استفاده كند؟ دوست دانشجويي تعريف مي‌كرد يك بار استاد زبان انگليسي آنان از دانشجويان كلاس پرسيده است: «كدام يك از شما در گوشي همراه خود از منوي فارسي استفاده مي‌كنيد و پيامك‌هايتان را به فارسي مي‌فرستيد؟» چند نفر دستشان را بلند كردند. استاد فرهيخته ما (!) با اوقات تلخي، اين افراد را خطاب قرار داده كه دانشجويي كه از منوي انگليسي استفاده نكند، پس حتماً زبان به خوبي بلد نيست و به همين اكتفا نكرده و چند نمره‌اي هم از نمره پايان ترم اين دانشجويان بخت برگشته كم كرده است.

وقتي طرز فكر و برداشت يكي از استادان دانشگاهي ما اينگونه باشد كه سطح سواد و آشنايي دانشجويانش را با زبان انگليسي، با استفاده آنان از منوها و نرم‌افزارهاي انگليسي بسنجد، از بقيه چه انتظاري مي‌توان داشت؟ در عجبم كه حالا دانستن معناي كلماتي مثل Open و Save چه كمك والايي مي‌تواند به سواد دانشجويان و افراد بكند! به نظر مي‌رسد اين طرز فكر و تفكراتي از اين دست كه مختص برخي معدود افراد شيفته غرب و از خود بيگانه است كه صرف نوشتن و خواندن چند كاراكتر يا كلمه انگليسي را حمل بر سواد خود و ديگران مي‌كنند، ديگر در قرن بيست و يكم كه تمام جهانيان به اهميت حفظ فرهنگ و خط و زبان خود در اين دنياي پرتلاطم پي برده‌اند، تفكري قديمي، منسوخ و مردود باشد.

اي كاش دست كم اين قبيل افراد چشم خود را باز مي‌كردند و مي‌ديدند كه همان خارجي‌ها و غربي‌ها از مدت‌ها پيش‌تر برنامه‌هاي خود را براي حفظ فرهنگ و زبان ملي و بومي خود آغاز كرده‌اند و اقداماتي اساسي نيز در اين راه انجام داده‌اند. مسئولان كشور فرانسه از اواسط دهه 90 نسبت به نفوذ روزافزون زبان انگليسي از طريق محيط مجازي و گرايش به ناچار مردم اين كشور به وب‌ پيج‌هاي انگليسي ابراز نگراني كردند. حاصل آن نگراني‌ها و تلاش‌ها اين است كه هم اكنون در كافي‌نت‌هاي فرانسه و خانه‌هاي مردمان فرانسه ديگر كمتر صفحه‌اي به زبان انگليسي باز مي‌شود. از كشورهاي غيرغربي هم اگر بخواهيم مثال بزنيم، نمونه بارز آن چين است كه در اثر مراقبت‌ها، تمهيدات و بعضا سخت‌گيري‌هاي مسئولان امور ارتباطات اين كشور، اكنون تمام كاربران چيني زبان، تمام ارتباطات اينترنتي و نوشتاري خود را در كليه قالب‌ها به سادگي به زبان مادري خود انجام مي‌دهند و هيچ كمبودي هم احساس نمي‌كنند.

واقعا چرا ما نيز وسعت ديد خود را توسعه نمي‌دهيم و اين موضوع را درنظر نمي‌گيريم كه كاربرد فناوري‌هاي نويني چون اينترنت و موبايل، محدود به همين چند ساله و يكي- دو دهه نخواهد بود و تازه در اول راهي هستند كه به مرور هرچه گسترده‌تر خواهد شد؟ به راستي چرا به جاي اينكه از فينگليش نوشتن خود دفاع كنيم، به اين نمي‌انديشيم كه كاري كنيم، حتي روزي مردمان انگليسي زبان از خط و علايم زبان فارسي استفاده كنند و پيامك‌هاي خود را با استفاده از آنها بفرستند؟ به نظرتان تصور موهوم و دوري است؟ پس شايد بد نباشد بدانيد، چيني‌ها از هم اكنون نيز تقريبا چنين كاري را كرده‌اند و رفته‌رفته محيط اينترنت را به تصاحب خود درمي‌آورند. فقط كافي است ديدگان خود را به كمي آن سوتر بدوزيم؛ مثلاً سي يا هفتاد سال ديگر.

البته نگارنده جزو پيروان و از طرفداران نظرات كساني مثل فوكوياما و ساموئل هانتينگتون و ديگران كه معتقد به جنگ تمدن‌ها و بلعيدن تمدن‌ها توسط يكديگر هستند، نيست. اما بي‌شك هر ايراني واقعي و وطن‌دوستي، آرزوي سربلندي كشور خود را در هر زمينه‌اي دارد و اين هم مي‌تواند بخشي از مسير اعتلاي كشور عزيز ما باشد. حال يك بار ديگر به تيتر مطلب نگاهي بيندازيد. نظر شما چيست؟

حسين رسولي

ایرانیها 4 برابر مردم دنیا نوشابه می‌خورند

 
یک آسیب شناس اجتماعی از مصرف سرانه 42 لیتر نوشابه در ایران خبر داد و گفت: سرانه مصرف نوشابه در کشور ما 4 برابر سرانه مصرف دنیا است.

دکتر مجید ابهری در گفتگو با مهر با بیان این مطلب گفت: گرایش به مصرف اقلام غیر ضروری در جامعه و گسترش تبلیغات در مورد اینگونه اقلام از نشانه های بارز مصرف گرایی می باشد. مصرف بعضی از اقلام نه تنها دارای هزینه های مالی می باشد بلکه زیانهای جانی نیز به دنبال دارد.

کارشناسان سلامت معتقدند مصرف نوشابه با توجه به قند مصنوعی، رنگ و گاز موجود در آن زیانهای غیر قابل جبرانی برای دستگاه گوارش ، کلیه ها و سایر اعضای بدن دارد. بویژه در مورد کودکان و نوجوانان که متاسفانه به خاطر شیرین بودن آن علاقه زیادی به مصرف دارند.

این متخصص علوم رفتاری در ادامه  با اشاره به اینکه سرانه مصرف نوشابه در کشور 4 برابر سرانه مصرف دنیا است، گفت: در سالی که به عنوان اصلاح الگوی مصرف تعیین شده بسیار به جا است که متولیان امور به این اقلام و آمار توجه کنند.

تحقیقات نشان داده مصرف زیاد شیرینی جات و مواد قندی نیز در صورتی که به همراه مواد پروتئینی مصرف نشوند، موجب بروز خستگی و عصبانیت بیشتر در افراد مستعد می شود.

ابهری با اشاره به اینکه مصرف سرانه 200 کیلو گرم نان ما را در ردیف پر مصرف ترین مردم جهان قرار داده است، تاکید کرد: با توجه به اتلاف 200 هزار لیتر در هنگام سوخت گیری در روز ، سالانه 73 میلیون لیتر سوخت هنگام سوختگیری هدر می شود که این مقدار در زمینه مصرف انرژی 10 برابر اتحادیه اروپا و 15 برابر ژاپن می باشد.

این آسیب شناس اجتماعی گفت: از سویی دیگر با توجه نامگذاری امسال به نام به اصلاح الگوی مصرف، جامعه می تواند با الگوسازی و بستر سازی فرهنگی در مورد مصارف غیر ضروری هم به سلامت جامعه کند و هم به بهداشت مردم و هم صرفه جویی مالی بویژه ارزی نماید.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: حتی می توان با تخصیص قسمتی از بودجه تبلیغات و فروش نوشابه به یاری بیمارانی که با مصارف بی رویه دچار بیماری شده اند شتافت و جامعه را بسوی مصرف اصولی و درست اقلام هدایت کرد

تحویل 48 ساعته خودرو و تکریم ارباب رجوع

این هم داستان فردی که با تبلیغات شرکت ایران خودرو اقدام به ثبت نام نموده به امید اینکه بتواند با خانواده خود به مسافرت برود: 

چند روز قبل شركت ايران خودرو تبليغات گسترده اي در مورد فروش محصولات خود با تحويل 48ساعته انجام داد.اينجانب نيز همانند خيلي از هموطنان با ديدن شرايط فروش جديد تصميم به خريد خودرو با شرايط فوق كردم تا به اين ترتيب در تعطيلات عيد همراه خانواده و با خودروي شخصي به سفر بروم.

روز 26اسفند ساعت 9.30 صبح همراه مدارك و چك تضميني به ليزينگ ايران خودرو واقع در كيلومتر14جاده مخصوص مراجعه كردم و ساعت 16.30 موفق به ثبت نام شدم.

مسئول ثبت نام ضمن عذر خواهي به خاطر تاخير ايجاد شده در ثبت نام اطمينان داد خودرو 48ساعته تحويل اينجانب خواهد شد.

روز28اسفند تا شب منتظر تماس از ايران خودرو جهت تحويل خودرو شدم ولي خبري نشد.

روز29اسفند تصميم گرفتم جهت پيگيري موضوع به محل تحويل خودرو بروم.در بدو ورود با تعجب ديدم تعداد زيادي جهت تحويل گرفتن خودرويشان مراجعه كرده اندولي خودرويي نگرفته اند.
مدارك ثبت نام خودرو را تحويل مسئول كامپيوتر دادم بعد از نيم ساعت ايشان فرمودند با عرض معذرت فقط كارت گارانتي خودرويتان اماده شده ولي خودرو و پلاك و بيمه نامه دست ما نرسيده! فعلا كارت گارانتي را تحويل بگيريد تا ما بقيه مراحل را انجام دهيم.
بعد از گذشت 4 ساعت فرمودند خودرو وارد پاركينگ شده ولي به علت تعطيلي مركز شماره گذاري ناجا خودرو را بدون پلاك تحويل بگيريد و بعداز تعطيلات مراجعه كنيد تا پلاك به شما تحويل داده شود!
اعتراض كردم كه قرار بود خودرو را 48ساعته با پلاك تحويل دهيد كه كارمند مربوطه جواب داد:حق با شماست و من هم به خاطر اين اتفاق شرمنده ام ولي من كاري از دستم ساخته نيست و بايد با مسئولين رده بالا صحبت كنيد.
پرسيدم مسئولين رده بالا كجا هستند كه با انها صحبت كنم؟
جواب دادند در تعطيلات هستند. بعد از تعطيلات مراجعه كنيد!

البته غير از من افراد بسيار زيادي نيز بودند كه به اميد تحويل 48 ساعته خودرو به حساب ايران خودرو پول واريز كرده بودند و در نهايت با پاي پياده شركت ايران خودرو را ترك كردند تا تعطيلات عيد را به خاطر وعده مسئولين ايران خودرو بدون خودرو و در خانه سپري كنند.

حال سوال اينجاست آيا فريادرسي هست؟
به كجا شكايت بريم؟

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=41152

دشمنان صنعت خودروسازی میگویند که این صنعت و مدیران معزز آن تکریم ارباب رجوع نمی کند!! شما خود قضاوت کنید که کدام خودروساز در دنیا این چنین محترمانه به مشتریان خود پاسخ میدهد؟!! 

رسیدن دامنه های بحران جهانی به مرزهای ایران

رکود اقتصادی و انباشت سرمایه ها در ایران
 
انبارهای کارخانجات مهم صنعتی کشور اعم از فولاد، سیمان و محصولات پتروشیمی انباشته گردیده و این کارخانه ها در شرایط بسیار دشواری بسر می برند.
انبارهای کارخانجات مهم صنعتی کشور اعم از فولاد، سیمان و محصولات پتروشیمی انباشته گردیده و این کارخانه ها در شرایط بسیار دشواری بسر می برند.

به گزارش خبرنگار "تابناک" بدلیل کاهش تقاضا در بازارهای مصرف, هم اینک بسیاری از کارخانجات مهم صنعتی کشور با انباشت سرمایه مواجه گردیده اند و نشانه های بروز رکود اقتصادی دز کشور پدیدار گردیده است.


این گزارش می افزاید همانطور که قبلا کارشناسان اقتصادی هشدار داده بودند دامنه بحران اقتصادی کشورهای پیشرفته صنعتی به مرور به کشور ما سرایت نموده و هم اینک بسیاری از کارخانجات سیمان، فولادسازی و پتروشیمی با انبارهای انباشته از کالا و کاهش شدید خریدار مواجه گردیده اند و چنانچه دولت تدابیر لازم را در این خصوص اتخاذ ننماید آینده مبهمی در انتظار این کارخانجات خواهد بود.
 
 به نظر می رسد اگر دولت با تزریق نقدینگی لازم و جلوگیری فوری از واردات بی رویه کالاهای اساسی در جهت کمک به صنایع مادر اقدام ننماید، این بحران به سایر زمینه های اقتصادی و تولیدی کشور سرایت نموده  و دامنه های آن به سرعت افزایش خواهد یافت.

کشورهای پیشرفته صنعتی علی رغم اتخاذ تدابیر جدی اقتصادی و تزریق کمک های فوری نقدی به کارخانجات خود صرفا توانسته اند شدت آن را کاهش داده و هنوز از مهار بحران اقتصادی خود توفیق چندانی پیدا ننموده اند و این در حالیست که در ایران هنوز از تشکیل کمیته های مخصوص و تدابیر عملی جهت مقابله با این بحران و عوارض آن که نشانه هایش به روشنی پدیدار گردیده خبری در دست نیست.

پیش بینی اکثر کارشناسان اقتصادی حاکی از آن است که سال 1388 یکی از سخت ترین سال ها در عرصه های اقتصاد و تولید خواهد بود و وجود نداشتن برنامه های حساب شده یقینا به افزایش دامنه های آن منجر خواهد گردید.

از طرح تثبیت تا طرح تحول

واقعیات اقتصادی همیشه بزرگ‌ترین چالش در برابر وعده‌ووعیدهای آرمان‌گرایانه (اگر نگوییم عوام‌فریبانه) سیاستمداران بوده است.
 
این چالش میان اقتصاد و سیاست (یا سیاسی‌كاری) منحصربه‌ جامعه ما نیست و خصلت همه شمول دارد. اما مانند بسیاری از آسیب‌های اجتماعی-تاریخی بعضا به شكل افراطی در كشور ما ظاهر می‌شود. 

سیاستمداران اغلب ترجیح می‌دهند هزینه‌های تصمیمات عامه‌پسند خود را از چشم مردم پنهان سازند. آنها طوری وانمود می‌كنند كه گویا سیاست‌های پیشنهادی آنها صرفا متضمن فایده است و هیچ هزینه‌ای در بر ندارد. سیاستمداران اغلب تلاش می‌ورزند بنیادی‌ترین مفهوم علم اقتصاد یعنی هزینه فرصت را آگاهانه یا ناخودآگاه نادیده انگارند. آنها درباره ناچیزترین دستاوردهای واقعی یا خیالی تصمیمات گذشته خود داد سخن می‌دهند. اما هیچ گاه حاضر نمی‌شوند درباره هزینه‌های فرصت از دست رفته ناشی از این تصمیمات حرفی به میان آید. اما واقعیت‌ها سرسختند و همچنانكه با خطابه و مغالطه نمی‌توان قانون جاذبه را انكار كرد، واقعیت هزینه‌های ناشی از تصمیمات نادرست نیز دیر یا زود بر مردم آشكار می‌شود. آن وقت است كه چالشی جدید در برابر سیاستمداران بروز می‌كند و آنها ناگزیر به خطابه و مغالطه‌ای متفاوت روی می‌آورند و دوباره روز از نو و روزی از نو! 

ادامه نوشته

جشن سال نو، مراسمي به وسعت تمام اديان

جشن آغاز سال در اديان مختلف جايگاه خاصي دارد، در برخي اديان  با جشن‌هاي باشكوه همراه است و در برخي با آيين‌هاي مذهبي. هر ديني نوعي نگاه به اين مراسم دارد اما مبناي اكثر آنان واقعه‌اي مذهبي است.
سال نو در ميان مسلمانان
 مبناي سال نو مسلمانان، تقويم 354 روزه قمري است و هر سال اولين روز محرم تغيير مي‌كند و سال قمري 11‌روز كوتاه‌تر از سال خورشيدي است‌. اولين روز از اولين ماه قمري، محرم، آغاز سال نو است. مردم با نماز و عبادت به پيشواز سال نو مي‌روند. مسلمانان‌ سال نو را جشن نمي‌گيرند اما 2 عيد بزرگ و مبارك، روز عيد فطر يا اول شوال و روز عيد قربان يا دهمين روز از ماه ذي‌الحجه را جشن مي‌گيرند. ولي گروهي از مسلمين در اول محرم در مساجد و ساير اماكن مذهبي به دور هم جمع مي‌شوند و روز بيعت با حضرت محمد(ص)، را گرامي مي‌دارند. گفتن داستان هجرت پيامبر اسلام، مهم‌ترين قسمت مراسم اين روز است كه از راديو تلويزيون نيز پخش مي‌شود.

ادامه نوشته

جامعه شناسي وضعيت رانندگي در ايران

مي دانيم كه هر ملتي ( درست يا نادرست ) به دارا بودن يك ويژگي شخصيتي شناخته مي شود و در اين ميان اگر چه ايراني ها از گذشته هاي دور با عناصري همچون : ميهمان نوازي و فرش و پسته و .. نام آور بوده اند , ليكن در سالهاي اخير , ويژگي ديگري نيز به اين فهرست افزوده شده و آن شيوه خاص رانندگي ايراني است . چنانكه خارجي هايي كه به ايران مي آيند , پس از بازگشت به كشورشان , هنگام بيان خاطرات و برداشتهاي خويش از سفر به ايران , بدون استثنا به شيوه رانندگي ايرانيان نيز گريزي مي زنند و از موتور سواراني سخن مي گويند كه بي باكانه و بي هراس از خطراتي كه براي خود و ديگران ايجاد مي كنند , در بين خودروها مي لولند , يا رانندگاني كه اصولا توجهي به علائم و مقررات و احترام به حقوق ديگران ندارند و در كل از شيوه رانندگي ايراني ياد مي كنند كه در خيابانها بسيار نزديك به هم و بدون رعايت خط مسير ( لاين ) با فاصله سانتي متري از كنار هم حركت مي كنند .

دهها و صدها مورد از اين دست گوياي آن است كه شيوه رانندگي قريب به اتفاق ايرانيان , به پديده اي نيازمند توجه تبديل شده كه برايند آن از يك سو خراشيدن روح , آزردن جسم , هرز رفتن توانايي ها , آسيب هاي روحي و اجتماعي و صد البته تلفات جاني و خصارات مالي فراوان و از سويي ديگر و چه بسا مهم تر زير سوال بردن حيثيت و اعتبار ايراني است .

بر اساس آمار رسمي تنها در سال 83 بيش از 28 هزار نفر در تصادفات مختلف رانندگي درون شهري و بين شهري جان خود را از دست داده اند . گزارش از وقوع تصادفات عجيب با تلفات بالا در ايران به يكي از محور هاي خبري رسانه هاي خارجي در چند سال اخير تبديل شده است و برايند چنين روندي متاسفانه اين خواهد بود كه بسياري از مخاطبين چنين گزارشها و اخباري , شيوه رانندگي ايرانيان را به ساير وجوه جامعه ايراني تعميم مي دهند و از آن به يك برداشت كلي در خصوص وضعيت اجتماعي و روحيات ايراني مي رسند .

شيوه رانندگي ايرانيان به عنوان يك ناهنجاري اجتماعي

زماني كه مي شنويم آمار متوسط ساليانه تلفات جاده اي در ايران از ميانگين كشته شدگان جنگ تحميلي بيشتر است , بدان معنا است كه ما با وضعيتي فاجعه آميز روبرو هستيم و بر اين اساس به دلايل گوناگون بايد گفت كه شيوه رانندگي در ايران به يك ناهنجاري تبديل شده است . هنگامي كه از شيوه رانندگي در ايران به عنوان پديده اي نا هنجار ياد مي كنيم , منظور اشاره به مجموعه رفتارهايي است كه تخلفات جريمه شده تنها سهمي از آنها را در بر مي گيرند ! اين پديده ناهنجار در دو سوي يك صحنه جان و مال ين مردم را به بازي گرفته است . اگر يك سوي پرده اين نمايش را تلفات و خسارات جاني و مالي و يا هزينه هاي بيمه پرداختي ببينيم , متاسفانه در پشت پرده كه سخني از آن نمي رود و يا بسيار كم مورد توجه قرار مي گيرد , روندي پيچيده در جريان است كه در آن تاثيرات متفاوتي از ايجاد يك هراس و اضطراب كوچك يا بروز تنش و آزردگي روحي و درگيري هاي فيزيكي تا درد و آزردگي ناشي از جراحات و در نهايت دلتنگي و رنج از دست دادن عزيزي كه تاثيراتي پايدار و غير قابل جبران بر جاي مي گذارد , قابل شناسايي است .

كجروي اجتماعي به مفهوم رفتاري است كه به طريقي با انتظارات مشترك اعضاي يك جامعه سازگاري ندارد و بيشتر افراد آن را ناپسند و نادرست مي دانند . به ديگر سخن يك رفتار زماني نا هنجار قلمداد مي شود كه از سوي اكثريت جامعه قبيح و زشت شمرده شود و اكثريت بتوانند آن را از رفتار بهنجار يا درست تميز دهند كه به نظر مي رسد بخش عمده اي از رانندگان ايراني چه از نظر آگاهي و رفتاري , به چنين شناختي رسيده اند . بيان دو پديده در سطح جامعه ايراني تاييد كننده اين ديدگاه است : نخست : تقريبا اكثريت مردم شهر نشين از وضعيت كنوني رانندگان در ايران سر خورده و دلزده و از اين وضعيت نالان هستند و نسبت به ضرورن تغيير اين شرايط اصرار دارند اما ...!!!؟

رانندگي , نمادي از ويژگي هاي روانشناختي مردم

گسستن از سرشت و شخصيت خود , براي بسياري اگر ناممكن نباشد , حداقل بسيار دشوار و نيازمند ممارست و مراقبت طولاني مدت است و اين كار در سطح جامعه بويژه سخت تر خواهد بود اگر بخش بزرگي ( حال اگر آبروداري كنيم و نگوييم اكثريت ) از افراد جامعه بدان ويژگي شهره شوند كه در كمال تاسف شيوه رانندگي در ايران به نمادي از سرشت و ويژگي شخصيتي اكثريت جامعه تبديل شده است .

اقدام بی سابقه هواپیمایی ماهان؛ هواپیما 20 دقیقه زودتر پرید!

خبرنگار خبرگاری «انتخاب» گزارش داد: هواپیمایی ماهان در یک اقدام عجیب و بی سابقه، 20 دقیقه زودتر از زمان اعلام شده پرواز کرد!

بنابراین گزارش، شب گذشته (یکشنبه) پرواز هواپیمایی ماهان از تهران به مقصد کرمانشاه، 20 دقیقه زودتر از زمان موعد پرواز کرده و ده ها مسافر خود را جا گذاشت!

مسافران جامانده از این پرواز پس از مراجعه به دفتر هواپیمایی ماهان و اعتراض به این موضوع با پاسخ قانع کننده ای مواجه نشده و با مسئولان این دفتر هوپیمایی در فرودگاه مهرآباد درگیر شدند.

نکته جالب آنکه مسئولین دفتر هواپیمایی ماهان در پاسخ به اعتراض به حق مردم با لحنی طلبکارانه، پاسخ مردم را می دادند.

از سوی دیگر، پرواز تهران به مشهد هواپیمایی ماهان که قرار بود راس ساعت 11 حرکت کند، در ساعت 1. 30 بامداد به سوی مشهد پرواز کرد!

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، موضوع تاخیر در ساعت پرواز هوپیماهای شرکت های هواپیمایی به معضلی پیچیده تبدیل شده و در میان درگیری مسئولین شرکت های هواپیمایی بر سر افزایش قیمت بلیط و با وجود کاهش سطح کیفی و کمی هواپیماها، انچه همواره از سوی مسئولین به فراموشی سپرده شده، انتظار طولانی مدت مردمی است که سالهاست به انتظار کشیدن در صفوف مختلف عادت کرده اند و در نهایت مظلومیت اعتراضی نمی کنند و هرگاه، در واکنش به اقداماتی چنین ضعیف اعتراض می کنند، با واکنش طلبکارانه و "اینچنینی" مسئولین مدعی خدمت گذاری، مواجه می شوند.

گفتنی است، ظرف چند هفته ی اخیر، قیمت بلیط های مسافرتی10 درصد افزایش یافته است.

image

 

این همه اعتراض می کنند که شرکتهای ایرانی مشتری مدار نیستند !!! خوب ملاحظه میکنید که همه این حرفها شایعه ای بیش نیست و شرکت ماهان پیشرو در  مشتری مداری و تکریم ارباب رجوع است و سعی میکند مسافرین را زودتر به مقصد برساند!!! شرکتهای خارجی تشریف بیارن نگاه کنند . تا کور شود هر آنکه نتواند دید.

جای خالی بسته حمایتی در اقتصاد ایران


در حالی که تحلیل‌گران اقتصادی معتقدند بحران جهانی اقتصاد هنوز چهره واقعی خود را نشان نداده است، خیلی از دولت‌ها برای رویارویی با ابعاد گوناگون آن برنامه تدوین کرده‌اند.

اکنون که بیش از پنج ماه از بحران فراگیر اقتصاد مي‌گذرد، تحلیل‌گران آثار آن را در چهار مرحله تقسیم‌بندی کرده‌اند.
بحران که از بازار مسکن آمریکا آغاز شد، به دلیل ارتباط گسترده بازارهای مالی، نخست این حوزه را در هم کوبید و سپس وارد سیستم پولی دنیا شد. پس از آن بحران به صورت موجی فراگیر، اقتصاد دنیا را فرا‌گرفت و اکنون که پنج ماه از وقوع آن می‌گذرد، شاهد شکل‌گیری نگرانی‌هایی عمیق در مورد بیکاری و کاهش درآمد در کشورهای مختلف هستیم. آنچه در گزارش رسمي ‌نهادها و سازمان‌های اقتصادی پیش‌بینی مي‌شود، حاکی از تداوم بحران و شیوع گسترده آن به دیگر اقتصادهای جهان است، به گونه‌ای که بانک جهانی با پیش‌بینی نرخ رشد اندک اقتصاد جهان و کاهش نگران‌کننده سطح مبادلات تجاری، سال 2009 میلادی را سال بحران فراگیر اقتصادی اعلام کرده است.
در گزارش بانک جهانی، نرخ رشد اقتصاد جهان برای سال 2009 میلادی تنها 9/0 پیش‌بینی شده است. این در حالی است که پیش از وقوع بحران جهانی، 3درصد رشد برای اقتصاد جهان و 4/6درصد رشد برای اقتصاد کشورهای در حال توسعه پیش‌بینی شده بود.

جای خالی بسته حمایتی در اقتصاد ایران
گذشته از آن، بحران در گستره‌ای جهانی بر پنج حوزه مهم اقتصادی شامل موسسه‌های مالی، بازارهای سرمایه، بورس‌های کالا، بازار جهانی نفت و حجم تجارت جهانی اثرگذار بوده است. قطعا در اثر همین اثرگذاری مستقیم بوده است که بانک جهانی در تازه‌ترین گزارش، رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه را 4/5‌درصد پیش‌بینی کرده، یعنی بسیار پایین تر از رقم رشد اقتصادی در سال‌های 2007 و 2008 .
در همین گزارش نرخ رشد اقتصادی ایران، 3/5‌درصد پیش‌بینی شده است در حالی که اقتصاد ایران در سال 2008 میلادی 5/6‌درصد رشد کرد.
با چنین تصویرهای نگران‌کننده‌ای از اوضاع اقتصاد جهانی، دولت‌ها از ابتدای وقوع بحران دو سیاست را برای مقابله با آثار منفی بحران و کاهش پیامدهای بعدی آن در پیش‌گرفته‌اند. دولت‌ها در وهله اول در سیاست‌هایی ضربتی و اورژانسی، برای آن که از شیوع هر چه بیشتر بحران جلوگیری کنند، سیاست تزریق نقدینگی، کاهش نرخ بهره و برخی اقدامات محدودکننده مانند عرضه اوراق قرضه یا عرضه گسترده سهام را در پیش‌گرفتند، اما پس از آن، دولت‌ها تمام توان کارشناسی خود را برای تدوین بسته‌های حمایتی که به سیاست‌های محرک اقتصادی هم معروف شد، بسیج کردند. بسته‌های حمایتی در اکثر کشورها شامل سیاست‌های جدید از جمله سرمایه گذاری مستقیم دولت، بخشودگی یا حداقل کاهش دادن مالیات شرکت‌ها، کاهش نرخ بهره، پیش‌بینی برنامه‌های کارآفرینی برای مقابله با موج بیکاری، افزایش توان مالی سیستم بانکی و اقدامات بی‌شماری از این دست بود که در هر کشور بسته به شرایط اقتصادی تدوین و تنظیم شد.
چین از میزان مالیات کالاهای صادراتی و مصرفی کاست و به صادرکنندگان خود توصیه کرد که راه بازارهای کمتر آسیب دیده را در پیش بگیرند. در عین حال نرخ بهره را هم پایین آورد و برای حمایت از ارزهای تحت فشار، صندوق ارزی مشترک راه‌اندازی کرد. دولت اندونزی ضمن اعلام این موضوع که امسال کسری بودجه نخواهد داشت، واردات را محدود کرد و سیاست استفاده از محصولات داخلی را در پیش‌گرفت.
ترکیه برای کاهش عواقب بحران اقتصادی، بسته‌ای حمایتی تدوین کرد که تمرکز آن بر حمایت از بخش خصوصی بود. دولت ترکیه همچنین صندوقی تشکیل داد تا در طول دوران فشار بحران اقتصادی، به کارگران بیکار شده، مقرری پرداخت کند. هند و سنگاپور نیز، صادرکنندگان را از پرداخت مالیات معاف کردند و سیاست‌های حمایت از بخش خصوصی را در پیش‌گرفتند.
کمي ‌دورتر کشورهای اروپایی و آمریکایی هم برای حفظ توان اقتصادی خود در برابر بحران جهانی، بسته‌های حمایتی تدوین کردند.
با این حال این روزها پرسش مهمي‌ در ذهن فعالان اقتصادی ایران نقش بسته است با این مضمون که چرا دولت ایران برای به حداقل رساندن عواقب بحران جهانی اقتصاد، بسته ای حمایتی تدوین نکرده و در ضمن از پیشنهاد فعالان بخش خصوصی در مورد لزوم تدوین سیاست‌های حمایتی در برابر بحران فراگیر اقتصاد، استقبال نکرده است؟ حال پرسش اصلی این است که بحران اقتصادی چه تاثیری بر اقتصاد ایران گذاشته و در آینده خواهد داشت؟ بدون شک بحران جهانی اقتصاد، به شکل نگران‌کننده‌ای باعث کاهش درآمدهای نفتی ایران شده است و مطابق پیش‌بینی‌ها در سال آینده نیز بر همین حوزه تاثیرگذار خواهد بود.
محاسبات نشان مي‌دهد که کاهش یک دلاری بهای نفت، با در نظر‌گرفتن صادرات 5/2‌میلیون بشکه در روز مي‌تواند 900 میلیون دلار از درآمدهای نفتی ایران بکاهد، کما این که کاهش تقاضای جهانی برای خرید نفت و به دنبال آن کاهش تولید، بیش از 700میلیارد دلار از درآمد کشورهای عضو اوپک کاسته است. بنابراین پیش‌بینی‌ها حاکی از تشدید فشارهای ناشی از کسری بودجه در سال آینده خواهد بود.
در حوزه ارزی که ارتباط مستقیمي‌با درآمدهای نفتی کشور دارد، به طور قطع شاهد کاهش ارزش ذخایر ارزی کشور خواهیم بود، این اتفاق مي‌تواند درآمدهای ارزی ناشی از صادرات نفت و کالاهای غیر نفتی را به شکل نگران‌کننده‌ای کاهش دهد در نتیجه عواقب منفی بحران اقتصاد بر ذخایر ارزی ایران، به طور قطع توان تسهیلات‌دهی حساب ذخیره ارزی نیز کاهش خواهد یافت.
کسری بودجه، اثر مستقیم کاهش درآمدهای نفتی است که آثاری همچون کاهش شدید اعتبارات عمرانی را به دنبال خواهد داشت. همچنین مي‌توان پیش‌بینی کرد که توان بنگاه‌های اقتصادی برای بازپرداخت بدهی به سیستم بانکی به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد که این اتفاق مي‌تواند باعث انباشت مطالبات معوق بانک‌ها و در نتیجه کاهش ظرفیت ارائه تسهیلات جدید باشد. در نتیجه این عوامل باید در انتظار کاهش شدید توان سرمایه‌گذاری در دولت و بخش خصوصی بود که این اتفاق نگران‌کننده مي‌تواند منجر به کاهش تولید داخلی و در نتیجه کاهش اشتغال شود. بنابراین مشخص است که بحران جهانی اقتصاد تا حدود زیادی توانسته است بر اقتصاد ایران تاثیر منفی بگذارد، این در حالی است که پیش‌بینی مي‌شود آثار واقعی بحران جهانی اقتصاد، ظرف ماه‌های آینده، اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار دهد.
با وجود گستردگی ابعاد دغدغه‌های بخش خصوصی در مورد تاثیرگذاری بحران جهانی اقتصاد، هنوز هیچ کس به درستی نمي‌داند سیاست دولت محترم برای کاهش اثرگذاری بحران چیست؟ آیا برنامه ای برای کاهش هزینه‌های جاری و جلوگیری از کسری بودجه نگران‌کننده سال آینده پیش‌بینی شده است، آیا دولت برای جلوگیری از ایجاد شکاف بیشتر در تراز پرداخت‌های خارجی و اصلاح نرخ ارز در سال آینده چاره‌اندیشی کرده است. در حوزه بازرگانی، آیا سیاست خاصی برای تقویت صادرات غیرنفتی که ارز آوری این بخش ارتباط مستقیمي ‌با تراز پرداخت‌های خارجی دارد، اندیشیده شده است. آیا تلاشی برای تامین سرمایه در‌گردش بنگاه‌های تولیدی صورت‌گرفته است یا آن چنان که ظرف ماه‌های گذشته، شاهد آن بوده‌ایم، فشار بر بخش تولید، همچنان تداوم خواهد داشت. اینها بخش از دغدغه‌های بخش خصوصی در مورد آثار و عواقب بحران جهانی بر اقتصاد ایران است که متاسفانه در لایحه بودجه سال 1388، نه تنها تصمیمي ‌برای رفع آن اتخاذ نشده است که در بسیاری موارد، بر دغدغه‌های فعالان اقتصادی افزوده است. ظرف پنج ماه گذشته، شمار بیکاران ناشی از بحران اقتصادی در بنگاه‌های ایرانی از 300‌هزار نفر گذشته است و این باید زنگ خطری برای متولیان اداره اقتصاد کشور باشد، کما این که بحران، هنوز از همه درهای اقتصاد ایران گذر نکرده و بیم آن مي‌رود که در کنار عواملی همچون خشکسالی، افزایش ریسک‌های سیستماتیک و غیر سیستماتیک، تداوم فشارهای تحریمی، بحران مصرف انرژی، عدم تعادل در منابع و مصارف بانک‌ها و در نهایت خیل عظیم بیکاران در انتظار نشسته، شرایط بسیار سخت و نگران‌کننده برای اقتصاد ایران ایجاد کند. بهتر است بنشینیم و نظاره کنیم فرو ریختن ستون‌های اقتصاد ملی را یا برخیزیم و ضمن پذیرش وقوع بحرانی جهانی، سعی کنیم آثار و عواقب منفی آن را به حداقل برسانیم؟
*دبیرکل اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران

دنیای اقتصاد  - شماره روزنامه: 1746