مصطفی جعفری
تعريف تصميم‌گيري
دانشمندان و صاحبنظران، تعريف‌هايي را از تصميم‌گيري ارائه داده‌اند كه در زير به تعدادي از آنها اشاره مي‌كنيم.

پروفسور شاكل و همكارانش، تصميم‌گيري را در كتاب عدم اطمينان و تصميمات بازرگاني، به خوبي تعريف كرده‌اند. آنها بيان نموده‌اند «تصميم‌گيري» عبارت است از تركيب دانش، فكر، احساس و تصور به طوري كه مجموعه حاصل قابل اجرا باشد. جان برج دگري نيتزگي نيز در كتاب «سيستم‌هاي اطلاعاتي در تئوري و عمل» تصميم‌گيري را فرآيند يافتن و انتخاب يك سلسله عمليات براي حل يك مشكل معين تعريف كرده است. به مفهوم واضح‌تر «تصميم‌گيري» عبارت است از انتخاب يك راهكار از ميان دو يا چند راهكار. (حكيمي پور، 1376)
انواع تصميم‌گيري:
هربرت سايمون، تصميم‌گيري را به دو نوع برنامه‌ريزي شده و بدون برنامه‌ريزي تقسيم مي‌كند.
الف- تصميمات برنامه‌ريزي شده: سايمون اضافه مي‌كند تصميمات وقتي برنامه‌اي هستند كه بر اصول تثبيت شده سياست‌ها، قواعد، مقررات يا روش‌ها استوار باشد (عباس زادگان، 1381)
ب-تصميمات برنامه‌ريزي نشده: اين چنين تصميماتي معمولا در موارد استثنايي و هنگام بروز مشكلات جديد گرفته شده و آن دسته از تصميماتي هستند كه بدون سابقه قبلي و اتفاقي باشند و هيچ روش و الگويي براي آنها وجود نداشته باشد اين تصميمات داراي ماهيت و ساختار پيچيده هستند. (عباس زادگان، 1381)
مراحل فرآيند تصميم‌گيري:
فرآيند تصميم‌گيري از مراحل متعددي تشكيل شده است. فرآيند تصميم‌گيري از نظر صاحب‌نظران مختلف به صورت‌هاي گوناگون ارائه شده است، اما همه از يك زمينه كلي صحبت مي‌كنند اين مراحل شامل: (حكيمي پور 1376)
1 - اطمينان از وجود نياز به يك تصميم 2 - تعيين معيارهاي تصميم 3 - تخصيص درجه اهميت به معيارها 4 - كشف راه‌حل‌ها 5 - ارزيابي راه‌حل‌ها 6 - انتخاب بهترين راه‌حل‌ها
7 - اجراي تصميم 8 - ارزيابي آثار تصميم اجرا شده
مراحل فرآيند تصميم‌گيري از بعدي ديگر:
1 - فرآيند تصميم‌گيري با تعيين و مشخص كردن موضوع تصميم شروع مي‌شود.
2 - پس از اينكه نياز به يك تصميم مشخص شد افراد بايد معيارها و عوامل مختلف را مشخص كنند. اين امر مستلزم عوامل مهم در تصميم‌گيري است.
3 - بايد معيارها را با توجه به اهميت آنها در تصميم، متوازن و اولويت‌بندي كرد.
4 - افراد بايد از راه‌هايي كه ممكن است آنها را در حل موضوع كمك كند، فهرستي تهيه كنند. اين فرآيند افراد را ياري مي‌كند تا در چارچوب محدوديت‌هايي كه با آن مواجه هستند بهترين راه‌حل‌هاي ممكن را دريابند. براي نتيجه بهتر مي‌توان تصميمات را دوبه دو بررسي كرده و راه‌حل برتر را انتخاب كرد.
5 - در اين مرحله افراد بايد هر يك از راه‌حل‌ها را ارزيابي كنند، آثار بالقوه هر يك از اين راه‌حل‌ها همراه با تخمين و احتمال وقوع آنها را در نظر بگيرند. پس آثار مثبت و منفي هر يك از اين راه‌حل‌هاي ثانويه را با يكديگر مقايسه كند.
6 -مرحله بعد در فرآيند تصميم‌گيري انتخاب بهترين راه‌حل مي‌باشد. انتخاب يك راه‌حل الزاما بكار‌گيري آن را در پي دارد.
7 - در اين مرحله ما به اجراي بهترين راه‌حل مي‌پردازيم. بهترين تصميم اگر به مرحله عمل در نيايد، تنها يك نيت است.
8 - مرحله نهايي در فرآيند تصميم‌گيري ارزيابي تصميم اخذ شده مي‌باشد. در واقع فرآيند تصميم‌گيري را هنگامي خاتمه يافته تلقي مي‌كنيم كه تصميم‌گيرنده راه‌حل به كار گرفته شده را از نظر ميزان موفقيت آن در دستيابي به اهداف مورد نظر و رفع مشكلات اوليه، مورد ارزيابي قرار دهد. (عباس زادگان،1381)
شرايط تصميم‌گيري:
تصميماتي كه افراد مي‌گيرند با توجه به ميزان دانش و اطلاعات آنها در وضعيت تصميم‌گيري به سه دسته تقسيم مي‌شود تصميم‌گيري در شرايط «اطمينان»، «عدم اطمينان» و «ريسك». (آذر و مومني، 1379)
1)تصميم‌گيري در شرايط اطمينان:
در اين شرايط تصميم‌گيرندگان با اطمينان پيامدهاي هر گزينه‌ تصميمي را مي‌دانند. بنابراين گزينه‌اي را انتخاب مي‌كنند كه منافع آنها را حداكثر كند. (آذر و مومني 1379)
2)تصميم‌گيري در شرايط عدم اطمينان:
دراين شرايط تصميم‌گيرنده نمي‌داند كدام يك از گزينه‌ها محتمل واقع مي‌شود. در ضمن نمي‌تواند احتمال وقوع هر يك را مشخص كند (آذر و مومني، 1379)
مهم‌ترين معيارهاي تصميم‌گيري در شرايط عدم اطمينان:
1 - حداكثر حداكثر 2-حداكثر حداقل 3- واقع‌گرايي 4- احتمال‌هاي مساوي 5-حداقل حداكثر
الف) معيار حداكثر حداكثر: اين معيار به دنبال گزينه‌اي است كه حداكثر بازده گزينه‌هاي مختلف را حداكثر كند. اين معيار، به معيار «خوش بينانه» معروف است، زيرا تصميم‌گيرنده تصور مي‌كند بهترين حالت طبيعت اتفاق مي‌افتد (آذر و مومني، 1379)
ب)معيار حداكثر حداقل: اين به دنبال گزينه‌اي است كه حداقل پيامد گزينه‌هاي مختلف را حداكثر كند (آذر و مومني 79)
ج) معيار واقع‌گرايي: اين معيار كه گاهي معيار «هوريتز» ناميده مي‌شود، بر اين اصل مبتني است كه يك تصميم‌گيرنده منطقي كاملا خوش بين يا بدبين نيست. از اين رو بين دو معيار خوش‌بينانه و بدبينانه تعادل برقرار مي‌كند.
(آذر و مومني، 1379)
د) معيار احتمال‌هاي مساوي: اين معيار كه گاهي معيار «لاپلاس» ناميده مي‌شود، شانس احتمال‌هاي مختلف را يكسان در نظر گرفته، بدين دليل دنبال گزينه‌اي مي‌گردد كه متوسط بازده آن از بقيه گزينه‌ها بيشتر باشد.
و) معيار حداقل حداكثر زيان: آخرين معياري كه مطرح مي‌شود معيار حداقل حداكثر زيان است. تصميم‌گيرنده‌اي كه مي‌خواهد از اين معيار استفاده كند بايد تصور كند كه پس از انتخاب يكي از گزينه‌ها، يكي از حالت‌هاي طبيعي واقع شده است. ميزان زيان عبارت است از تفاوت بازده بهترين گزينه و گزينه انتخاب شده. (آذر و مومني، 1379)