من آرزوهاي يك رييسجمهور هستم!
من به عنوان آرزوهاي رييسجمهوري كه نميدانم براي كدام كشور انتخاب خواهد شد، رييسجمهوري كه هنوز كارش را شروع نكرده است، مطالبي را به عرض ميرسانم، اميد است كه مقبول افتد. من صرفا مجموعهاي از آرزوها هستم، نه سندي سياسي، نه مدركي قضايي و نه هيچ چيز ديگري به جز مجموعهاي از آرزوها.
پيش از اتمام انتخابات به لحظه پیروزي فكر ميكنم، البته هر كانديداي منطقي كه با دريافت وعدههاي شيرين براي شكستن راي هم حزبيهاي خود نيامده چنين تجسمي از انتخابات را حق طبيعي خود ميداند. به هر حال در پرده خيال، انتخابات تمام شده است، دوستان من زحمات زيادي كشيدهاند و نتيجه مطلوبي به دست آمده است. اما بيشتر مخالفان من با چهره انسانهاي مقهور قهر كردهاي كه تمايل به آشتي دارد پيامهايي مستقيم و غيرمستقيم را براي من ميفرستند و سعي ميكنند براي كسب منافع آتي و پست و مقام، خود را به من نزديك نمايند. برخي ديگر از ياران و دوستداران من با علاقه زيادي به سخنان من گوش ميدهند دوست دارند بدانند چه پستي برايشان انتخاب كردهام، اما نميخواهند خود را سبك كرده و از من بپرسند كه چه پستي برايشان در نظر گرفتهام. قبل از اينكه به مسايل مهمتر بپردازم ميخواهم عرق جبين كارگر خشك نشده، دستمزدش (دستپستش) را بپردازم (را مشخص كنم). البته من رييسجمهوري محترم و منتخب ملت بزرگ كشورم هستم، بنابراين نبايد به سادگي به دليل كمكهاي انتخاباتي در صورت نداشتن شايستگي، جايگاه متفاوتي براي افراد درنظر بگيرم. از طرفي با فرض اينكه من ارث بزرگي دريافت نكردهام، از قشري حقوق بگير بودهام، بساز بفروشي نكردهام، در صادرات يا واردات مبتني بر رانت فعال نبودهام و ... مخارج تبليغاتي انتخابات را از ديگران كمك گرفتهام، البته اين «ديگران» لزوما بد نيستند.
برخي واقعا براي كمك به دينشان اين كار را كردهاند (و يا حداقل چنين ادعايي دارند)، برخي براي حفظ و توسعه كشورشان اين كمك را به من كردهاند (يا حداقل چنين ادعايي دارند) و برخي هم كه عده كمي هستند، از من انتظاراتي صد البته منطقي دارند (به واقع به طور تقريبا منصفانه با نرخ سود بانكي متعارف نسبت به مخارج تبليغاتيشان مطالباتي دارند). البته با توجه به اينكه رييسجمهور منتخب هر كشور نبايد انساني گروهينگر و جناحينگر باشد، بايد از منافع جناح و حزب خود بگذرد و در نتيجه دست رد به سينه منفعتطلبان زده و به همه اعلام نمايد من منتخب مردم هستم و بدون در نظر گرفتن شايستگيها به كسي پستي نخواهم داد، رانتي وجود ندارد (البته كار بسيار مشكلي است)، من بدون احراز شايستگي به كسي پستي نخواهم داد. اجازه دهيد اين مشكل را پارادوكس بدهكاري سياسي – مالي و الزام وجداني و دروني به انتخاب اصلح بنامم. روساي جمهور محترم قبلي هم تلاش كردند تا حد امكان اين قاعده را رعايت كنند اما بهرغم موفقيت قابل ملاحظهشان شايد اين توفيق چندان بالا نبود، من هم بايد اين هدف را دنبال كنم و عملكرد اندكي بهتر از ديگر روساي جمهور داشته باشم. با توجه به اينكه ممكن است برخي از مديران و مشاوران (البته فقط برخي از آنها، با نهايت احترام به مديران و مشاوران متفاوت از اين «برخي») ملاحظهگر بوده و با پنجاه واحد پول حق مديريت و مشاوره تمامي قواعد اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي را وارونه جلوه دهند، من آرزوهايم را جهت اطمينان بيشتر مرور ميكنم. آرزوهاي يك رييسجمهور پيش از انتخاب عبارتند از:
1 - از سياستهاي افراطي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پرهيز خواهم كرد، زيرا سياستهاي افراطي اغلب غلط هستند.
2 - جايي كه لازم است خود تصميم ميگيرم، اما از تصميمات با دانش كم (قبول دارم هركس كه باشم در بيشتر حوزهها دانش كمي دارم و فقط در يك يا دو حوزه دانش نسبتا خوبي دارم)، پرهيز خواهم كرد. برخي از مشاوراني كه شب گذشته، شتابزده مطالبي را مطالعه كردهاند به من مشاوره ميدهند فرصت مطالعه بخش آخر كتب و مقالات را نداشتهاند، آخر قصه را نميدانند، تحت سلطه مشاورتي آنها قرار نخواهم گرفت و افرادي را كه در قالب پستهاي اجرايي و مشاوره علم آموزي و فرصتسوزي ميكنند، بر خود مسلط نخواهم كرد. باور بفرماييد دانش كم خطرناك است. جامعه نبايد بهاي كمدانشي مشاورانم را بپردازد.
3 - معيارهاي علمي را با حدس و گمان و آزمون خطا معاوضه نميكنم، جامعه اگر چه بزرگ است اما آزمايشگاه بزرگي نيست. آزمايش روي جامعه، آزمايش روي عمر و جواني انسانها است، روي عمر مردم و جواني آنها آزمايش نخواهم كرد. آزمايشهاي اجتماعي بدبختي آفرين است و هلاك شخصيتي و زيان رفاهي عظيمي دارد. اصول علوم اجتماعي به مانند قوانين طبيعي مورد احترام من خواهد بود و جامعه هزينهاي از بابت جهتگيريهاي كور ايدئولوژيك من در مقابل علوم نخواهد پرداخت.
4 - سوگند به دينم، با نادرست شمردن اقدامات و زحمات گذشتگان، اشتباهات خودم را توجيه نكرده و با سعي در سياهنمايي عملكرد گذشتگان مسووليت خود را سبك نخواهم كرد. در بيان دستاوردهاي مناسب خود افراط نكرده، خرقه تزويري آبستن از باد غرور نخواهم داشت.
5 - سوگند به راي ملت بزرگ كشورم، پاسدار ارزشهاي مذهبي، قانوني، توسعهاي، سنتي و مدرن پذيرفته شده كشورم كه براي تكامل همه جانبه انسانها ضروري است خواهم بود.
6 - سوگند عصمت نميخورم، ادعا نميكنم كه هيچ منفعت گروهي و حزبي ندارم و توان مقابله با تمامي ويژه خواهيها و زيادهطلبيهاي هم حزبيهاي خود را دارم اما سوگند به قانون اساسي كشورم، تلاش خواهم كرد منافع حزبي و گروهيام را با منافع ملي و منافع سازگاري دهم.
7 - سياستگذاري و اجراي سياستها به دليل تضاد منافع مشكل است، هنگامي كه از قواعد بازي تخطي كنم گروههاي همسود حتي سياستهاي درست مرا فدا خواهند كرد و پيش از به اجرا درآمدن سياست صحيح، من و سياستم فدا خواهيم شد، بنابراين از سياستگذاري اقتصادي و اجتماعي انتحاري پرهيز خواهم كرد.
8 - با سهلانگاري و همراهي بيش از حد در مقابل گروههاي ذينفوذ داخلي و خارجي بيگانگان را در تصور سلطه بر كشورم جسور نخواهم كرد.
9 -هيچ كدام از ابعاد توسعه (اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... ) را با بعد ديگري معاوضه نخواهم كرد و براي توسعه همه جانبه كشورم تلاش خواهم كرد.
10 -شيفته هيچ كدام از نظريات سياسي و اقتصادي نشده و در حد و ظرفيت و توان هر كدام از نظريات، از آنها براي پيشبرد اهداف جامعه تلاش خواهم كرد.
11 -رعايت اعتدال را در استفاده از اعتبار نظام سياسي كشورم چه در سطح داخلي و چه خارجي خواهم نمود و حداكثر تلاشم را براي حفظ و ارتقاي سرمايه اجتماعي كشورم به كار خواهم گرفت. اجازه نخواهم داد اعتبار سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشور مورد سوءاستفاده هيچ گروه، حزب يا فردي قرار گيرد.
12 -پاسدار ميراث تمامي ساختارهاي سالم سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورم خواهم بود. شهامت و شجاعت را در شكستن ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي كه ميلياردها نفر طي صدها سال پذيرفتهاند، جستوجو نخواهم كرد. هر ساختاري مانع اجراي تصميمات من شود، محكوم به فنا نيست و تصميمات من هم ميتواند قابل بازنگري باشد. باور دارم كه من يك استثناي جدي بر تجربه انساني نيستم.
13 -شان و جايگاه رييسجمهور كه من موقتا در آن جايگاه قرار گرفتهام و به عنوان يك امانت ملي به من سپرده شده است، در زمان من ارتقا خواهد يافت و تلاش جدي خواهم كرد كه جايگاه رييسجمهوري كشورم به يك جايگاه كم خاصيت، اضافي، كم ارزش و لايق حضور ناشايستگان تبديل نشود.
14 -حسابدهي سياسي و اقتصادي به ملت را افتخار واقعي خود دانسته و عاري از هر تزوير و عوامفريبي در مقابل ملت پاسخگو خواهم بود. كوشش خواهم كرد در زمانهاي منظم و اعلام شده به طور شفاف و با اطلاعات واقعي رسما عملكرد خود را به اطلاع مردم برسانم.
15 -تسليم قانون اداري گرشام نخواهم شد. در اقتصادهاي دنيا، زماني كه سيستم پولي دو پايه فلزي (طلا و نقره) برقرار بود پول بد پول خوب را از جريان خارج ميكرد به طوري كه مردم طلا (پول خوب) را نزد خود نگه داشته و نقره (پول بد) را خرج ميكردند، بنابراين پول بد پول خوب را از جريان خارج ميكرد. در قانون اداري گرشام كارشناسان بد كارشناسان خوب را از جريان خارج ميكنند. بنابراين تلاش خواهم كرد مانع از سلطه قانون اداري گرشام بر كابينه و ساختار اداري كه براي رياست جمهوري تشكيل خواهم داد، شوم.
16 - عدالت را فداي كارآيي و كارآيي را فداي عدالت نخواهم كرد. تلاش خواهم كرد منابع اقتصادي به بهانه عدالت دچار سوتخصيص و كاهش كارآيي نشوند و كارآيي بهانهاي براي عدم رعايت عدالت به ويژه در تامين نيازهاي اوليه انساني نشود.
17 - با فقر بمانند دشمن كشورم و قاتل فرزندانم مبارزه خواهم كرد. اجازه نخواهم داد فقر، شان و منزلت انسانها را به زير افكند و روحيه انساني و انسان دوستي را به روح حيواني سركش در تمام امور اقتصادي و اجتماعي بدل سازد. در تامين رفاه انسانها به مانند مجاهدت در عبادت خواهم كوشيد. اما مبارزه با فقر بهانهاي نخواهد شد که كساني كه كم كار ميكنند بيشتر به دست آورند و كساني که تلاش بيشتري ميكنند ناديده گرفته شوند.
18 - تلاش خواهم كرد بشنوم صداي كساني را كه طنين اجتماعي ندارند و حجب و حياي اجتماعي آنها مانع از اعتراض و بيان سختيهاي زندگيشان ميشود.
19 - از اقدامات نمايش گونهاي كه فقط منافع آن به چند رييس يا چند نفر خاص محدود ميشود به بهاي اتلاف وقت رييسجمهور كه وقت او فرصت طلايي ميليونها نفر جمعيت كشور و حتي جمعيت كره زمين در تعاملات بينالمللي است، پرهيز خواهم كرد.
20 - تلاش خواهم كرد سياستهاي اقتصاديام كمترين دگرگوني غيرعادلانه را در طبقات و گروههاي اجتماعي موجب شود. سياستهاي من رانت را در جامعه تشديد نخواهد كرد و به جاي محكوم كردن مكرر انسانها مانع از ايجاد رانت خواهم شد.
كوشش خواهم كرد محيط اقتصادي شيشهاي عاري از رانت ايجاد كنم. به جاي دستكاري مكانيزم قيمتها و ابداع مجوزهاي گوناگون كه مانع از فعاليت اقتصادي آزاد و موجب ايجاد رانت ميشود تلاش خواهم كرد رقابت اقتصادي و فرصتهاي برابر فعاليتهاي اقتصادي را ايجاد كنم.
21 - كوشش خواهم كرد دامنه انتخاب اقتصادي، سياسي و اجتماعي انسانها را كه موجب افزايش رفاه خواهد شد، توسعه دهم. يكي از معيارهاي ارزيابي از خودم را تعداد انتخابهاي انسانها در زمينههاي اقتصادي و اجتماعي در آغاز و پايان دوره رياستجمهوري خود، قرار داده و در تقويت و ارتقاي اين معيار تلاش خواهم كرد. كوشش خواهم كرد شان و منزلت مصرفكنندگان توسط توليدكنندگان انحصارگر ناديده گرفته نشود و در ازاي بهايي كه مردم كشور ميپردازند، متاعي ارزشمند در اختيار آنها قرار گيرد، در مقابل ارائه كالاي بيكيفيت با شدتي مانند برخورد با دزدي خواهم كرد، زيرا اگر كالايي به قيمتي بيش از ارزش واقعي آن فروخته شود شايد فاصله زيادي با دزدي شرافتمندانه از جيب مصرفكنندگان احساس نشود. من با دزدان كيفيت كالاها و همدستان آنها و قاتلان كارايي اقتصادي مقابله خواهم كرد.
22 - حمايت از صنايع ناكارآمد داخلي يا گروهي از مصرفكنندگان به بهاي چندین دهه كاهش رفاه جامعه قابل توجيه نيست. حمايت از صنايع، گروهها و طبقات اجتماعي، مصرفكنندگان و به طور كلي هرگروه از فعالان اقتصادي زماندار و مطابق برنامهاي خواهد بود كه پس از اتمام آن، فعالان اقتصادي مشمول برنامه به هيچ وجه از حمايت بيشتري برخوردار نخواهد شد. منابع اقتصادي جامعه به پاي مسرفان و گروههاي ناكارآمد توليدكننده يا مصرفكننده تلف نخواهد شد.
23 - اجازه نخواهم داد عدهاي فرصتطلب قيمت نيازهاي اوليه انسانها را دستكاري كرده و سياستگذاري اقتصادي را به بازي بگيرند. اجازه نخواهم داد تعادلهاي اقتصادي بازيچه عدهاي كم سواد فرصتطلب شود كه با اهرمهاي مالي بادآورده قوي هر تصميم اقتصادي غلط خود را به زور پول و روابط ناسالم اداري به جاي درست نشانده و به زيان عموم منافع خاص خود را تحصيل ميكنند.
24 - قسم به انسانيت انسانها، حاميشان دين و مذهب، علم و شرافت و راستگفتاري و راستكرداري خواهم بود و اجازه نخواهم داد دزدي به زرنگي، دروغگويي به سياستمداري، رشوهخواري و اختلاس به رابطهمداري، رباخواري به حسابگري، پايمال كردن حق به مدارا، لگدمال كردن حيثيت و شرافت انسانها به اجراي عدالت در جامعه شهره شود. از توسعه ارزشهاي مضر اجتماعي و اقتصادي جلوگيري كرده و در مقابل جابهجايي ارزشهاي اصيل و واقعي با ارزشهاي تقلبي و غيرانساني ايستادگي خواهم كرد.
25 - پرداخت ماليات را به كارمندان و كاركنان دولت منحصر نخواهم كرد و مانع از فرار مالياتي صاحبان زر و زور خواهم شد. با گسترش اقتصاد زيرزميني و فرار مالياتي به مانند قاچاق مواد مخدر و انسان مقابله خواهم كرد و از كساني كه درآمدهاي سرسامآور دارند، ماليات عادلانه، كامل و تمام وصول خواهم كرد.
آخرين آرزوي من اين است كه به عنوان يك رييسجمهور تا پايان دوره رياست قسم نشكسته باشم و شرمسار از كرده خويش در مقابل دين ، مردم و قانون اساسي كشورم نباشم.
همچنين از مجلس محترم ميخواهم پس از پايان دوره رياستجمهوري من، به عنوان يك اقدام ارشادي براي من و مقامات و حركت نمادين( بدون هيچ پيگرد قانوني و قضايي) به من قسمهاي شكسته شده و عهدهاي عمل نشده را با تكيه بر راي اكثريت نمايندگان يادآور شود تا در صورت انتخاب در دوره بعد با دقت بيشتري اين مسووليت را به عهده گيرم و در صورت عدم انتخاب، رييسجمهور منتخب پس از من بداند كه اين گفتههاي نمايندگان ملت در خصوص آن رييس خادم جمهور (مردم) روزي بر زبان خواهد آمد.
شاپور محمدي-دنیای اقتصاد