روز گذشته رئیس سازمان بازرسی کشور اعلام کرد: «سهام عدالت همچنان 60درصد سهام بنگاه ها را در اختیار دارد و همین امر واگذاری بنگاه ها را در اجرای اصل 44 دچار مشکل کرده است.»
 
در این باره به یک نکته باید توجه داشت که سهام عدالت نه توزیعش از مکانیسم منطقی برخوردار بود و نه اداره آن براساس برنامه چهارم توسعه است چراکه طبق برنامه چهارم توسعه سهام این نوع شرکت ها باید به مردم واگذار می شد اما سهام عدالت شباهتی به سهام واگذار شده ندارد و تنها یک برگه است که ارزش واقعی آن معلوم نیست و مشخص نیست این برگه که به عنوان سهام در اختیار مردم قرار گرفته متعلق به چه شرکتی است و این سهام توسط چه گروه یا افرادی عرضه شده و کارگزاری سهام برعهده چه کسی است. بر این اساس باز هم مشخص نیست که سهامداران سهام عدالت چگونه باید از سهام مجموعه شان دفاع کرده و منافعشان را حفظ کنند.

دولت اعلام کرد 22 میلیون سهام عدالت توزیع کرده، یعنی 22 میلیون نفر سهامدار سهام عدالت هستند. آیا اعلام شده این سهام مربوط به کدام شرکت هاست، این شرکت ها زیان ده هستند یا سودده و زمانی که تراز مالی سالانه شرکت ها مشخص نیست چگونه می توان سهام عدالت را یک سهام واقعی دانست؟ در نظر بگیرید با این شرایط چگونه می توان سود و زیان این شرکت ها را محاسبه کرده و دست آخر به هر سهامدار روستایی 80 هزار تومان نیز پرداخت کرد.

با این اوصاف یادشده به نظر می رسد سهام عدالت در حقیقت برگه بی ارزشی است که ارزش سهام ندارد و کاربرد این برگه فقط در جایی است که دولت قصد دارد در موقع لزوم اعانه ای به ملت بدهد و رضایت آنها را خریداری می کند و حالا این رضایت تبدیل به خرید آرای مردم می شود؟

با توجه به اینکه مشخص نیست سود سهام عدالت چقدر بوده و متعلق به چه شرکت هایی است،اما دولت هنوز هم اصرار به پرداخت سود این سهام دارد، پس می توان نتیجه گرفت سود سهام، سودی صوری است و تنها وسیله و ابزاری برای تحت الشعاع قرار دادن آرای عمومی در انتخابات نگریسته می شود. در حالی که با این روش مردم به اعانه بگیر تبدیل می شوند.

  محسن صفایی فراهانی- معاون پیشین وزیر اقتصاد

منبع: سرمایه