روزهایی در زندگی فردی و سازمانی وجود دارد که انسان آرزو می‌کند، کاش آن روزها نمی‌آمدند و اندوه و ناراحتی‌ها را افزون‌تر از پیش نمی‌کردند.

از جمله این روزهای سخت و تلخ یکی هم این است که به‌رغم هشدارها، اندرزها و اطلاع‌رسانی‌های پرشماری که میان دو نفر یا دو سازمان درباره یک مسأله انجام می‌شود اما یک فرد یا یک سازمان به‌دلیل غفلت یا از سرعمد آن‌ها را نادیده می‌گیرد و آن مسأله حل‌ناشدنی می‌شود. تاریخ صنعت قندوشکر ایران در طول حیات خود به‌ویژه از سال 1385 متأسفانه با این روزهای اندوهبار مواجه شده است و فعالان و کارشناسان مرتبط با این موضوع مواجه شده‌اند.

دقت در نوشته‌های نشریه شکر و مکاتبات انجام شده توسط انجمن صنفی کارخانه‌های قندوشکر ایران در 15 ماه گذشته نشان می‌دهد که این نهاد در دو موضوع مهم به وزیر جهادکشاورزی هشدار داده و نکات مهم را به ایشان یادآور شده بود.

نکته نخست این بود که برای برطرف کردن مشکل پدیدار شده در صنعت قند و کاهش تولید چغندرقند، نباید بی‌تدبیری به‌خرج داد و بدون توجه به توازن کشت و تعادل بازار محصولات کشاورزی، و با هدف‌های تعریف نشده، کشاورزان زحمتکش ایرانی را تشویق کرد به‌جای چغندرقند، محصول دیگری کشت کنند.

اما فقدان تجربه، بی‌تدبیری یا ضعف برنامه‌ریزی و آینده‌نگری موجب شد که این هشدار دلسوزانه و کارشناسانه توسط وزیر جهادکشاورزی نادیده گرفته شده و وی کشاورزان را تشویق کرد که به‌جای چغندر، به سمت کشت سیب‌زمینی بروند (به اذعان خودش). وزیر جهادکشاورزی در گفت‌وگویی که مشروح آن در سایت دولت (www.dolat.ir) آمده است در این باره گفته بود: «... متأسفانه در کشور ما برخی زیرساخت‌های غلط شکل گرفته که تغییر آن به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. اکثر کارخانه‌های قند دولتی هستند و طی سال‌ها چغندر را تبدیل و به قیمت بالا به‌دولت فروخته‌اند. درگذشته کشاورزان با توصیه ما چغندر می‌کاشتند اما کارخانه‌های قند با گرو نگه‌داشتن پول محصولات کشاورزی اقدام به‌فروش شکر به قیمت بالا به دولت می‌کردند... در سال جدید ما به کشاورزان توصیه کردیم به‌جای چغندرقند از محصولات جایگزین برای کشت استفاده می‌کنیم...»

هرچند که در صحت اطلاعات و گفته‌های وزیر تردید جدی وجود دارد اما به‌فرض صحت، براساس همین توصیه و دستور وزارت کشاورزی بود که کشاورزان زحمتکش به‌سراغ کشت سیب‌زمینی رفته و بدون‌توجه به امکانات نگهداری این محصول، امکان صادرات آن، امکان رشد مصرف در کوتاه‌مدت، و... تولید این محصول افزایش یافت.

براساس همین توصیه وزیر جهادکشاورزی بود که تولید سیب‌زمینی با جهش مواجه شد و هزاران دهقان زحمتکش ایرانی پس از برداشت محصول خود با عدم‌تقاضای مؤثر در بازار مواجه شده و ده‌ها هزار تن سیب‌زمینی به انبارها روانه شد و در مدت کوتاهی به‌دلیل فسادپذیری بالای این محصول به ارزان‌ترین قیمت ممکن و حتی به‌صورت رایگان توزیع شد. این اقدام غیرکارشناسی چند زیان عمده داشت. زیان اول را کشاورزان سیب‌زمینی کار دیدند که ناگزیر شدند تولید خود را به قیمت تضمینی که معمولاً کف قیمت‌هاست به‌دولت بفروشند و ده‌ها میلیارد ریال از این بابت زیان کنند. زیان دوم را دولت دید که مجبور شد به گفته وزیر 590 هزار تن سیب‌زمینی را به بهای ده‌ها میلیارد ریال به‌صورت تضمینی خرید کند و به رایگان توزیع نماید.

زیان سوم را کارخانه‌های قند دیدند که با کمتر از 25‌درصد ظرفیت فعالیت نموده و تماماً با زیان‌های هنگفت روبه‌رو شده و تعدادی از آنان نیز در مرز ورشکستگی قرار گیرند. زیان چهارم را اقتصاد کشور دید که میزان قابل‌توجهی ارز حاصل از صادرات نفت را برای واردات شکر اختصاص داد. زیان پنجم را....

توصیه و هشدار دوم کارشناسان و دلسوزان صنعت قندوشکر به آقای اسکندری این بود که همانند همه وزیران کشاورزی همه دولت‌های گذشته به‌جای اینکه نقش سخنگویی وزارت بازرگانی را برعهده گرفته و از تصمیم‌های این وزارتخانه در کاهش نرخ تعرفه واردات محصولات کشاورزی حمایت کند، طرفدار و حامی تولید کشاورزی باشد. اما این توصیه و هشدار دلسوزانه نیز راه به‌جایی نبرد و وزیر جهادکشاورزی با توجیه اقدام‌های مرتبط با وزارت بازرگانی و عدم‌مقاومت در برابر واردات، محصولاتی مثل شکر، شیرخشک، برنج و... مسیری را طی کرد که وعده‌ها و برنامه‌های او برای خودکفایی نیز محقق نشد.

تجربه نشان می‌دهد اگر ایشان در این حوزه بحث‌های کارشناسی (که هیچ‌گاه علاقه‌ای به آن نشان نداد) را با جدیت و علاقه بیشتری پیگیری می‌کرد و با کارشناسان و فعالان و متخصصان تعامل می‌کرد اکنون روزهای تلخ و سختی که هم شکر تولید داخلی در انبارها بماند و هم سیب‌زمینی تولیدشده در اراضی زراعی کشور به ثمن‌بخس توزیع شده و حتی، به دردسر تبدیل شود، به‌وجود نمی‌آمد.

تجربه جامعه بشری و از جمله جامعه ایرانی مؤید این است که تعامل و سازگاری و هماهنگی نهاد دولت با نهادهای غیردولتی که عموماً دارای تخصص‌های انباشت شده‌اند می‌تواند به رشد منافع ملی کمک و از آسیب جلوگیری کند.

واقعیت این است که نام محمدرضا اسکندری، وزیر کشاورزی سال‌های اخیر در حافظه تاریخی خانواده بزرگ صنعت قندوشکر ثبت شده و باقی خواهد ماند. خانواده بزرگ صنعت قندوشکر یادشان می‌ماند که از سر دلسوزی و حسن‌نیت به وزیر جهادکشاورزی یادآوری کردند که از کشت چغندر به مثابه محصولی دارای 114 سال سابقه و با ارزش در تناوب زراعی و زنجیره اقتصادی، غذایی حمایت کند تا تولید داخلی رشد و از سهم واردات شکر در کل مصرف کاسته شود، اما این اتفاق رخ نداد. بی‌شک نام محمدرضا اسکندری وزیر جهادکشاورزی ایران همانند آقای مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی، در تاریخ صنعت قندوشکر باقی می‌ماند و سال‌های سال از آنان یاد خواهد شد.

منبع: دنیای اقتصاد

    بهمن دانایی