خستگي در كلاس درس

خستگي، بيزاري و سيري است كه يك احساس بدني خاص است.
عصبانيت Nervousness حالت تنش دروني، بي آرامي و حساسيت فوق العاده را ميگويند.
منظور ما در اين نوشته كوتاه، خستگي اعصاب،ضعف عصبي و نوراستني Neurasthenia نيست. خستگي اعصاب يك بيماري كنشي است كه با احساس ضعف و كاهش فعاليت بدني و ذهني مشخص ميشود. بيمارياي عصبي است كه شخص مبتلا دائما از ضعف و خستگي بدني و ذهني، احساس سنگيني در سر، ضعف حافظه و ديگر عوارض شكايت ميكند. البته اين احساس نتيجه فعاليت عضلاني و ذهني نيست بلكه يك نوع خستگي خيالي است كه در اثر اضطراب رواني پيدا ميشود.
معلمان هم مانند ديگر افراد ممكن است دچار خستگي شوند. كار ارزشمند معلم به دلايل بسيار با ديگر مشاغل تفاوتهايي دارد. معلم در كلاس بايد از دانشآموزان ارزشيابي شفاهي و كتبي داشته باشد، كلاس را مديريت و اداره و سر و صدا و گرمي و سردي را تحمل كند، واكنش دانشآموزان را نسبت به تشويق و تنبيههاي احتمالي زير نظر بگيرد، محبت بورزد، عواطف مختلف از خود بروز دهد، در آن واحد با چندين نفر با وجود تفاوتهاي فردي آشكار سر و كار دارد، به پرسشهاي همه پاسخ دهد، از يادگيري تكتك دانشآموزان اطمينان حاصل كند، به پيشرفتهاي شاگردان توجه كند و براي ارتقاي سطح كيفي كلاس تلاش كند، آشتي دهد، تشويق كند، ارتباط موثر بين خود، والدين و مدرسه را ايجاد نمايد، دل بسوزاند، عشق بورزد، هر دانش آموز را در فرآيند آموزش و يادگيري سهيم كند، دانشآموزان را به نوبه مطرح كند، اشكال بگيرد، رفع اشكال كند، قضاوت كند، راهنمايي كند، نمره دهد، بيش از ديگران مراقب اعمال و گفتار خود باشد، پند و اندرز دهد، سخنراني كند، تكاليف را بررسي كند، بين مباحث جلسات پيش و درس جديد رابطه ايجاد نمايد و خلاصه و جمعبندي كند.
از طرف ديگر، دانشآموزان پر جنب و جوش هم مجبورند براي ساعاتي در كلاس نشسته، مقررات و نظم را رعايت كنند، به پرسشهاي معلم پاسخ گويند و هر كدام انتظار دارند در جريان ياددهي و يادگيري مشاركت داده شوند، سردي و گرمي و سر و صداي كلاس را تحمل كنند، نسبت به فضاي آزاد منزل و حياط مدرسه از جنب و جوش خود بكاهند، مطرح شوند و ذهن و حواس خود را جمع كنند.
معلم بايد حواس تمامي دانشآموزان را هنگام تدريس به خود جلب كند. از انتقال صحيح اطلاعات به دانشآموز اطمينان يافته و نكات لازم در شيوههاي تدريس خود را مد نظر قرار داده، براي موثر بودن تلاش خود همواره به ارزيابي روش خود و ميزان يادگيري دانشآموزان بپردازد و انتظارات مدرسه و خانواده را در مورد دانشآموزان در حد ممكن بر آورده كند.
مجموعه موارد بالا و صدها مورد فعاليتهاي ظريف و حساس معلم در كلاس، ميتواند خستگي وي را به دنبال داشته باشد؛ اما برخي عوامل موثر بر افزايش خستگي معلمان در كلاس چيست؟
در زير خلاصهاي از اين عوامل ذكر ميشود كه ممكن است در برخي مدارس و براي برخي معلمان مصداق نداشته باشد و البته جا دارد هر كدام از بندها، جداگانه و به دقت بررسي شود و راهكارهايي براي به حداقل رساندن تاثير آنها در خستگي معلمان ارائه شود. موارد مذكور صرفا براساس تجربه شخصي تعدادي از همكاران و جهت اطلاع آورده شده؛ اما معلمان باتجربه و داراي سابقه خدمت بالا تاكيد ميكنند كه از تمام عوامل موثرتر بر خستگي معلم اين است كه معلم تمام وقت كلاس را به خود اختصاص دهد و از روش تدريسهايي كه دانشآموزان در آن كاملا منفعل هستند، استفاده شود. ضمنا تجربه نشان داده است كه دانشآموزان به درس و تدريس معلمان پر انرژي، شاداب و سر حال در كلاس، توجه بيشتري دارند و مطالب ارائه شده را بهتر ياد ميگيرند و در كل، از نظر آنان، اينگونه معلمان از نظر بيشتر دانشآموزان، افرادي دوست داشتني، موثر و كارا هستند. بعكس، گرچه اطلاعات علمي برخي معلمان بسيار خوب و حتي نحوه ارائه درس در كلاس هم اشكالي ندارد؛ اما به دليل اينكه مطالب را با شادابي و حرارت به دانشآموزان ارائه نميدهند، ميزان توجه و يادگيري آنان در كلاس كمتر خواهد شد.
عوامل خستگي
نداشتن برنامه و طرح درس مشخص براي يك جلسه آموزشي.
ناهماهنگي معلمان و كادر مدرسه در تنبيه و تشويق دانشآموزان و اينكه ممكن است از برخوردهاي محبتآميز يا تشويق و تنبيه و روش تدريس معلم، سوءاستفاده كنند.
اين نگرش كه بيش از اندازه فعاليت ميكند و كسي قدرش را نميداند.
داشتن اين نگرش كه كار وي مهم، مفيد و موثر نيست و نتيجهاي مشهود در دانشآموز ندارد.
داشتن اين نگرش كه تاثير كار معلم در سطح جامعه چندان مشهود نيست.
مشكلات شخصي معلم مربوط به خارج مدرسه، مانند داشتن فرزند كوچك، استراحت ناكافي، مشكلات احتمالي مادي، مشكلات جسمي.
انتقال ناخواسته (احتمالي) مشكلات شخصي و عصبانيتها به كلاس درس توسط معلم.
استفاده از يك روس تدريس يكنواخت مانند روش تدريس سخنراني صرف كه دانشآموزان به صورت كامل شنونده و منفعل خواهند بود.
عدم استفاده نكردن از وسايل كمك آموزشي در كلاس، پس كلاس تنوعي براي دانشآموز نخواهد داشت و ممكن است رغبتي به شنيدن سخنان معلم نداشته و توجهي به كلاس ننمايند.
حساسيت و تاكيد معلم به انضباط خشك كلاسي دانشآموزان، كه ابتدا به كسالت دانشآموز و سپس معلم منجر خواهد شد.
عدم رضايت شغلي معلم.
حساسيت بيش از حد معلم به جنب و جوش دانشآموزان و رعايت مقررات كلاسي و درگيريهاي احتمالي پس ازآن.
اختصاص اوقات كلاس به رسيدگي به درگيريهاي خود با دانشآموزان، و دانشآموزان با يكديگر.
تاكيد احتمالي برخي مناطق، مديران مدارس و بازرسان به داشتن نمرات ثبت شده بيشتر توسط معلمان در دفتر نمره، بدون توجه به انواع شيوههاي ارزشيابي و فقط تاكيد بر نمرات پرسش پاي تخته كه اين سبك ارزشيابي به ميزان زيادي از انرژي معلمان كاسته و آنان را باكمبود وقت مواجه ميكند.
و ديگر عوامل
خستگي معلم مربوط به دانشآموزان، كلاس و محتواي دروس.
بيتوجهي دانشآموزان به كلاس در اثر درگيريهاي احتمالي بين خود.
بيتوجهي دانشآموزان به تدريس معلم به دليل امتحان يا پرسش ساعت پيش يا بعد.
آلودگي هواي كلاس، بيماريهاي واگيردار، گردو خاك در كلاس.
خستگي دانشآموزان در ساعات آخر و معلم مجبور است مكررا توجه آنان را به كلاس و درس جلب نمايد.
خستگي دانشآموزان به دلايل متعدد مانند مسابقات ساعات پيش، عدم استراحت و خواب كافي در منزل.
آمادگي نداشتن دانشآموزان براي پاسخگويي يا امتحان و مقاومت و چانه زني در برابر پرسش يا ارزشيابي معلم.
وجود دانشآموزان بيانضباط، بينظم، مزهپران، متلكگو، و مخل نظم كلاسي كه معلم را مجبور به تذكرات مكرر خواهد كرد. گاهي علل بينظمي در كلاس ناشي از خود دانشآموز است. برخي از اين علتها عبارتند از:
- ناراحتيهاي جسمي، روحي و رواني
- نداشتن علاقه و انگيزه
- سر درگم بودن و بياعتنايي به انتظارات معلم و قوانين و مقررات مدرسه و كلاس درس
- نداشتن برنامه مشخص مطالعه
- كمخوابي و خستگي مفرط
- انجام ندادن تكاليف خود
- تغذيه نا مناسب
- نا اميدي احتمالي به آينده
- استقلالطلبي و مقابله با اقتدار معلم
جذاب نبودن محيط داخلي كلاس مانند رنگ نامناسب در و ديوار، نداشتن پردههاي مناسب و زيبا و ديگر امكانات جزيي كلاس.
- وجود مشكلات جديد مانند آوردن موبايل به كلاس از سوي دانشآموزان و در نتيجه حواس پرتي آنان و تذكرات مكرر معلم و يا ايجاد سوال براي معلم كه چرا تعدادي از دانشآموزان اصلا به سخنان معلم توجهي ندارند؟
- نبود رغبت و انگيزه كافي (اكثر) دانشآموزان يك كلاس به درس و كتاب يا تحصيل.
- درگيريها و تنبيههاي احتمالي دانشآموزان در ساعات پيش و ترس از سختي درس ساعت بعد.
- درگيريهاي شخصي و قهر و دعواي دانشآموزان با هم در كلاس و يا حياط و بيرون از مدرسه و يا تنبيه و محروميتهاي دسته جمعي آنان.
- جذاب نبودن محتواي مواد آموزشي و يا حجم بالاي برخي كتب درسي.
- سختي برخي مواد درسي.
- عوامل خستگي معلم مربوط به مدرسه، مديريت،دفتر و همكاران
- جذاب نبودن سالن و حياط مدرسه مانند رنگ، فضاي كافي.
- نبود كارگاه و آزمايشگاه مجهز و فعال و در دسترس معلم و دانش آموز براي تنوع بخشي به روشهاي تدريس.
- نبود امكانات كافي كمك آموزشي كه در اختيار معلم قرار بگيرد و وي را مجبور به استفاده از روش تدريس سخنراني صرف ميكند.
- نبود مشاوره قوي براي راهنمايي دانشآموزان و حل برخي مشكلات آنان.
- وجود معاون يا مدير بسيار سختگير كه دانشآموزان را به اعمال فشار و سختگيري عادت داده و معلم نيز در اين رابطه دچار مشكل خواهد شد.
- ندادن بازخورد به معلم توسط مديريت مدرسه در مورد فعاليتهاي دلسوزانه و مشهود وي و بيتوجهي به كارهاي انجام شده از سوي معلم در كلاس و مدرسه.
- بيانگيزگي احتمالي مدير مدرسه و عدم علاقه به مسووليت خود و انتقال اين بي علاقگي به معلمان.
- سخنان تكراري (احتمالي) همكاران در اوقات زنگ تفريح در دفتر مدرسه، آبدارخانه و سالن و گلايه از موارد مختلف و ندادن انرژي مثبت به هم و نپرداختن به انتقال تجربه و تقويت روحيه همكاران.
- عدم پذيرايي مناسب از همكاران در زنگ تفريح، و وجود درگيريهاي احتمالي دفتر با دانشآموزان و رسيدگي به آن در زمان استراحت معلم.
- نبود كتابخانه فعال، نبود سالن كنفرانس يا محلي كه معلم برخي اوقات دانشآموزان را جهت تنوع بدانجا برده و تدريس نمايد.
- بيتوجهي به نوآوري و ابتكارات معلمان از سوي كادر مديريت مدرسه.
- ارزشيابي يكنواخت و براي رفع تكليف از كليه معلمان، نبود تفاوت ميان كاركنان معمولي و كاركنان فعال و كوشا.
- وجود برخي همكاران بيانگيزه، منفيباف و آنهايي كه مكررا انرژي منفي به ديگران منتقل ميكنند.
- وجود برخي همكاران كه با فعاليتهاي نوآورانه و غيرسنتي مخالفت كرده و شخص را از كار خود دلسرد مينمايند ومديريت نيز به تبع آنان، به آن كارهاي نوآورانه توجهي نميكند.
- وجود كادر مديريت خسته و بي انگيزه در مدرسه كه به صورت سنتي به وضع موجود رضايت داده و در پيتحرك و نوآوري و تشويق نيستند.
- ايرادگيري بيش از حد برخي والدين به معلم، مدير، معاون و كاركنان مدرسه كه ممكن است آنان را در انجام وظايف خود محتاط كند.
- محافظهكاري بيش از حد كادر مديريت، كه فضايي كسل كننده را در مدرسه به وجود خواهد آورد.
- عدم توجه احتمالي بازرسان، ادارات و دواير به فعاليتهاي موثر معلمان دلسوز، نوآور و خلاق.
- وجود مديران با نگرش مديريت ذرهبيني در مدارس و كنترل دقيق و سختگيرانه بر اعمال معلم در مدرسه.
- حاكم شدن اين نگرش نادرست كه بين افراد فعال و غيرفعال در اين سازمان تفاوتي وجود ندارد كه موجب بيانگيزگي معلمان خواهد شد.
- حاكم شدن يك فضاي محافظه كاري، انضباط خشك، و بيتوجهي به نشاط و شادابي فضاي مدرسه و دانشآموزان، وجود تذكرات مكرر مبني بر رعايت مقررات و موازين انضباطي غيرضروري دانشآموزان و در كل، اعمال فشار بر دانشآموزان كه اين فضاي غيرشاداب، اثر خود را بر معلمان نيز خواهد گذاشت.
- ندادن انگيزه و انرژي به معلمان در جلسات شوراي معلمان مدرسه و برگزاري آن به صورت تكراري و غيرمفيد و دعوت نكردن از كارشناسان براي ارائه روشهاي جديد مقابله با خستگي معلمان.
با توجه به هر كدام از بندهاي بالا (در صورتيكه براي معلمان مصداق داشته باشد) پيدا كردن راهكارهاي در دسترس، ممكن است كه اين كار ابتدا توسط خود همكاران و يا توسط متخصصان و كارشناسان مختلف انجام شود. مديران مدارس سهم بسزايي در كاهش ميزان خستگي معلمان در مدرسه داشته و ميتوانند با ايجاد فضايي شاد و محيطي دوست داشتني و با تاكيد بر روشهاي ايجاد انگيزه در همكاران، بسيار موثر واقع شوند. ارائه اطلاعاتي از سوي كارشناسان دعوت شده در جلسه شوراي معلمان مدرسه در مورد روشهاي موثر مديريت كلاس، غلبه بر خستگي، روشهاي نوين ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان، پرسوجو از معلمان درخصوص دلايل خستگي با توجه به فضاي موجود مدرسه و تلاشهايي به وسيله مديريت آموزشگاه براي رفع علل داخل مدرسه، ميتواند از جمله اقدامات مطلوب در كاهش ميزان خستگي معلمان در كلاس درس باشد.
حميد رضا تركمندي