اصول موفقيت، يكسري مباني و اصول است كه با به كار بردن آنها ميتوانيم به آنچه كه ميخواهيم برسيم. اين اصول، اصول مطمئني هستند كه اگر آنها را به كار ببريم، طعم شيرين موفقيت واقعي را ميچشيم.
1- به اهداف بزرگ بينديشيد: براي زندگي خود اهدافي بزرگ انتخاب كنيد. هدفهاي كوچك و بيارزش گر چه دست يافتنياند، ولي راضيكننده نيستند. واضح است كه هدف عالي و بزرگ به تلاش و كوشش بسيار نياز دارد اما دستاورد اين تلاش، كم نخواهد بود. بلندپروازي در انتخاب هدف، همراه با بررسي و مطالعه دقيق، هرگز ضرري به دنبال نخواهد داشت.اگر ميخواهيد در كارهايتان ممتاز و برجسته باشيد، به طور خستگي ناپذير تلاش كنيد، كمتر بخوابيد و بيكار نباشيد، زيرا در صدر قرار گرفتن و ممتاز بودن، مستلزم همتي والاست. همه ما ميتوانيم جزء بهترينها باشيم، به شرطي كه بخواهيم. با تمام وجود بخواهيد و اين خواست دروني و قلبي را همواره تكرار كنيد، آن وقت مشاهده خواهيد كرد كه كارها به خودي خود به موفقيت ميرسند.
2- آيا هوش و استعداد در موفقيت تأثير دارد؟اگر هوش و استعدادي سرشار داشته باشيم و آن را درست به كار گيريم، به يقين، راه رسيدن به موفقيت و كاميابي براي ما هموار خواهد شد اما اگر در كارها جديت به خرج ندهيم بياستعدادترين افراد مصمم و با اراده نيز از ما پيشي خواهند گرفت.فقدان استعداد ، با عواملي همچون مقاومت، سختكوشي، نظم، دقت و صبر و شكيبايي قابل جبران است.اين حقيقت كه توان بالقوه مغز چندين برابر عملكرد آن است و هيچ انساني نتوانسته به طور كامل از هوش خود بهره گيرد بارها به صور گوناگون مطرح شده است. علم امروز با استفاده از اطلاعات به دست آمده در زمينه عملكرد سيستم مغزي به اين نتيجه رسيده كه هر كسي قادر است به گونهاي مفيد قواي فكري خويش را به كار اندازد.به خاطر داشته باشيم كار ذهن، حفظ كردن نيست بلكه به دست آوردن ارتباط بين موضوعات گوناگون است.
3- آيا شانس و اقبال در موفقيت دخيل است؟ شانس و اقبال به معناي استفاده به جا از فرصتهاي پيش آمده است. اگر چشم بينا و گوش شنوا نداشته باشيم و از هوش و ذكاوت و نيروي تصميمگيري خود استفاده نكنيم، چگونه ميتوانيم شانس را در آغوش بكشيم؟ بايد همواره جوياي شانس باشيم و با فراست و تيزبيني به فرصتهايي كه زندگي در اختيارمان ميگذارد، پر و بال دهيم. "شانس" به معناي توانايي درك موقعيتها و انتخاب بهترينها ميباشد.كساني كه معتقدند زندگي در مسير مخالف خواستهها و آرزوهايشان حركت ميكند، در اشتباهند. زندگي با كسي سرجنگ و نزاع ندارد. تصادف ناگوار گر چه در زمان رسيدن به هدف وقفه ايجاد ميكند، اما هرگز به نفس هدف خللي وارد نميسازد. نيچه فيلسوف و انديشمند بزرگ، اين مطلب را به زيبايي بيان كرده است:" دنيا نه مخالف با انسان و نه موافق با او، بلكه بيطرف است ."
4- خواستن، توانستن است: براي موفقيت در زندگي، بايد با همه وجود و به گونهاي خلاق در جستجوي آرزوي قلبي خويش باشيم و تمام قواي ذهني خود را بر هدفمان متمركز سازيم. بايد براي غلبه بر مشكلات، خود را آماده سازيم. هميشه اين را به خاطر داشته باشيد كه اگر بخواهيد و عمل كنيد،آنچه را كه مي خواهيد به دست خواهيد آورد. در زندگي، فعل توانستن و خواستن را چند بار صرف كنيد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۸ ساعت 5:35 توسط
|
بنام خداوند بخشنده مهربان این وبلاگ به درخواست دانشجویان رشته مدیریت دانشگاههای تهران جهت پاسخگویی به سئوالات و داشتن ارتباط مستمر با دکتر صیاد طراحی گردید ؛ لذا با توجه به اینکه این وبلاگ در محیطی بین المللی فعالیت می نماید ؛ در صورتی که سئوالی از چهار گوشه دنیا مطرح گردد سعی خواهیم نمود که بتوانیم با علم اندک خود به این نیازها و سئوالات علمی کلیه عزیزان و علاقمندان به علم مدیریت همچنین دانشجویان این رشته ؛ بویژه رشته مدیریت دولتی پاسخ مناسب دهیم و همچنین دری را از دربهای این علم گسترده را به روی آنها باز نماییم ؛ و صد البته از راهنماییهای بزرگواران نیز بهره خواهیم برد ؛این کار را گامی میدانیم بسوی مقصدی بس دور و دراز ؛ و برای شروع هر کار ؛ همیشه سخنان گهربار عالم بزرگ کنفوسیوس در یادمان خواهد ماند که " راه هزار فرسنگی نیز با یک گام آغاز میگردد " .