در حالی که «کلود لوی استراوس» روز جمعه هفته پیش درگذشته، رسانههای جهان یک روز پس از خاکسپاری، خبر درگذشت این متفکر فرانسوی و پدر علم انسانشناسی را منتشر کردهاند؛ استراوس یک ماه پیش از سالروز 101 سالگیاش درگذشت. خانواده او میخواست مراسم خاکسپاری را به صورت خانوادگی و خصوصی برگزار کند، به همین دلیل خبر درگذشت او را با تأخیر اعلام شد. خانواده لوی استراوس نمیخواستند با هجوم رسانهها در این مراسم مواجه شوند. او روز دوشنبه در منطقه «لینرول» که ملکی در آنجا داشت به خاک سپرده شد. لوی استراوس از 2 سال قبل دچار شکستگی استخوان لگن شده بود و به دلیل پیری و خستگی ناشی از آن به سختی زندگی میکرد.
. . . .

مديريت استعداد به عنوان سيستمي براي شناسايي، استخدام، پرورش، ارتقا و نگهداري افراد مستعد، با هدف بهينه كردن توان سازمان به منظور تحقق نتايج كسب و كار، تعريف شده است. با توجه به تعريف مديريت استعداد و در نظرگرفتن چرخه حيات كاركنان به عنوان مدلي براي يكپارچهسازي، مهمترين فرايندهاي توسعه منابع انساني، مي توان دريافت كه مباحث مرتبط به مديريت استعداد در تمامي فرايندهاي چرخه قابل استقرار و تسري است.
1.انتخاب و به كارگماري
انتخاب، مرحلهاي است براي پذيرفتن يا رد تقاضاهاي مراجعان و متقاضيان كار، به گونهاي كه شايستهترين، مناسبترين و با استعدادترين آنها برگزيده و تعيين شوند. روشهاي متعددي براي انتخاب افراد مناسب وجود دارند. چند نمونه از بهترين اين روشها اشاره شده اند:
_ مصاحبه ساخت يافته
_ كانون ارزيابي
_ فرايند اجتماعي كردن
مقدمه
تجربه، اين توانايي منحصر به فرد بشري، همان چيزي كه ما را انسان ميسازد، باوجود اهميت فزاينده آن، در طول تاريخ حيات بشري، كمتر مورد توجه آگاهانه به عنوان منبع يادگيري و دانش آفريني قرار گرفته است. انتقال تجربه از زماني كه پدران، پسران را با خود به شكار مي بردند، وجود داشت. اما اين يادگيري تجربه محور اغلب شفاهي، نا آگاهانه و بدون برنامه صورت مي گرفت.
در سازمانها نيز، استخدام به طور عمده بر مبناي مدرك تحصيلي يا آنچه وبر ميگفت تخصص، انجام ميشود. باوجود اين باور كه فقط اطلاعات بدون تجربه، ارزش كمي به بار مي آورد، زندگي كاري آغاز ميشود و در طي آن، پيوند بين تئوري و عمل صورت مي گيرد و يادگيري واقعي جريان مي يابد. در اين فرايند، موفقيت ها و شكست هايي - از راه آزمايش و خطا - كسب مي شوند كه جز حافظه مالك آن، اين تلاش ها در هيچ جاي سازمان ثبت نمي شوند. پس از اين دوره كارآموزي و شاگردي كه معمولاً سي سال به درازا ميانجامد، فرد باعنوان بازنشسته از سازمان مي رود. او در اين گذر زمان از يك متخصص، به يك حرفه اي و باتجربه تبديل شده که بسياري از تئوريها را آزموده و خود به مرحله تئوريپردازي رسيده است؛ اما طبق قوانين بايد از سازمان برود. وقتي فردي با چنين تواناييهايي، شغل خاصي يا سازماني را ترك كند، چه رخ مي دهد؟

چكيده
ابهام مفهومي، تعاريف چندگانه دارد و فقدان اطلاعات لازم در زمينه سرمايه اجتماعي، مانعي بر سر راه تحقيقات نظري و عملي در مورد نقش سرمايه اجتماعي بوده است. سرمايه اجتماعي، از آن جا که مکمل ساير منابعي است که تحت کنترل افراد و سازمان ها مي باشند، منبع مهمي براي افراد و سازمان به شمار مي رود. بسياري از مطالعات به اثرات سرمايه اجتماعي در سطح يک شرکت يا صنعت بر عملکرد پرداخته اند. اما مطالعات کمتري سرمايه اجتماعي را به بهره وري در سطح فردي مرتبط کرده اند. مطالعات محدود انجام شده در اين زمينه، نشاندهنده تأثير سرمايه اجتماعي بر کارآيي و بهره وري نيروي انساني است. اين تأثير از راههاي مختلفي امکانپذير است. هزينههاي پايينتر تعاملات، نرخ پايينتر جابه جايي افراد، تسهيم دانش و نوآوري و بهبود كيفيت محصولات، از جمله مواردي است که تأثير سرمايه اجتماعي بر بهره وري را نشان مي دهند. با اين وجود، تأثير دقيق سرمايه اجتماعي بر بهرهوري قابل اندازهگيري نيست، زيرا هم سرمايه اجتماعي عوامل و متغيرهاي بسياري را شامل ميشود كه بسياري از آنها كيفي هستند و اندازهگيريشان دشوار است و هم بهرهوري متغيرهاي زياد را دربر ميگيرد.
مقدمه
نظريههاي مختلف اقتصادي، انقلابي در عمليات سازماني در دهه گذشته ايجاد كرده است. اين انقلاب، شكلهاي سنتي سرمايهاي، مانند: ساختمانها و تجهيزات را تحت تأثير قرار داده، سرمايههاي جديدي را مطرح كرده است. اين سرمايههاي غيرملموس، نقش زيادي در توسعه و رشد سازمان دارند. اصطلاح سرمايه، روز به روز متغيرهاي بيشتري را شامل ميشود. برخي از آنها شامل سرمايه انساني، سرمايه مشتري، سرمايه هوشي و سرمايه سلامتي است.
تحقيق روي آموزش و توسعه به عنوان سرمايهگذاري روي سرمايه انساني، در اواخر دهه پنجاه ميلادي و اوايل دهه شصت از راه محققان اقتصادي انجام شد. هر چند تعاريف اوليه تئوري سرمايه انساني، دانش كارگر را براساس تحصيلات مدرسهاي رسمي ميسنجيد، ولي همبستگي سطوح تحصيلي با بهرهوري ورشد اقتصادي، نشان داد كه تحصيلات بيشتر همراه با تجربه كار در نهايت به بهبود بهرهوري منجر ميشود (2006:117,Nafukho Brooks and).

به طور کلي آنچه که موضوع بحث ارزيابي عملکرد است شناخت جنبههاي قوت و قابل بهبود (ضعف) سيستمها و فرايندهاي سازمان و اصلاح آنهاست. استقرار نظام ارزيابي عملكرد سيستمها در سازمان، بر كاركنان تأثير زيادي مي گذارد. توجه به اين بحث، به اين دليل كه منابع انساني هر سازمان، عامل بي جايگزين ايجاد برتري و قدرت در سازمان و جامعه است، اهميت شايان توجهي پيدا مي كند. در زير به مواردي از اين تأثيرات اشاره مي شود:
افزايش كارايي و اثر بخشي: ارزيابي عملكرد سيستمهاي سازمان سبب افزايش كارايي و اثر بخشي كاركنان و به تبع آن، بهرهوري سازمان ميشود.
هدف گذاري: شناسايي اهداف و وظايف سازمان ، لازمه استقرار نظام ارزيابي عملكرد است. اگر کارکنان يک سازمان، خود را در دستيابي به اهداف آن سهيم بدانند، احساس تعهد ، تعلق و مسئوليت بيشتري نسبت به سازمان داشته، در اين راستا تلاش خواهند کرد. اين مسئله سبب رشد توانمندي و ارتقاي آنان خواهد شد.

مقدمه
در محيط بسيار رقابتي امروز، منابع سنتي مزيت رقابتي سازمانها، مانند: تکنولوژي، حق امتيازها و صرفه هاي اقتصادي، با پديده جهاني شدن و ديگر تغييرات محيطي، کارآمدي خود را از دست داده اند. بنابراين، حفظ و جذب کارکنان مستعد، ماهر و منعطف به عنوان گزينه جايگزين اين منابع سنتي، مي تواند به رشد شايستگيهاي محوري سازمان کمک کند. از همين رو، مديران به استفاده از کارکردهاي مديريت منابع انساني روي آورده اند (Kok & Hartog, 2006).
هاسليد و بيکر(1996) براين باورند که يک سيستم منابع انساني که به طور مناسبي طراحي و اعمال شده باشد، ميتواند در حکم يک دارايي اقتصادي و با ارزش براي يک سازمان موردتوجه قرار گيرد. اگرچه تحقيقات آنها دقيقا مشخص نساخته است که چنين سيستمي چگونه ارزش خلق مي کند. اما بکر و گرهارت (1997) اظهار داشتند که سيستمهاي مديريت منابع انساني تاثيري سيستماتيک بر کارکنان سطوح عملياتي سازمان دارند و شرکت را در دستيابي به اولويتهاي تجاري خود رهنمون ميسازد؛ اولويتهايي، مانند: کوتاه کردن مدت زمان چرخه توسعه محصول ، افزايش خدمات مشتري، کاهش نرخ گردش کارکنان ماهر و شايسته و غيره. هاسليد (1995) در تحقيقي که در مورد تاثير روشهاي مديريت منابع انساني بر عملکرد شرکت در980 شرکت آمريکايي انجام داد، به اين نتيجه رسيد که اگر شرکتها از روشهاي کاري با عملکرد بالا بيشتر استفاده کنند، نرخ ريزش و گردش کارکنان به شدت کاهش مي يابد و بهره وري و سود شرکت نيز افزايش قابل توجهي خواهد داشت. (آرمسترانگ، 1381 : 162 و 164).
بيداري دوباره اژدها
ظهور چين به عنوان «ابرقدرت اقتصادي» خبر اول قرن 21 معرفي شد
بورسهاي جهان به دنبال بهبود اقتصاد چين به حركت افتادند
![]() |
تازهترین گزارشها از احياي اقتصادي چین حکایت دارد
بیداری اژدها
گروه بینالملل- دفتر آمار پکن دیروز با انتشار ارقام جدیدی از اقتصاد چین نشان داد که این اقتصاد بزرگ آسیایی بیش از انتظار اقتصاددانان احیا شده است.
براساس این آمار تولیدات صنعتی چین در ماه نوامبر بیش از انتظار اقتصاددانان رشد کرد و كاهش صادرات این اقتصاد بزرگ به پایینترین حد طی 13 ماه گذشته رسید. واردات چین نیز در این ماه افزایش یافت. همه این عوامل نقش چین را به عنوان رهبر احیای اقتصادی جهان تایید میکند.
دفتر آمار پکن اعلام کرد میزان تولیدات صنعتی چین 2/19درصد نسبت به سال پیش رشد یافته است. این رشد 2/18 درصد از پیشبینی 25 اقتصاددانی که بلومبرگ از آنها نظرسنجی کرده بود بیشتر است. صادرات چین 2/1 درصد کاهش یافت که نشان دهنده کند شدن روند کاهش صادرات است. واردات چین هم 7/26 درصد افزایش یافته است.
تصويب يا تفريح
باز هم ديوان محاسبات، باز هم رحماني فضلي؛ باز هم يک گزارش به علي لاريجاني.
گويا معاونان سابق علي لاريجاني در سازمان صدا و سيما دست از دردسرسازي عليه محمود احمدي نژاد برنمي دارند. اگر در گذشته علي کردان معاون اداري مالي صدا و سيما در زمان مديريت لاريجاني بر اين سازمان با ماجراهاي مربوط به مدرک تحصيلي اش از آکسفورد و دفاع رئيس دولت نهم از حضور او در کابينه براي احمدي نژاد حاشيه ساز شده بود اما چندي است حضور رحماني فضلي معاون ديگر لاريجاني در زمان رياست بر صدا سيما در راس ديوان محاسبات مجلس شوراي اسلامي حاشيه هايي را براي احمدي نژاد در پي داشته است.
در حالي که محمود احمدي نژاد دومين سفر از دور سوم سفرهاي استاني اش را با رفتن به اصفهان پشت سر گذاشته است، ديوان محاسبات به عنوان بازوي نظارتي مجلس شوراي اسلامي يک گزارش مدون در رابطه با سرنوشت مصوبات اين سفرها به علي لاريجاني ارائه کرد، البته رونوشتي را نيز به دفتر احمدي نژاد فرستاد تا پس از بازگشت از اصفهان و در حالي که به ليست کردن برکات اين سفر براي بيان در برنامه هاي تلويزيوني آينده اش اقدام مي کند گزارشي را راجع به برکات سفرهاي قبلي اش مطالعه کند.
آن گونه که در خبرها آمده است گزارش رحماني فضلي به لاريجاني گزارش مدوني است که نتيجه بررسي استان به استان سفرهاي هيات دولت نهم و بررسي تمام مصوبات استاني جلسه هاي هيات دولت است که اجرايي نشدن مصوبات سفرهاي استاني را اعلام کرده است؛ سفرهايي که افتخار اصلي و منحصر به فرد دولت نهم و البته جديد محسوب مي شوند.
در چنین بازار کسادی، بدترین دشمن خود نباشید
آن فیشر
مترجم: مریم کاظمی
در این نوشته با رایجترین اشتباهاتی که کاندیداها مرتکب ميشوند و چگونگی برطرف نمودن آنها آشنا شوید
![]() |
مربی گرامی
چند ماه پیش من پست مدیرمیانی در شرکتی که به مدت ۱۴سال در آن مشغول به کار بودم را از دست دادم. تا قبل از آن مدت چهار بار ترفیع رتبه گرفته بودم، اما از زمانی که عملا برای یک شغل جدید مصاحبه داشتهام، مدت زمان قابل توجهی ميگذرد.
در هفتههاي گذشته در چندین مصاحبه شرکت کردهام که ميدانم خوش شانس بودهام که توانستهام در آنها شرکت کنم، اما هیچکدام نتایج مثبتی نداشتهاند. یکی از دوستانم پیشنهاد ميکند که مربی ای استخدام کنم تا به من در بهبود مهارتهاي مصاحبه کمک کند و متوجه شود که کجای کار من اشتباه است. نظر شما در این باره چیست؟
رستی
رستی عزیز
شما لزوما کار اشتباهی را انجام نمیدهید. با وجود ۲/۱۰% نرخ بیکاری ملیای که این روزها دامنگیر شده و حتی در برخی از ایالتها این رقم بیشتر نیز هست، اداره آمار نیروی کار ایالات متحده (BLS) تخمین ميزند که برای هر شغل موجود 3/6 نفر متقاضی کار وجود دارد. این رقم به گزارش(BLS) سه برابر میانگینی است که در یک اقتصاد سالم متداول است، بنابراین ممکن است که خیلی راحت بدون اینکه شما اشتباهی کرده باشید، ارقام به ضرر شما عمل کنند.
. . . .
اول: در اصل لزوم هدفمندکردن یارانهها هیچکس تردیدی ندارد، همانطور که در اصل لزوم حل مشکل ترافیک هیچکس تردیدی ندارد، اما همه اختلافنظرها بر سر چگونگی حل این مشکلات است. سؤال اول این است که هدفمندکردن یارانهها به شکلی که در کشور ما قرار است انجام شود، یعنی حالتی که سالها یارانهها به شکل غلط توزیع شده و ناگهان با شیبی تند و حداکثر طی پنج سال همه آنها حذف شود، تاکنون در دنیا نمونه مشابهی داشته است؟ اگر پاسخ مثبت است، تبعات ناشی از آن چه بوده است؟
دوم: شاید مهمترین نمود ملموس هدفمندکردن یارانهها، ایجاد تورم است. با وجود این که تاکنون هیچیک از اقتصاددانان مخالف یا موافق دولت و حتی شخص رئیسجمهور تورم ناشی از هدفمندکردن یارانهها را منکر نشدهاند، اما هیچکدام هم پاسخ درستی به این سؤال ندادهاند که هدفمندشدن یارانهها دقیقاً چقدر بر تورم کنونی میافزاید؟ اعداد متفاوتی برای این موضوع اعلام شده که از ۱۰ درصد تا ۵۰ درصد را شامل میشود، اما سؤال اساسی این است که این اعداد از کجا و بر چه اساسی حدس زده شدهاند؟ کدام مدل اقتصادی توانسته با اقتصاد کنونی کشور تطبیق یافته و مشخص کند که تورم ناشی از هدفمندکردن یارانهها چقدر است؟
چكيده
در عصري كه شتاب فزاينده تحولات و پيچيدگيها در تمام عرصههاي زندگي و سيستمهاي اجتماعي، راه يافته است و فناوري اطلاعات سبب پيدايي الگوهاي نويني از كسب و كار و تعاملات اجتماعي شده است، سازمانها با چالشهاي جدي روبهرويند كه براي همگامي و يا رهبري در عصر تحول، به برنامهريزي و بازنگري خود نياز دارند. در اين مقايسه سعي ميشود چارچوبهاي مختلف معماري سازمان از ابتداي پايه گذاري معرفي شده، سپس مقايسه و نقاط قوت و ضعف هر يك بيان شود. همچنين انواع ساختار سازمانها معرفي ميشوند تا هر سازمان به فراخور شرايط و نوع فعاليت خود چهارچوب معماري خود را انتخاب كند .
مقدمه
در دهه اخير، فعاليتهاي فراواني در مورد معماري سازمان و نيز روشها و استانداردهاي پيادهسازي آن در سطح دنيا صورت گرفته است، به گونهاي كه در حال حاضر اغلب كشورهاي دنيا، معماري سازماني را به عنوان روشي استاندارد در شناخت وضع موجود سازمان، ترسيم وضع مطلوب و نيز تدوين برنامه گذار از وضع موجود به وضع مطلوب، پذيرفته اند و در برخي كشورها نظير امريكا اين كار به صورت قانوني و اجباري درآمده است كه اين موارد سه مرحله عمده برنامه ريزي معماري اطلاعات، در يك سازمان يا دولت به شمار ميآيند. براساس نظرسنجيهاي جهاني كه توسط انستيتوي توسعه معماري سازماني (IFED) انجام شده است موقعيت ايران از رديف هفدهم در جهان در سال 2003 به رديف هشتم جهان در سال 2004 ارتقا پيدا كرد و در سال 2004 مقام نخست را در خاورميانه داشته است. (صمدي اوانسر، 1384) سال 2007 بيستمين سال معماري سازماني بود. در مدت اين بيست سال متدلوژيها و چهارچوبهاي مختلفي براي معماري سازمان به وجود آمده است كه از جمله آنها ميتوان به زكمن (Zachman)، توگاف (TOGAF)، فدرال (FEA) و گارتنر (Gartner) اشاره كرد. دراين مقاله ابتدا تعريفي از معماري سازمان ارائه ميشود و متدلوژيهاي مختلف معماريهاي سازمان كه چهار متدلوژي عمده ياد شدهاند معرفي ميشوند، سپس به تعريف انواع ساختارها به اختصار ميپردازيم. در ادامه مقايسه چهار چارچوب صورت ميپذيرد تا هر سازمان برحسب شرايط بتواند چارچوب مناسب را برگزيند.
1. معماري سازماني
معماري را، ساختاري بنيادين از سيستمها، اجزاء و ارتباطات دروني و بيروني و اصول حاكم بر طراحي و رشد آنها تعريف ميكنيم. سازمان در معماري سازماني، ميتواند شامل كل سازمان و يا بخشي متمايز در يك سازمان باشد. به طوركلي اصطلاح معماري سازماني (ENTERPRISE ARCHITECTURE) را ميتوان چنين تعريف كرد: معماري سازماني عبارت است از يك نقشه سازماني كه ساختار ماموريت و اطلاعات مورد نياز سازمان و فناوريهاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح كرده، فرايند گذار را براي پياده سازي اين فناوريها، تعريف ميكند. (جعفري و كلانتر، 1383)

استاد فرامرز پايور در سن 77 سالگي درگذشت
نگاه سوم- شايد اين روزها سنتور سختترين پاييز دوران زندگياش را ميگذراند. آنهايي كه ساز انيس لحظههاي تنهاييشان است آن را موجود زندهاي ميدانند كه در تمام شرايط زندگي؛ يعني در اوج سختيها و شاديها پناهگاه دلتنگيها است.
اين روزها سنتور سختترين پاييز زندگياش را ميگذراند؛ چرا كه هنوز زمان چنداني از خاموشي پرويز مشكاتيان نابغه سنتور نوازي نگذشته كه فرامرز پايور يكي ديگر از اعجوبههاي موسيقي ايراني مضرابهايش را روي زمين گذاشت. فرامرز پايور در شرايطي دنيا را بدرود گفت كه سالها بابيماري دست و پنجه نرم ميكرد.
او در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیرهدست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سهتار آشنایی داشت. وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد و همچنین از محضر استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی برومند بهره برد. هنگامی که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازمانده سنتورنوازان افسانهای از نسل قدیم، استاد حبیب سماعی میگذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی متفاوت با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی معاشرت با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با تلاش فراوان پارهای از بداههنوازیهای وی را نتنویسی کرد.
سپس استاد صبا تلاش کرد تا با آموزش روش صحیح سنتورنوازی به تعدادی از شاگردانش، از منسوخ شدن روش سنتورنوازی نزدیک به موازین هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. در همین دوران، فرامرز پایور، یکی از برجستهترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزشهای وی بهره برد. او از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد و اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی میکرد و تنها در پی بداههنوازی نبود.
به بیان دیگر، اولین آهنگسازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود. او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان رفت و از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سالها تلاش فراوانی براي معرفی موسیقی ایرانی و سنتور در محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامههای دلپذیری از آن سالها در آرشیو رادیو بیبیسی وجود دارد. در همان دوران برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانسهایی در این زمینه همراه با ساز خود برگزار كند كه همه این کنفرانسها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاهها به دریافت جوایزی نائل شد. او در سال 1345 گروه سازهاي ملي را با شركت هنرمنداني برجسته درتالار رودكي تهران تشكيل داد كه اين گروه همچنان بانام گروه فرامرز پايور به فعاليت خود ادامه ميدهد. استاد پايور در سال 1378 دچار عارضه سکته مغزي شد و از آن زمان تاکنون نتوانسته فعاليت هنري خود را ادامه دهد؛ اما سرانجام صبح روز گذشته در سن 77 سالگي در گذشت. پيكر مرحوم «فرامرز پايور» شنبه از مقابل تالار وحدت تشييع ميشود. محمد سرير، مديرعامل خانه موسيقي گفت: مراسم تشييع پيكر استاد فرامرز پايور ساعت 9 صبح روز شنبه 21 آذر از مقابل تالار وحدت با حضور اهالي موسيقي انجام ميشود.
|
|
|
ابراهيم رها / Ebrahimraha.com |
«۳۰ درصد از کل جمعيت کشور در فقر مطلق به سر مي برند. اما در لايحه هدفمند کردن يارانه ها کوچک ترين توجهي به آن نشده است، در نتيجه پس از واقعي شدن قيمت حامل هاي انرژي قطعاً وضع دهک هاي پايين جامعه بدتر خواهد شد چرا که «مردم» در اجراي اين طرح ناديده گرفته شده اند.»
اينها را تدوينگر نقشه جغرافيايي فقر کشور يعني حسين راغفر مي گويد. اين متخصص و پژوهشگر حوزه رفاه و تامين اجتماعي، «عدالت» را قرباني اصلي سياست هاي دولت نهم مي داند. او مي گويد؛ «دولتي که با شعار «عدالت محوري» آغاز به کار کرد، خود بزرگ ترين ضربه را به مفهوم عدالت وارد کرد تا جايي که هم اکنون مردم از مفهوم عدالت خوفناک هستند و هيچ شعاري را که تحت اين عنوان مطرح شود باور نمي کنند.» سال گذشته محمود احمدي نژاد در حضور خبرنگاران داخلي و خارجي خط فقر را امري «سرکاري» خواند. البته اين موضوع چندان هم غير قابل انتظار نبود چرا که اعلام نکردن خط فقر در دولت نهم پايه گذاري شد. عبدالرضا مصري وزير وقت رفاه دولت نهم هم اعلام خط فقر را امري «بي فايده» مي دانست و پژوهشگران اين حوزه را متهم به سياه نمايي مي کرد. حسين راغفر استاد دانشگاه الزهرا البته معتقد است؛ پرهيز از اعلام خط فقر از سوي آقاي احمدي نژاد کاملاً طبيعي است چراکه اين دولت در مديريت فقر کشور کاملاً ناکام بوده است. در همين شرايط است که صندوق بين المللي پول همزمان با روز جهاني امحاي فقر آمار نگران کننده يي از وضعيت فقر در ايران ارائه مي کند. بر مبناي اين آمار ۴۰درصد مردم ايران زير خط فقر قرار گرفته اند.
دکتر سعید صیاد
بخش اول : فلسفه و هدف تعلیم و تربیت
قسمت دهم : نقش کودک در تغییرات جامعه
در بخشهای پیشین گفتیم که فردای کودک امروز است ، مخصوصاً وقتی که به این نکته توجه داشته باشیم که چون کودک انسانی ، زمان برایش بسیار آهسته می گذرد ، در حالی که جامعه صنعتی در مقام مقایسه با جامعه کشاورزی با سرعت بیشتری در ذهن انسانها گذر خواهد کرد ، گفته شده که 20 سال اول عمر انسان از نظر گذشت زمان ، مساوی 60 سال بعد است ، بنابر این وقتی این 20 سال اول را خراب می کنیم به این امید که 60 سال بعد ساخته شود و صرفنظر از اینکه هر چه ویران شده ساخته نخواهد شد و همه را خراب کرده ایم.
کودک شاد امروز ،انسان شاد فرداست ، با فشار ، با آسیب و آزار ، توان بوجود آوردن فرزند بهتری را نداریم ، در گذشته و حتی تا قرون وسطی برای کودکان ارزش قائل نبودند و حتی در زمان قحطی و تنگدستی بچه ها را می کشتند ، برخی کودکان را برای بازی و سرگرمی و همانند حیوانات برای والدین بودند و اهمیت و ارزشی نداشتند ، کم کم در دوران انقلاب صنعتی ، کودکان کارگر نان آور به حساب آمدند ، نان بخور و نمیر می گرفتند و از شش سالگی درگیر فعالیتهای ویژه می شدند ، مسئله کار به مسئله سرمایه گذاری و فرصتهای امکانات تکنیکی تبدیل شد و کودک به عنوان سرمایه حساب می شد ، امنیت و آرامش و تفریح برای بزرگسالان بود که بتوانند در دوران سالخوردگی از این موجود جهت رفع تنهایی استفاده کنند.
جالب است که بدانید که از 300 -400 سال قبل انجمن حمایت از حیوانات تشکیل شده است ولیکن چند دهه ای است که انجمن حمایت از کودکان داریم.
. . . .
همچنين به معناي صحبت نكردن كودكان در مقابل ديگران و حتي در زماني كه از آنها بهطور مستقيم سؤال ميشود.
آنها در هيچ مسابقه و فعاليتي شركت نميكنند و يا به مكانهايي مثل زمين بازي مدرسه نميروند مگر اينكه از طرف يكي از والدين و يا دوستان نزديك مورد حمايت قرار بگيرند.
حسكمرويي در كودكان ميتواند موجب خجالت زدگي آنها از طريق جلب توجه عموم شود ( حتي اگر اين جلب توجه خوب باشد).
بسياري از كودكان در بعضي از موقعيتها نظير مهدكودك و يا پيش دبستاني خجالتي هستند. يك شخصيت درونگرا ،خود به تنهايي مشكلي بهوجود نميآورد اما زماني يك رفتار خجالتي ميتواند آزاردهنده باشد كه او را از داشتن دوست، شركت در بازي و ديگر فرصتهاي يادگيري دور ميكند كه اين خود ميتواند مشكلساز باشد.
. . .
اين قوانين شامل قوانين طبيعي نيز ميشوند كه در بسياري از آنها ما نميتوانيم دخالتي داشته باشيم.
قوانين طبيعي
اگر سوار آسانسور شويد و به بالاي بلندترين ساختمان شهر برويد و بعد از آنجا به پايين بپريد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ نيروي جاذبه را تجربه خواهيد كرد!
اما اگر به نيروي جاذبه اعتقاد نداشته باشيد چه ميشود؟ آيا باز هم سقوط ميكنيد؟ نيروي جاذبه، يك قانون طبيعي است و اهميت نميدهد كه شما آن را باور داريد يا نه؛ در هر صورت وجود دارد. قوانين طبيعي بر جهان هستي و هرچه در آن است حاكم است. اين قوانين (حركت سيارات، چرخههاي جزرومد، تغيير فصل و...) وجود دارند اما شما ميتوانيد اعتقادي به آنها نداشته باشيد. بيشتر مردم اين قوانين را پذيرفتهاند و ميدانند جهان با بسياري از قوانين غيرقابل رويت كنترل ميشود.
اما جالب اينجاست كه وقتي صحبت از زندگي، موفقيت و شكستهاي خود افراد ميشود، از شانس و اقبال سخن ميگويند. شما در هر كجاي دنيا كه بوده يا هر شغلي كه داشته باشيد، در هر صورت 2راه پيش روي شماست؛ ميتوانيد با اين قوانين همراه شويد و در جهت مثبت از آنها استفاده كنيد يا با آنها مبارزه كنيد و بپذيريدشان.
قانون علت و معلول
شما هرگز اين جملات را از كسي نخواهيد شنيد: «من صبح زود بيدار ميشوم، ورزش ميكنم، خوب درس ميخوانم و در تمام كارهايم از حداكثر توان خود بهره ميگيرم؛ با اين حال نتيجه خوبي نميگيرم.»
اگر زندگي شما كسالتبار و خستهكننده است از خود بپرسيد:«براي موفق شدن و برخورداري از زندگي شاد و پويا چقدر تلاش كردهام؟»
. . . .
در كنار اين مسائل، فلسفه نيز دو جريان عمده تحليلي و قارهاي را شامل شده كه منطق را نيز ميتوان به اين مجموعه افزود. بنابراين بهتر است به جاي سخن از حوزه فلسفه، از حوزه انديشه در ايران سخن بگوييم؛ زيرا جرياني كه امروز عدهاي بهدنبال آسيب شناسي و نقد آن هستند، بيش از آنكه به فلسفه خلاصه شود، تمامي حوزههاي مذكور را دربرميگيرد. در اين گزارش نيز ما سعي كرديم به جغرافياي انديشه در ايران بهطور اعم و بهطور اخص فلسفه بپردازيم.
بهطور كلي 5گرايش فلسفي بر فضاي آكادميك ايران تسلط دارد: 1- فلسفه اسلامي 2- فلسفه قارهاي 3- فلسفه تحليلي 4- فلسفه آكادميك و آموزشي 5- فلسفه سنتگرايي.
اين 5گرايش فلسفي امروزه فاقد جريان پويا، متحول و تأثيرگذار است بهطوري كه كساني را كه در گرايش فلسفه اسلامي و فلسفه غرب بتوان برشمرد اغلب به تاريخ نگاري و شرح اكتفا ميكنند، در گرايش فلسفه تحليلي و فلسفه علم نيز اغلب به منابع غربي تسلط دارند. اگرچه مباحث تطبيقي بكري در ميان اينها ديده ميشود اما تبديل به جريان نميشود. در فضاي فلسفه سنتگرايي و فلسفه هنر نيز بر منابع كهن و قديمي تأكيد ميشود كه اينها نيز در محافل انديشگي ما تبديل به جريان نشدهاند.
. . . .
سونيتا سرابپور
تقریبا دو سال و شش ماه پیش بود که محمد سلیمانی، وزیر سابق وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار کرد که سرعت اینترنت پرسرعت در ایران کافی است و هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد.
![]() |
سلیمانی آن زمان بر این نکته پافشاری داشت که پهنای باند 128 کیلو بیت اکنون برای بسیاری از سازمانها کافی است و حتی همین مقدار هم چندان مشتری ندارد. وی و معاونش عبدالمجید ریاضی معتقد بودند که پهنای باند 56 کیلو بیت برای مصارف کاربران اینترنت خانگی و دانشگاهها حتی برای دانلود کتابهای 500 صفحهای نیز مناسب است و ما با در نظر گرفتن 17 میلیون خانوار و با لحاظ کردن ضریب نفود 30 درصدی اگر بتوانیم 128 کیلو بیت را به این 30 درصد برسانیم، انقلاب عظیمی در عرصه اینترنت پرسرعت به وجود آوردهایم. انقلابی که تا زمان پایان وزارت او به وقوع نپیوست.
بعد از آن اظهارات عجیب و شکایتهایی که فعالان حوزه اینترنت و کاربران داشتند به نظر میرسید که حداقل وزیر جدید برای جلب رضایت کاربران و فعالان این بخش کمی پا را فراتر گذاشته و محدودیتهای حوزه اینترنت را کمتر کند؛ اما درست چند هفته پیش بود که رضا تقیپور نیز آب پاکی را روی دستان دوستداران اینترنت ریخت و با پیروی از راه وزیر قبلی اظهار داشت که همین سرعت 128 برای کاربران اینترنتی کافی است.
. . .
اگر روزنامههای گذشته را ورق بزنیم و اظهارنظرهای سیاسی را دوره کنیم، مکرر بهاين جمله بر ميخوریم که هر گاه سخن از اجرای سیاستهای اصلاح ساختار به میان آمد،
بخشی از سیاستورزان کشور با آن مخالفت کردند و یکی از دلایلی که برای مخالفت خود اظهار ميداشتند، اين بود کهاين سیاستها توسط بانک جهانی که دست پرورده نظام سلطه است توصیه شده و هدف ازاين توصیهها نیز نه تنها دلسوزانه و مشفقانه نیست، بلکه برای فروپاشاندن اقتصاد کشورهای مخالف نظام سلطه است. هرچقدر که کارشناسان با تحلیلهای اقتصادی و ارائه اعداد و ارقام سعی ميکردند ضروری بودن اجرای اين سیاستها را اعلام و اثبات کنند، تصورات مذکور چنان بر اذهان مخالفان چیره شده بود که گوش شنوایی برای سخنان کارشناسی پیدا نميشد. حاصلاين وضع آن شد که گذار اقتصادیايران به سمت اقتصاد آزاد به شکل غیرعادی طولانی شود، اين در حالی است که کشورهای بلوک شرق سریعتر ازايران توانستند از وضعیت سوسیالیسم کامل به اقتصاد بازار کامل تبدیل شوند، ولی ما هنوز در خم اصلاح قیمت بنزین هستیم!
بازی روزگار طوری جریان یافت که دقیقا همان کسانی که با شعارهای مخالفت با سیاستهای اصلاح ساختار و توصیههای بانک جهانی بر کرسیهای تصمیمگیری و سیاستگذاری نشستند، امروز مدافع اجرای اين سیاستها شوند.اين چرخش مواضع به چه دلیل است؟ دو تبیین رایج برای اين قضیه وجود دارد. یک تبیین آن است که سیاستهای اصلاح ساختار، معمولا سیاستهای دلپسند و جذابی از سوی عامه مردم نیست و به تعبیر آنتونیداونز، سیاستمداران نیز شاخکهای سیاسی شان را به کار مياندازند كه ببینند مردم چه چیزی ميخواهند تا آنها نیز همان شعار را در پیش گیرند و بر سر کارآيند.
. . . .
خوشبختي ما در سه جمله است
تجربه از ديروز ، استفاده از امروز ، اميد به فردا...
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم.
حسرت ديروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا
دكتر علی شريعتی
در این راه طولانی - که ما بی خبریم
و چون باد می گذرد
بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند
خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی
مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی و رویاهامان یکی
هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست
. . . . .
ميلتون و رز فريدمن؛ اقتصادداناني كه جهان را تغيير دادند - قسمت دوم
پيتر بوتکه
مترجم: محسن رنجبر
چگونه دو اقتصاددان ساده، با تغيير نگرش عمومي در فرآيند سياستگذاري اثرگذار شدند
![]() |
خواندن و مطالعه آثار ميلتون فريدمن، به من و بسياري از ما كمك كرد تا واقعيتهاي اقتصادي را درك كنيم، اقتصاد را درك كنيم. روششناسي اقتصاد، نقش بازار در جامعه، نقش دولت در اقتصاد بازار آزاد، نقش پول در اقتصاد و... را درك كنيم. مطمئنا نويسندگان تاثيرگذار ديگري نيز بودهاند، اما هيچ كسي وجود نداشت كه از لحاظ شرافت، روشنفكري و انساني، جديت در نقطهنظرات و ديدگاهها، جسارت در نوآوري، سادگي و شفافيت، بيان ميلتون فريدمن و دامنه و كيفيت نقش مهمي كه او هم در نظريات اقتصادي و هم در تئوري سياستهاي عمومي ايفا كرد، قابلمقايسه با وي باشد.
با اين وجود، ميلتون فريدمن تنها يك نظريهپرداز در رشته بسيار خشك و دقيق اقتصاد نيست. او در آن واحد، به راستي به اقتصاد بازار محدود نشده ايمان دارد و من معتقدم كه كتابهاي وي يعني «سرمایه داری و آزادي»، به همراه كتاب اخيرتر «آزادي انتخاب»، چشم تمامي نسلهاي دانشمندان و شهروندان عادي را در همه قارههاي اين سياره را باز كرد.
اينها همه به ما كمك كردند تا اصول نظام كمونيستي و ويژگيهاي غيرقابلتحمل و مزاحم اقتصادي آن را درك كنيم. وقتي كه آثار ميلتون فريدمن در پسزمينه ذهن ما قرار گرفتند، ديگر هيچ رويايي راجع به آنچه به راه سوم موسوم بود، راجع به پرسترويكا و راجع به قابليت تغيير در كمونيسم نداشتيم. ميلتون فريدمن به ما كمك كرد تا اقتصاد واقعي كمونيستي را نه به عنوان يك اقتصاد دستوري كتابي كه بر مبناي رهنمودهايي قرار دارد كه در جهت عمودي و از سوي كميسيون برنامهريزي مركزي بالا به سوي شركتهاي منفرد جريان مييابند، بلكه آن را به شكل يك اقتصاد بازار مورد تفسير قرار دهيم كه بسيار عجيبوغريب و بيسروته بوده و در آن، روابط افقي ناقص، اما مسلطي ميان عاملان اقتصادي در سطح خرد وجود دارد. او ميدانست كه سركوب كردن رفتار انساني، خودانگيختگي مبادله، قيمتهاي ضمني (اگر آشكار نباشند)، چانهزني گسترده و... غيرممكن است. اين ديدگاه در آن زمان بسيار نادر و كمياب بود.
. . . .
«آزادي انتخاب» ميلتون و رز فريدمن و تاثير آن بر رويكرد جهاني نسبت به سياستهاي بازار آزاد، 2003-1979
قسمت اول
پيتر بوتکه
مترجم: محسن رنجبر
چگونه دو اقتصاددان ساده، با تغيير نگرش عمومي در فرآيند سياستگذاري اثرگذار شدند
![]() |
ليندون جانسون در سال 1964 با راي حيرتآور 61درصد از مردم در مقابل راي 38درصدي بري گلدواتر، او را در انتخابات رياستجمهوري آمريكا شكست داد.
راي اين دو از لحاظ تعداد ايالتها، 44 به 6 بود. بري گلدواتر در مبارزات انتخاباتي خود، شعار دولت كوچكتر و بازارهاي آزادتر را بيان ميكرد. مردم به وي پاسخ منفي دادند و برنامههاي دولت بزرگ جانسون در دهه 1960 را كه از جمله آنها ميتوان به برنامه جنگ با فقر اشاره كرد، پذيرفتند. با اين حال رونالد ريگان توانست با برنامهاي مشابه برنامه گلدواتر، در انتخابات سال 1980 با كسب 51درصد از آراي مردم آمريكا، بر جيمي كارتر، رييسجمهور وقت كه موفق به كسب 41درصد از آرا شده بود، فائق آيد. راي اين دو نيز از لحاظ تعداد ايالتها، 44 در مقابل 6 بود. واضح است كه طي گذشت اين فاصله شانزده ساله، تغيير چشمگيري در آمريكا روي داده بود. بدون شك، بخش عمدهاي از اين تغيير به خاطر شكست دولتهاي رفاه و جنگ در دهههاي 1960 و 1970 بود. اقتصاد آمريكا در دهه 1970، از كاهش بهرهوري، رشد بدهيهاي دولت و تورم رنج ميبرد. كاهش اهميت آمريكا به عنوان رهبر اقتصادي دنيا با افول جايگاه آن به عنوان يك ابرقدرت نظامي همراه شده بود. دليل افول قدرت نظامي آمريكا، شكستهاي آن در ويتنام و ناكامي سياستهاي اين كشور در خاورميانه بود، كه آشكارا به خاطر بحران
گروگان گيري سال 1979 در ايران روي داده بود.
. . . . .
|
داگلاس نورث، جان جوزف والیس، استیون وب، باری وینگاست
کشورهای صنعتی پیشرفته پردرآمد در جهان امروز، جملگی اقتصادهای بازار با رقابت علنی، نظامهای سیاسی دموکراتیک چند حزبی رقابتی و انحصار قطعی دولت بر اعمال خشونت را دارا هستند. اما چنین نظمهای دسترسی باز، تنها قاعده و نوع تعادلی جوامع نیستند. کشورهای در حال توسعه درآمد متوسط و پایین امروز، شبیه تماميکشورهای قبل از سال 1800 را میتوان به عنوان نظمهای دسترسی محدود شناخت که تعادلشان بر بنیادی کاملا متفاوت بنا شده است. در نظمهای دسترسی محدود، دولت انحصار قطعی بر کاربرد خشونت نداشته و سازماندهی جامعه بر اساس کنترل خشونت بین جناحهای فرادست است. یک ویژگی مشترک نظمهای دسترسی محدود این است که فرادستان سیاسی، کنترل و اداره اقتصاد را در بین خود تقسیم کرده و هر کدام سهمياز رانتها را بدست میآورند. از آنجا که وقوع و سر باز کردن خشونت باعث کاهش رانتها میشود، جناحهای فرادست انگیزه دارند تا در اکثر اوقات صلحآمیز و با آرامش باشند. براي ثبات کافی رانتها و بنابراين نظم اجتماعی، لازم است تا دسترسی و رقابت محدود شده و در نتیجه نظم اجتماعی با منطقی کاملا متفاوت از نظم دسترسی باز به وجود آید. این مقاله چنین چارچوبی را تشریح کرده و برخی نتایج و دلالتها براي مشکلات توسعه اقتصادی امروز را ارائه میدهد. |
ده قانون مهم برای مطرح شدن در بازار کار
قانون ۱: شما احتمالا یک ایده در حد جایزه نوبل نداريد!!
قضیه ۱: شما همیشه میتوانید یک ایده خوب را به یک مقاله یا ارائه عالی تبدیل کنید.
![]() |
قضیه ۲: حتی اگر ایده شما در حد جایزه نوبل هم باشد، به راحتی میتوانید آن را در قالب یک مقاله یا ارائه ضعیف هدر دهید. البته احتمالا هیچ وقت به این قضیه احتیاج نخواهید داشت. (قانون شماره ۱ را ببینید.)
قانون ۲: اندیشههای موجود در مقاله شما در وهله اول بنا به نحوه ارائه شما قضاوت خواهند شد.
اگر مقاله شما به روشی غیر حرفهای نوشته شده باشد، دیگران با دیدی شکگرایانه به کار تجربی، اثباتهای ریاضی و مدلهای شما خواهند نگریست.
قانون ۳: مقاله شما تمرینی برای متقاعدسازی است (البته منظور ما در اینجا اقتصاد اثباتی است نه هنجاری). خوانندگان مقاله شما در حکم شنوندگان شما هستند و به جای خواندن مقاله شما کارهای خیلی بهتری میتوانند انجام دهند. سعی کنید آنها را به مقاله خود علاقهمند و با استدلالهای خود متقاعد کنید.
قانون ۴: هیچ مقاله خوبی – فرقی نمیکند که چقدر خوش ساختار، هوشمندانه و سلیس باشد – به یکباره و با یک بار نوشتن به وجود نیامده است، بلکه حداقل چندین بار بازنویسی شده است. بازنویسی، هنر راستین نوشتن است.
. . . .
تحولات فزاينده و فشارهاي رقابتي موجود در محيط سازمانها ضرورت تمركز بر نوآوري، ارتقا كيفيت، بهبود خدمات به مشتري، سرعت و كاهش هزينه را تشديد كرده است. ناتواني ساختارها و الگوهاي سنتي حاكم بركسب وكار در برآورده ساختن انتظارات و خواسته هاي ذينفعان باعث رواج رويكرد جديد سازماني شده است كه مي كوشد از طريق طراحي و ايجاد سازمانهاي با عملكرد برتر پاسخگوي خواسته هاي به حق ذينفعان باشد. در اين مقاله با بهره گيري از بررسي تحليلي و مطالعه تطبيقي تحقيقات انجام شده ويژگيهاي اين گونه سازمانها بررسي و عواملي چون ماموريت و چشم انداز، تفكر استراتژيك، اهداف بلند پروازانه، رهبري، كاركنان، ارزشهاي محوري مشترك، فرهنگ، فن آوري و فرايندها به عنوان ويژگيهاي عمده يك سازمان با عملكرد برتر شناسايي شده است.
پیرو انتشار کتاب های «در جستجوی برتری»2 (تام پیترز3 و رابرت واترمن4 1982)، «ساختن برای ماندن»5 (کالینز6 و پوراس7 1997) و «از خوب به عالی»8 (کالینز2001) توجه و علاقه محققین و صاحبنظران مدیریت به شناسایی مجموعه ویژگیهای سازمانهای موفق جلب شده است(وآل9 2005). این علاقه و تمایل به دلیل تحولات و تغییرات محیط سازمانها و همچنین ظهور و سقوط تعداد زیادی از شرکتها و سازمانهای برجسته در طی سالهای اخیر افزایش یافته است. اطلاق عناوینی چون موفق، ماندگار، آرمانی10 ، رهسپار تعالی، سرآمد، متعالی و... به این گونه سازمانها در میان صاحبنظران و مدیران بسیار رایج شده است. فارغ از عنوان مورد استفاده، یک ویژگی مشترک در میان سازمانهایی که علیرغم شرایط سخت رقابتی و اقتصادی همچنان با موفقیت عمل می کنند این است که این سازمانها از لحاظ سطح عملکرد همواره يك سر و گردن بالاتر از سایرین بوده و از این رو به آنها سازمانهای با عملکرد برتر گفته می شود. این سازمانها به مدد بهره مندی از یک مجموعه از ویژگیها مدتهای مدیدی دوام آورده و تاثیرات بسیار عمیقی در دنیای کسب و کار گذاشته و در ادبیات و تئوری سازمان و مدیریت بسیاری از افسانه های رایج را بی اعتبار نموده اند. شواهد حاکی از آن است که شمار سازمانهای دارای مشخصه های سازمان با عملکرد برتر1 در میان 1000 شرکت فورچون11 از یک پنجم به یک سوم افزایش یافته است و این روند مطمئنا ادامه خواهد یافت (شر مرهورن12 ،2000،ص 22). . . . .