در چند سال اخير ، روانشناسان و جامعه شناسان به بررسي اطلاعات، درباره پرسشي پرداخته اند که قبلا براي فلاسفه مهم بود; «چه چيزي باعث رضايت ما مي شود؟» پژوهشگران به اين منظور تحقيقات گسترده اي در سراسر جهان انجام داده اند تا ببينند چگونه چيزهايي مانند; پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستي، نوع دوستي و عادات روزانه بر احساس بهروزي ما تاثير مي گذارد. نتايج پژوهش هاي حوزه جديد روانشناسي حاکي از آنست که اعمال ما تاثير چشمگيري بر احساس خوشبختي و رضايت ما از زندگي دارد. در مطلب امروز 10 راهکار ثابت شده براي افزايش رضايت عبارتند از:
1) لحظات روزانه زندگي را درک کنيد: هر از چندي مکث کنيد تا گل سرخي را ببوييد يا کودکان را حين بازي تماشا کنيد. کساني که درنگ مي کنند تا وقايعي را که به طور عادي با عجله پشت سر مي گذارند، ببينند يا در طول روز به وقايع خوشايند روزانه فکر مي کنند، افزايش قابل توجهي را از نظر رضايت و کاهش افسردگي گزارش مي کنند.
. . . . .
|
| |
|
| |
|
همانطور که می دانیم در هر سازمانی هدف مدیریت پیوسته آنست که افراد را به طریقی اداره نماید که حداکثر کارایی را نصیب سازمان سازند.بنابراین اختیار قانونی فقط قسمتی از مجموعه قدرتی است که مدیر برای اجرای امور مدیریت به آن نیازمند است.از مهمترین مسائلی که سازمان ها مرتبا باآن درگیر هستند،آنست که چه کسی باید مدیریت را بر عهده بگیرد تا بتواند از اختیارات اداری و قدرت جلب همکاری دیگران توانا برخوردار گردد.همیشه یک مرد و یک زن کاندیدای احراز پست مدیریت هستند و عموما این وزنه در کفه ترازوی مرد قرار می گیرد و موجب پیروزی او می گردد.
واقعیت حاکی از آن است که میزان حضور زنان در رده های مدیریتی ، اعم از مدیریت کلان و یا خرد در کشور ما بسیار ناچیز است.آمار موجود بیانگر آنست که از نظر کمی حدود 08/32 درصد از شاغلان بخش مشمول قانون استخدام کشوری را زنان تشکیل می دهند . نحوه توزیع زنان در وزارتخانه ها بدین گونه است که 36/72 درصد در وزارت آموزش و پرورش،حدود 6/16 درصد در وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و حدود 04/11 درصد در سایر وزارت خانه ها به کار اشتغال دارند.(سالنامه آماری کشور،1383) تجمع زنان در دو وزارتخانه آموزش و پرورش و بهداشت،درمان و آموزش پزشکی(حدود 90 درصد) با توجه به محدودیت مشاغل این دو وزارتخانه،نشان دهنده فقدان تنوع مشاغل قابل دسترسی و نبود امکان تحرک شغلی برای زنان است. . . .
|
| |
|
| |
|
مدیران همچنان بدبين هستند
نویسنده: لوِل برایان و بیلهافمن*
منبع: Strategy Practice
همانطور که میدانیم این روزها هنوز اوضاع اقتصاد جهانی متشنج است. البته بازارهای مالی، دانشگاهیان و سیاستگذاران فکر میکنند که اقتصاد جهانی از خطر جسته، اما مدیران اجرایی خیلی مطمئن نیستند. ما در مطالعه خود نشان دادهایم که مدیران اجرایی حق دارند که به بهبودهایی که در اقتصاد مشاهده میشود، بدبین باشند. آنها به درستی میدانند که کمپانیها برای این که بتوانند دوام بیاورند باید رویکردهای مدیریتی جدیدی را اتخاذ کنند.
![]() |
در اوایل سپتامبر، مک کینزی (یک شرکت معتبر در زمینه مشاوره مدیریتی) با بیش از 1600 مدیر اجرایی در اقصی نقاط جهان مصاحبه کرد و نظرشان را راجع به وضعیت اقتصاد پرسید. تنها بیستدرصد از مدیران اعتقاد داشتند که در انتهای سال 2009 یک بهبود «نرمال» درکار خواهد بود. حدود 42درصد معتقد بودند که فعالیت اقتصادی در سال 2010 پررونق نخواهد بود و یک سوم هم معتقد بودند که احتمالا تا چند سال آینده با یک رشد جهانی ضعیف مواجهیم.
هفتدرصد باقی مانده نیز فکر میکردند که ممکن است بعد از یک بهبود ناچیز رکود دوباره شدت بگیرد. . . . .
نویسنده: دن کارلسون
آيا اهدافي براي خود تعيين ميكنيد يا دست كم یک تصمیم جدي در سال میگیرید، يا از اين كارها طفره میروید چون هیچ وقت کاری را به انجام نمیرسانید؟ يا شاید هدفهای اشتباه تعیین كرده و رويكرد نادرستی برگزیده باشید.
![]() |
در حالی که روش كامل و بينقصي برای هدفگذاری وجود ندارد، ولی راههایی هست که شانس موفقیتتان را افزایش دهد. راهنماييهاي زير حاصل تجربه شخصی (بهترین آموزگار) است.
1 - تنها چند هدف معنیدار که براي رسيدن به آنها جدی هستید، تعیین کنید. اهدافی که اگر بدانها دست يابيد، در زندگی شما تاثیر زيادی خواهد داشت.
2 - در اين باره که در آینده ميخواهيد كجا باشيد تفکر کنید و اهدافي تعيين كنيد كه شما را به آن جهت سوق میدهد.
3 - وقتی هدفها مشخص شد، روی مهمترین هدف (هدف اصلي) تمرکز کنید.
4 - برنامه گام به گام و تفصیلي بنویسید که چگونه به هدف اصلي خواهید رسید.
5 - هر اندازه که وقت، انرژی و اشتياق اجازه میدهد، روی اهداف فرعی کار کنید.
6 - تمام اهداف خود را دو هفته یکبار يا ماهانه مرور كنيد. هدف اصلي را روزانه يا حداقل هفتگی مرور نمایید.
. . . .
برایان کاپلان
مترجم: مجید رويین پرویزی
**آنارشیسم چیست؟ آنارشیستها چه عقاید مشترکی دارند؟
فرهنگ لغت آمریکن هریتیج کالج (The American Heritage College) آنارشیسم را این طور تعریف میکند: «تئوری یا دکترینی که میگوید همه اشکال حکومت غیرضروري، ستم پیشه و ناخوشایند بوده و باید منسوخ گردند.»
آنارشیسم رویکردی سلبی است که میگوید یک چیز، یعنی حکومت، بد است و باید از میان برود. غیر از این باور اساسی بسیار دشوار خواهد بود که فهرستی از عقاید مشترک آنارشیستها تهیه کنیم. آنارشیستها دامنه وسیعی از رویکردهای مبنی بر عدم وجود حکومت را در میان خود دارند.
همانطور که میتوان انتظار داشت، گروههای مختلف آنارشیست هریک به دنبال ارائه تعریفی از آنارشیسم، متناسب با رویکرد خاص خودشان به وجود، هستند. درست همانطور که هر فرقه از مسیحیان فرقه خود را تنها مسیحیت حقیقی میدانند و هر دسته از سوسیالیستها عقاید خود را تنها سوسیالیسم حقیقی میپندارند. نگارنده این مجموعه پرسش و پاسخ با دیدی بیطرفانه معتقد است که چنین اختلافات تاکتیکی بی معنایند و تنها در راه بحث بر سر مباحث اصلی ایجاد مانع میکنند.
**اصلا چرا باید به آنارشیسم اهمیت داد؟
برخلاف بسیاری از ناظران تاریخ، آنارشیستها تهدید مشترکی را در پس تمام مشکلات بشر میبینند: دولت. تنها در قرن بیستم، دولتها بیش از صدمیلیون انسان را کشتهاند، چه در قالب جنگها و اسارتگاههای جنگی و چه در قالب قحطیهای انسان ساخته و این تنها ادامه روندی است که در طول تاریخ یکسره ادامه داشته؛ زیرا تقریبا از آن زمان که تاریخ مکتوب وجود دارد دولتها وجود داشتهاند. هر هنگامی که دولتها به وجود آمدهاند، به طبقه حاکم اجازه دادهاند که بر حاصل دسترنج توده مردم معمولی مسلط شوند و این طبقات حاکم عموما از منافع نامشروع شان برای تشکیل ارتش و به راهانداختن جنگ قیمت در جهت گسترش دامنه نفوذ خود استفاده کردهاند. در عین حال، حکومتها همواره گروههای اقلیت، ناراضیان و تلاشهای نوابغ و نوآوران را که در پی ارتقای سطح عقلی، اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی بشر بودهاند تحت زور و فشار گذاشتهاند. با انتقال مازاد ثروت تولید شده به اقلیت نخبه حکومتی، دولت اغلب هر نوع انگیزه بلندمدت اقتصادی را در نطفه خفه کرده و در نتیجه مانع رهایی بشر از فقر شده؛ و در عین حال از آن ثروت مازاد کسب شده برای استحکام پایههای قدرت خودش بهرهبرداری کرده است.
اگر دولت عامل مستقیم این همه فلاکت و بی رحمی بوده، آیا بهتر نیست که گزینههای جایگزین آن را بررسی کنیم؟ شاید دولت شر لازمی است که نمیتوان حذفش کرد. اما شاید به احتمال بیشتر شری غیرضروری است که ما به زور آن را میپذیریم درحالی که جامعهای به کل متفاوت میتواند وجود داشته باشد و بهتر از حال هم باشد.
**آیا آنارشیستها طرفدار هرج و مرج هستند؟
طبق تعریف، آنارشیستها تنها مخالف حکومتند و نه نظم یا جامعه. پرودون نوشت: «آزادی مادر نظم است، نه دختر آن.»، و اکثریت آنارشیستها این سخن را خواهند پذیرفت. به طور معمول، آنارشیستها خواستار حذف دولت اند از این رو که میپندارند جایگزین بهتری برای پیشنهاد دارند، نه اینکه هوس شورش کرده باشند. آنطور که کروپتکین گفت: «هیچ تخریبی متوجه نظم موجود نخواهد بود اگر در هنگام براندازی، یا منازعات منجر به آن، اندیشه اینکه چه چیزی قرار است جای آنچه برانداخته شود را بگیرد پیوسته در ذهن باشد. حتی نقد شرایط موجود ناممکن میشود اگر منتقد تصویری کمابیش روشن از آنچه که میتواند جایگزین دولت شود نداشته باشد. خودآگاه يا ناخودآگاه، نمونهای آرمانی در ذهن هرکس که به انتقاد از نهادهای اجتماعی میپذیرد شکل میگیرد.»
این نیروی ضد روشنفکری در آنارشیسم است که به هرج و مرج و شالودهشکنی به عنوان هدفی در ذات خود مینگرد. هرچند که ممکن است چنین تصوری میان اکثریتی از کسانی که خود را آنارشیست نامیدهاند رایج باشد، اما در ميان جریان فکری مهمی میان آنها که واقعا وقت صرف تفکر و نگارش در باب تئوری آنارشیسم کردهاند نیست.
**آیا آنارشیستها موافق براندازی خانواده، مالکیت و سایر نهادهای اجتماعی در کنار دولت نیستند؟
برخی آنارشیستها خواستار منسوخ شدن یکی یا بیشتر از این موارد شدهاند و برخی هم خیر. برای بعضیها همه این موارد تنها نمونههای دیگری از ستم و سلطه هستند. برای بعضی دیگر اینها نهادهای واسطهای حیاتی هستند که ما را از وجود دولت مصون نگاه میدارند. برای بعضی دیگر هم، برخی از اینها خوب و برخی بد اند؛ یا اینکه در حال حاضر بد هستند و باید اصلاح شوند.
![]() |
پدیده سالمند شدن جمعیت به تدریج در حال نزدیکتر شدن به جهان امروز ماست و هر روز که میگذرد این امر بیشتر خود را نشان میدهد و عواقب آن بیشتر بشریت را به وحشت میاندازد.
هنگامی که صندوق بینالمللی پول در ابتدای ماه جاری اثرات بحران اخیر مالی جهان را محاسبه کرد، بیان نمود که هزینههای آن به واقع بسیار هنگفت بوده است: تراز مالی 20 کشور پیشرفته صنعتی تا حدود 8درصد تولید ناخالص داخلی شان در دوره 2009-2008 کاهش داشته است. اما صندوق بینالمللی پول خاطر نشان میکند که در درازمدت این هزینهها تحتالشعاع مخارج مرتبط با سالمندی قرار خواهندگرفت. اگر نظری به فرارو یعنی دورهای که از حال تا نیمه قرن امتداد مییابد داشته باشیم، پیشبینی میشود که «برای کشورهای پيشرفته، بار مالی این بحران اخیر تنها معادل 10درصد هزینههای مرتبط با سالمندی خواهد بود». 90درصد دیگر مرتبط با مخارج بیشتری برای مستمریها، سلامت و مراقبتهای بلندمدت خواهد بود. . . .
سومين خط مترو اتحاد جماهير شوروي سابق بعد از مسكو و سنتپترزبورگ در شهر كييف - پايتخت اوكراين- ساخته شد.
مترو كييف داراي 3 خط و 46 ايستگاه است كه اكثرا در زير زمين هستند. ديوار ايستگاهها ستوني يا دروازه مانند است.
يكي از عميقترين ايستگاههاي دنيا آرسنالنا در 102 متري سطح زمين در كييف قرار دارد و ميتوان از آن به عنوان پناهگاه استفاده كرد.
طول سيستم 59.7 كيلومتر و تعداد قطارها 664 عدد ميباشد. ساعت كار مترو از 6 بامداد تا نيمه شب است و روزانه 1.7 ميليون نفر يعني %34 جمعيت شهر را جابهجا ميكند. در سال 2005 تعداد سفرهاي شهري از مرز 600 ميليون هم گذشت.
بازیگران اصلی در بازار جهانی نفت
دولتهای کشورهایی که منابع عظیم نفتی دارند، به واسطه مالکیت بر شرکتهای ملی نفت و در مورد برخی دولتهاي نفتي، عضویت در اوپک، تاثیر قابلملاحظهاي در عرضه جهانی نفت دارند.
![]() |
آیا میدانید ایالات متحده آمريكا هیچ شرکت نفت ملی ندارد. سه تا از بزرگترین شرکتهای بینالمللی نفت مستقر در آمریکا (اگزان موبیل، شورن و کونوکو فیلیپس) در برابر سهامداران خود و نه دولت آمریکا پاسخگو هستند.
براي پاسخ به این پرسش كه «بازيگران اصلي در سمت عرضه بازار جهاني نفت كدامند؟» سه روش ساده وجود دارد. یک روش از طريق مقایسه تفاوتهای اساسی بین شرکتهای در مالکیت سرمایهگذاران و شرکتهای تحت کنترل دولت است. روش دیگر بررسی نقش دولتهاي نفتي به طور کلی است و روش سوم که با مقایسه تفاوتها بین سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و مشخصا کشورهای غیر اوپک، به پرسش فوق پاسخ ميدهد.
هر چند اغلب تصور میشود شرکتهای نفت در مالکیت سرمایهگذار، بیشترین مسوولیت را در تولید جهانی نفت دارند، اما اين شركتهاي در کنترل دولت هستند كه واقعا اکثریت تولید جاری (بیش از 52درصد) و ذخایر تثبیت شده (88درصد) كه شاخص پتانسیل تولید آتی است را در اختيار دارند.
تازهترین سرمقاله اکونومیست به رابطه چین و آمریکا اختصاص یافت
آمریکا باید در ارتباط با نزدیکترین رقیب خود از اطمینان بیشتری برخوردار باشد
شادی آذری
این به یک رسم ملالآور تبدیل شده است که غربیها در ارتباطات خود با چینیها سخنرانیهای خود را با اندرزی از ادبیات کلاسیک چین زینت میبخشند.
![]() |
باراک اوباما هم که در سخنان ماه جولای خود رهبران چین و آمریکا را خطاب قرار داده بود، نه تنها یک نقل قول معمول از منسیوس، حکیم معروف پیرو کنفوسیوس فیلسوف چینی نقل کرد، بلکه نکتهای تاثیرگذارتر از یائو مینگ بسکتبالیست چینی گفت: «مهم نیست که عضو جدید یک تیم باشید یا عضو قدیمی آن، مهم این است که برای منطبقسازی خود با دیگران به زمان نیاز دارید.» با وجود گذشت 30 سال از برقراری مجدد روابط دیپلماتیک بین دو کشور که با رویکار آمدن نظام کمونیست قطع شده بود، هر دو طرف هنوز بهطرز بدی نیازمند منطبق شدن با یکدیگر هستند. مشکل اصلی تردید طرفین در مورد فرجام این روابط است. از خیلی جنبهها سرنوشت هر دو کشور مانند یک زوج بههم گره خورده است. اقتصادهای آنان به هم بافته شده است بخصوص طی یک دهه گذشته. آمریکا بزرگترین قرضگیرنده جهان و چین بزرگترین اعتباردهنده به آن است. از مساله تغییرات جوی گرفته تا احیای اقتصادی، جهان با مشکلاتی روبهرو است که نیازمند هماهنگی و همکاری چین و آمریکا است.
آبی پروسی (1)، سرخ چینی
روابط بین دوکشور زیر سایه ترس از بروز یک جنگ تازه سرد یا حتی گرم قرار گرفته است. برخی از آمریکاییها در واشنگتن دی سی از چین به عنوان «یک پروس جدید» یاد میکنند. چین چنان به سرعت خود را به تجهیزات نظامی مجهز ساخته است که میتواند به عنوان مدافع صلح آسیا (و حق حاکمیت تایوان) آمریکا را به چالش کشد. چین بدون اعلام رسمی در حال ساخت اولین ناو هواپیمابر خود است اما ژنرالهای این کشور اغلب حتی از صحبت از آن با همتایان آمریکایی خود امتناع میورزند. زیربنای این رقابت استراتژیک رشد اقتصاد چین است. شرکتهای چینی در حال شکلدهی به مجموعههایی هستند که در آنها ردپای کشورهایی از آفریقا و آمریکای لاتین مشاهده میشود، حکومتهایی که غربیها از آنها اجتناب میکنند. ذخایر عظیم ارزی چین و بوکشیدن معاملات پرسود توسط این کشور به معنای آن است که سرمایهگذاری چین در غرب ظرف سالهای آینده به سرعت رشد خواهد کرد. خلاصه اینکه چین 800میلیارد دلار از بدهیهای دولت آمریکا را در اختیار دارد و همین بس است تا به این کشور قدرت زندگیبخشی یا میراندن اقتصاد آمریکا را اعطا کند.
تنشها ظرف چند سال آینده به دو دلیل افزایش خواهد یافت. اولین دلیل اجتنابناپذیر است: در سال 2012 تنشهای مهم سیاسی به شکل انتخابات در تایوان و آمریکا و کنگره حزب کمونیست ظهور خواهد کرد. دلیل دوم و عمدهتر، این است که درجهبندی جدیدی از قدرت ظهور یافته است. هماکنون صحبت از گروه دو به میان آمده است که متشکل از چین و آمریکا خواهد بود. این نشان میدهد که وزن سیاسی آنها در سطح جهان تقریبا برابر است. اما واقعیت این است که این یک سوء تعبیر و تفکری خطرناک است. هنوز به لحاظ نرخ ارز بازار، اندازه اقتصاد چین کمتر از یک سوم اقتصاد آمریکا است. سرانه تولید ناخالص داخلی چین یک چهاردهم آمریکا است. فاصله ميزان ابداعات بین دو کشور هنوز بسیار عظیم است. بودجه دفاعی آمریکا هنوز 6 برابر بودجه نظامی چین است. در مورد اوراق بهادار خزانهداری آمریکا هم باید گفت استفاده از آنها گزینه خوبی برای چین نیست چون کاهش ارزش دلار به اقتصاد خود چین آسیب خواهد زد. با کاهش هزینه مصرفکنندگان آمریکایی و رونق یافتن هزینه داخلی چینیها بهخاطر محرکهای اقتصادیشان، کسری عظیم تجاری آمریکا که مشکلساز شده بود در حال کاهش است. در چنین شرایطی خطری که گسترش بیش از حد اقتصاد چین در خارج ایجاد میکند این است که موجب افزایش اندیشه حمایتگرایی میشود آنهم در زمانی که نرخ بیکاری آمریکا به طرز دردناکی بالاست.
اما از سوی دیگر در ورای نمایش نظامی چین و آرایش نظامی تانکها و موشکها در روز اول اکتبر در پکن، از حضور ناظران بهخاطر بیم از تظاهرات و آشوب ممانعت به عمل آمد. بیشک به بند کشیدن فعالان سیاسی یک راه حل با دوام نخواهد بود. اوباما باید با برخی از آنها در پکن ملاقات کند تا راه خود را بیابد. اگر میزبانانش رفتاری خشن دارند باید اجازه بروزش را به آنها بدهد.
(1)حكومت پادشاهي قدرتمند كه سابقا در شمال اروپا حاكم بود.
مردي به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطي كرد.
صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطي سمت چپ 500 دلار است.»
مشتري: «چرا اين طوطي اينقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «اين طوطي توانايي انجام تحقيقات علمي و فني دارد.»
مشتري: «قيمت طوطي وسطي چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطي وسطي 1000 دلار است. براي اينكه اين طوطي هر كاري را كه ساير طوطي ها انجام مي دهند، انجام داده و علاوه بر اين توانايي نوشتن مقاله اي كه در هر مسابقه اي پيروز شود را نيز دارد.»
و سرانجام مشتري از طوطي سوم پرسيده و صاحب فروشگاه گفت: « 4000 دلار.»
مشتري: «اين طوطي چه كاري مي تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگويم من چيز خاصي از اين طوطي نديدم ولي دو طوطي ديگر او را مدير ارشد صدا مي زنند.»
در اين مقاله به بحث پيرامون تعريف تغيير سازماني و چگونگي مديريت و رهبري آن ميپردازيم، در هر سازماني تواناييهاي بلقوهاي وجود دارد كه مي توان به نحو مطلوبي از آنها در جهت تغيير و ارتقاي عملكرد سازماني بهره برد. موفقيت هر تغيير تا حدود زيادي به مهارتهاي مديريتي كارگزاران تغيير بستگي دارد كه فرايندهاي تغيير را تسهيل و حمايت ميكنند، در ادامه به مراحل و استراتژيهاي مديريتي تغيير و چگونگي برخورد با مقاومت در برابر تغيير خواهيم پرداخت.
در حال حاضر با پيشرفت سريع علم و فن آوري و پيچيده شدن اوضاع سياسي و محيط اجتماعي لزوم ايجاد و مديريت تغيير سازماني اهميّت ويژه اي يافته است. چنين روند رو به رشد در لزوم تغيير سازماني نياز به دانش ومهارت كافي براي بهبود و تكامل سازماني را تشويق مي نمايد. مديران با كسب دانش مانند آگاهي از نظريههاي حوزه كسب و كار خود، يادگيري استفاده از فناوريهاي نو، توانمندسازي خود در تطبيق و اقتباس مهارتها و استراتژيها و پذيرا بودن تفكر خلاق ميتوانند به رهبران تغيير تبديل شوند. رهبران تغيير از تواناييهاي خود و افراد پيرامون خود به خوبي استفاده ميكنند. در اين مقاله سعي شده است تا با تلفيق جديدترين عقايد و ديدگاهها در زمينه تغيير سازماني، الگوي مفيد و جامعي را براي بهبود و توسعه سازماني ارائه نمايد.
در ابتدا لازم است واژۀ «تغيير» را بشناسيم. تغيير به طور كلي انتقال از وضعيت موجود به وضعيتي ديگر خواه خوشايند و يا ناخوشايند مي باشد. پس تغييرات ممكن است مثبت و مطلوب و يا منفي و نامطلوب باشند.
به طور كلي تغييرات به دو شكل كلي به وجود ميآيند:
. . .
![]() |
حوزههاي بسياري مانند قوانين، سازمانهاي تجاري و حكومت سياسي را دربر ميگيرند. محققان در حوزه حاكميت اقتصاد به دنبال آن هستند كه با استفاده از مسائل اقتصادي كه اين نهادها با آنها روبهرو ميشوند، طبيعت آنها را درك كنند.
يك دسته مهم از نهادها، اصول حقوقي و مكانيزمهاي اجرايي است كه از حقوق مالكيت صيانت ميكنند و انتقال و مبادله مالكيت را ممكن ميسازند. اينها، قواعد بازارند. دسته ديگري از نهادها، توليد و مبادله را در خارج از بازارها كنترل ميكنند. براي مثال، در داخل شركتهاي تجاري، معاملات بسياري صورت ميپذيرد. همچنين، دولت نيز نقشي اساسي را در تامين كالاهاي عمومي، مانند دفاع ملي و نگهداري از اماكن عمومي بر عهده دارد. سوال اساسي همين جا شكل ميگيرد: چه نوعي از حاكميت، براي چه نوعي از معاملات، مناسبتر است و چگونه ميتوانيم انواع حاكميتهايي را كه مشاهده ميكنيم با استفاده از كارآيي هر كدام، توضيح دهيم؟
جايزه نوبل امسال، به دو تن از افرادي تعلق گرفته كه نقشي اساسي در درك امروز ما از حكمراني اقتصادي داشتهاند؛ الينور اوستروم و اوليور ويليامسون.
در مجموعهاي از كتابها و مقالات كه از سال 1971 به بعد به چاپ رسيدهاند، اوليور ويليامسون (1971، 1975، 1985) بيان كرده است كه بايد به بازارها و شركتها با ديد آلترناتيوهاي ساختارهاي حاكميتي نگريسته شود كه تفاوتشان در نحوه
حل و فصل مشكلات است. عيب بازارها در اين است كه مذاكرات صورت گرفته در آنها باعث به وجود آمدن عدم توافق و چانهزني ميشود. در شركتها، اين نوع مشكلات كمتر پيش ميآيد، چرا كه ميتوان آنها را با استفاده از سلسله مراتب قدرت، حل كرد. عيب شركتها نيز در آن است كه قدرت ميتواند عامل فساد و سوءاستفاده شود. . . .
![]() |
عوامل اقتصادي بيشتر به تشريح مشخصههاي اقتصادي ميپردازند. در اين دسته از عوامل بيشتر به اين مسائل پرداخته ميشود که جامعه چگونه کالاها و خدمات مختلف را توليد، توزيع و استفاده ميکند. شركتها بايد روندهاي اقتصادي در بخشهايي که بر صنعت آنها اثر ميگذارد را درک نمايند. مهمترين عوامل اقتصادي به صورت زير است:
- روند توليد ناخالص داخلي - نوسانات نرخ بهره
- مقدار عرضه پول - نرخ تورم
- نرخ بيكاري - كنترل یا عدم کنترل قيمت / دستمزد
- كاهش / تقويت ارزش پول - سياستهاي پولي و مالي
- توزيع درآمد در بين طبقات اجتماعي - کسري بودجه دولت
- بهرهوري کل عوامل - ساختار بازارهای مالی
- صادرات و واردات
. . . .
حمید زمانزاده
بازار سهام تهران، دوران رونق خود را سپری مینماید. از ابتدای سال جدید، رونق به بازار سهام بازگشته و بورس ارواق بهادار طي هفتههاي اخير با رشد شاخصها، قيمت سهام معاملات و بازدهي سرمايهگذاران حقوقي و حقيقي و همچنين با چشمانداز مثبت فعالان بازار به آينده مواجه شده است.
![]() |
شاخص کل در طی کمتر از پنج ماه با رشدی بیش از 45درصد مواجه گشته است و سرمایههای مالی جدید به بازار سهام قدم میگذارند. روند حاکم بر بازار سهام تهران، از یک طرف امیدهای فراوان آفریده و بسیاری را خوشحال و مسرور نموده است و از طرف دیگر دربردارنده بیمها و هشدارهایی است که البته اکنون چندان جدی گرفته نمیشود. بیمهای روند حاکم بر بورس از آنجا ناشی میشود که فرآیندهای حاکم بر بورس و اقتصاد کشور میتواند زمینههای جدی برای شکلگیری یک حباب قیمتی در بازار سهام را فراهم نماید. بعضی از کارشناسان رونق بازار سهام را نشانه خوشبینی و چشمانداز مثبت فعالان بازار نه تنها به آینده بازار سهام، بلکه به آینده اقتصاد کشور میدانند. اما از نظر نویسنده، هجوم نقدینگی و سرمایههای مالی به سوی بورس و در نتیجه رونق بازار سهام، نشانه ایجاد زمینه برای شکلگیری و گسترش یک حباب مالی است و علاوه بر آن نه تنها نشانه خوشبینی فعالان بازار به آینده اقتصاد کشور نیست، بلکه نشانه اختلالات، نارساییها و عدم تعادلهای بزرگ در اقتصاد ایران است. حبابی که در بازار سهام تهران در حال شکلگیری است، به مرور زمان بزرگ و بزرگتر خواهد شد و زمانی که بهاندازه کافی بزرگ شود، مانند همه حبابهای مالی دیگر خواهد ترکید و هزینههای بزرگی را بر دوش فعالان بازار و اقتصاد کشور تحمیل خواهد کرد. . . . .
جای خالی ایران در رتبهبندیهای جهانی پهنای باند اینترنت
مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات پیوسته براین گفته خود تاکید دارند که ایران در زمینه فناوری اطلاعات و به خصوص در حوزه اینترنت با مشکل خاصی روبهرو نیست و برای تاکید حرف خود نیز پای ضریب نفوذ اینترنت در کشور را به میان میکشند.
اما آمارهای جهانی همیشه خلاف اظهارات این مسوولان را ثابت میکند. به عنوان مثال در آخرین گزارش کیفیت پهنای باند جهان که سالانه ارائه ميشود، کرهجنوبی عنوان برترین کشور جهان در کیفیت پهنای باند و رهبر پهنای باند در سال 2009 معرفی شده است. همچنین در حالی که بحرین، قطر، امارات، عربستان و پاکستان در این لیست حضور دارند نامی از ایران دیده نمی شود. علاوه بر این گزارش که نشان میدهد ایران با مشکل جدی در زمینه پهنای باند روبهرو است، مرکز پژوهشهای مجلس نیز در گزارشی که در هفته گذشته منتشر کرد، بر ضعف کشور در این حوزه مهر تایید زد.
در حالیکه انواع مدارک چه از نوع داخلی و چه از نوع خارجی نشان میدهد که ایران در زمینه اینترنت و خصوصا پهنای باند دچار مشکل جدی است، اما باز مسوولان دولتی همچنان بر اظهارات خود پافشاری میکنند و بر این باور هستند که پهنایباند کشور در وضعیت کاملا مطلوبی است.
جای خالی ایران
براساس گزارش، کیفیت پهنایباند که توسط مدرسه تجاری ساید و دانشگاه اویدو (Saïd Business School and the University of Oviedo) به نمایندگی از شرکت سیسکو (Cisco) انجام گرفته است، تمامی کشورهای جهان با وجود بحران اقتصادی که با آن مواجه بودهاند کیفیت پهنای باند خود را بهبود دادهاند. بر اساس این گزارش، در بخش رهبری پهنای باند جهان پس از کره جنوبی به ترتیب کشورهای ژاپن، هنگکنگ، سوئد، سوئیس، اتریش، سنگاپور، لوکزامبورگ، دانمارک، و نروژ رتبههاي دوم تا دهم را به خود اختصاص دادهاند. استرالیا در رتبه 13، ایالات متحده در رتبه 15، کانادا در رتبه 17، فرانسه در رتبه 18، و بلژیک در رتبه 20 قرار گرفته اند. همچنین انگلستان رتبه 25 و ایتالیا رتبه 38 را به خود اختصاص دادهاند. . . .
![]() |
ذهن ما همواره در معرض بمباران شدن است
حداقل این چیزی است که امروزه زیاد میشنويم. با خیره شدن به پیغامهاي متني، بیسواد شمرده میشویم. بلاگها باعث بینزاکتی میشوند، يوتيوب ما را ظاهربین و کوتهنگر میکند. تابستان گذشته روی جلد مجله آتلانتیک این سوال مطرح شده بود: آیا گوگل باعث کندذهنی ما میشود؟ در این مجله، نیکولاس کار در مورد اینکه اینترنت به مغز ما آسیب میرساند و ما را از خاطرات و تفکرات عمیق باز میدارد، به بحث پرداخته بود. او نوشت «اگر ما به کامپیوتر به عنوان وسیلهای برای درک جهان متكي باشيم، این هوش خود ما است که به هوشي مصنوعی تبدیل شده است».
زمان سختی گذراندم تا این منفیبینهای عصر کامپیوتر را جدی بگیرم. آنها به جای توجه به واقعیتها، بیشتر علاقهمند به واهمهها بودند. زبانشناس انگلیسی دیوید کریستال در کتاب جدیدش Txtng: The Gr8 Db8، اثبات کرد اکثر هشدارهای ترسناک در مورد پيام كوتاهنويسي چيزي بيش از داستانهای خیالی نيستند. پيام كوتاهنويسي منجر به هجای غلط نمیشود. در واقع او میگوید: «پيام كوتاهنويسي باعث تمرین بیشتر در خواندن و نوشتن و بالا رفتن سواد میشود.»
واضح است هشدارهای بیمورد باعث شکل گرفتن تصویر نادرستی از چگونگی کارکرد ذهن میشود. تفکر ما به این سمت سوق دارد که ذهن از واقعيات جهان جدا است؛ تصور میکنیم اطلاعات آرام آرام به حسهای ما نزدیک میشوند و به اذهان مستقل ما که بعدا آن اطلاعات را به تصویر کاملی از واقعیت تبدیل میکند، میرسد. اين طور به نظر میرسد كه اینترنت و آيفون دروازه ذهن را شکسته، کاركرد طبیعیاش را از آن گرفته و در حالی که انسان را به یک بیمار روانی تبدیل كرد، او را ترک میکند. گرچه ممکن است این تصویر تاملبرانگيز و باورکردنی به نظر آید، اما در تضاد با بیشتر تحقیقات علمی اخیر است. در واقع به نظر ميرسد ذهن انطباق مييابد تا از سر ما بسط پيدا كرده و جهان شامل ماشینهای ما را به صورت یک گستره از خودش بسازد.
. . . .
آويناش ديكسيت، بري نالباف
مترجمان: محمدصادق الحسيني، محسن رنجبر
نظريه بازيها علم استراتژي است. اين نظريه تلاش ميكند تا اعمالی كه «بازيكنها» در گسترهاي از «بازيها» بايد انجام دهند تا بهترین پیامد به بار آید را به شکل رياضي و منطقي تعيين كند.
بازیهايي كه اين نظريه مورد مطالعه قرار ميدهد از شطرنج تا تربيت كودک و از تنيس تا اشتغال كشورها را در برميگيرد. تمام اين بازيها یک ويژگي مشترك دارند و آن نوعی وابستگي دروني است به اين معنا كه نتيجه بازي براي هريك از شركتكنندهها به انتخابها (استراتژيهاي) همه افراد بستگي دارد. در بازيهاي موسوم به بازي با حاصل جمع صفر، منافع بازيكنها بهطور كامل با يكديگر تعارض پيدا ميكند، بهگونهاي كه بهرهاي كه يك فرد كسب ميكند، همواره معادل ضرر فرد ديگر است. شایان ذکر است که بازيهايي كه در آنها همه بازیکنان ممکن است به منفعت دست یابند (یعنی بازيهای با حاصل جمع مثبت) یا ضرر کنند (یعنی بازيهای با حاصل جمع منفي) معمولترند. در این بازیها درجات مختلفی از تعارض وجود دارد.
جان فون نيومن استاد رياضيات دانشگاه پرنيستون در نظريه بازيها (game theory) پيشگام بود. تمركز اين نظريه در سالهاي اول شكلگيري آن بر بازيهاي داراي تعارض خالص (بازيهاي با حاصل جمع صفر) بود. ساير بازيها همکارانه در نظر گرفته میشدند، به اين معنا كه شركتكنندگان اعمال خود را به اتفاق یکدیگر انتخاب كرده و انجام ميدهند. اما در تحقيقات اخير بر بازيهايي تمركز گرديده كه نه داراي حاصل جمع صفر هستند و نه به طور خالص همکارانه هستند. در اين بازيها بازيكنان اقدامات خود را بهصورت جداگانه انتخاب ميكنند، اما روابط آنها با یکدیگر حاوي رقابت و همكاري است. . . . .
تيل روننبرگ پروفسور بخش روانشناسى پزشكى از دانشگاه مونيخ مىگويد:
”هر كدام از ما يك ساعت درونى داريم، مثل همين ساعت واقعى. براى چه از ساعت استفاده مىكنيم؟ براى اينكه، مثلأ مىخواهيم بدانيم چه وقت بايد راه بيافتيم تا سر ساعت به محل كارمان برسيم. ساعت درونىمان هم تقريبأ همينطور كار مىكند. مثلأ زمان مشخصى بايد حرارت بدن بالا برود يا ترشح هورمونهاى مخصوصى افزايش پيدا كند تا بدن دو ساعت بعد آماده برخاستن از خواب شود.“
ساعت درونى در واقع پاسخ تكامل به تحولات نورى و حرارتى پيرامون ماست. به زبان ساده تنظيم فعاليتهاى بدنى مناسب در روز و شب، محصول هدايت و تنظيم اين ساعت ژنتيك است، به همينخاطر در هر كدام از ما متفاوت عمل مىكند. مثلأ اين ساعت مشخص مىكند كه چه وقت بدن ما نياز به خواب دارد و يا چه وقت زمان برخواستن از خواب است. . . . .
تحقيقات دانشمندان نشان ميدهد در طول يكصد سال گذشته ميانگين دماي هوا در نزديكي سطح زمين بين 0.18 تا 0.74 درجه سانتيگراد افزايش يافته است.
هيئت بينالدولي تغييرات آب و هوايي (IPCC) كه مرجعي معتبر در زمينه تغييرات آب و هوايي و تاثيرات گرمايش جهاني است، در گزارشي اعلام كرد: «بيشتر افزايش دمايي كه از اواسط قرن بيستم در كره زمين مشاهده شده، مربوط به گازهاي گلخانهاي است كه انسانها توليد كردهاند.»

البته اين هيئت در گزارش خود نقش عوامل طبيعي چون آتشفشانهاي خورشيدي را رد نكرده است اما معتقد است اين اثرات تا اوايل دهه 50 ميلادي كه دنيا هنوز صنعتي نشده بود، قابل بررسي است. . . . . .
چرا اخبار بعضي گروهها هميشه در روزنامه ها مطرح است؟ هیچ سری در کار نیست جز اينكه چيزهايي در باره اخبار رسانه ها بدانيم.
سازمانهايي كه ابزار رسانه را درك مي كنند و ميشناسند در ارسال پيام خود و جلب حمايت عمومي موفقترين هستند.
يك موضوع خبري با وجود مجاني بودن حتي از تبليغات ارزشمندتر است چرا كه نزد مردم اعتبار بيشتري دارد.
رسانه هاي خبري كدامند؟
تبليغات مجاني از طريق رسانه هاي خبري صورت مي گيرد. رسانه هاي خبري؟ روزنامه ها، نشريات تجاري، هفته نامه هاي انجمن ها و گروهها، شبكه هاي تلويزيوني و راديويي. آنها همگي مي خواهند در ارايه اخبار وقايع جامعه از همه جلوتر باشند، يعني اينكه اخبار مربوط به سازمان يا شركت شما براي آنها مهم است.
رسانه ها – روزنامه ها و شبکه های رادیویی و تلوزیونی- هر روز فضايي براي پركردن دارند، پس به اطلاعات شما نياز دارند.
بعضي مي گويند از ارباب رسانه هراس دارند و مي ترسند به آنها نزديك شوند. نترسيد. آنها هم افراد شاغلي مثل من و شما هستند. آنها جايي كه چيزي در باره آن نمي دانند نمي روند و گزارشي از آن تهيه نمي كنند. پس شما بايد از آنها دعوت كنيد.
اما در كار با رسانه هاي خبري چند قانون كلي وجود دارد: . . . . . .
اندونزي بزرگترين جمعيت مسلمان دنيا را دارد ؛ از نظر نژادي كشوري بسيار پر تنوع است و مردم آن به بيش از 300 زبان محلي گويش ميكنند.
اندونزي كجاست؟
اندونزي سرزميني است متشكل از 17508 جزيره. جمعيت آن بيش از 200 ميليون است. پايتخت آن در جزيره جاوا واقع است و جاكارتا نام دارد.
اندونزي با گينه نو، تيمور شرقي و مالزي مرز زميني دارد. پنج جزيره اصلي اين كشور جاوا، سوماترا، كالي مانتان، گينه نو و سولاوسي هستند.
نام كامل: جمهوري اندونزي
جمعيت: 225.3
پايتخت:جاكارتا
مساحت: 1.9 ميليون كيلومتر مربع
دين: اسلام
ميانگين عمر: 65 سال (مردان) 69 سال (زنان)
واحد پول:روپيه
اقلام اصلي صادرات: نفت و گاز،تخته چند لا، پارچه ، پلاستيك، روغن نخل
دامنه اينترنتي: id
كد تلفن بين الملل: 0062
به گزارش خبرگزاری مهر، دانشجویان دانشگاههای مختلف جهان برای طراحی، ساخت و فعال سازی جذابترین، تاثیرگذارترین و تواناترین خانه خورشیدی با یکدیگر به رقابت پرداختهاند.
خانههای طراحی شده در رقابت دهکده خورشیدی نه تنها حرارت و نور خورشید را جذب و ذخیره میکنند بلکه از طراحی ویژهای برخوردار هستند تا بتوانند از نسیمهای خنک و سایهها برای تهویه هوا استفاده کنند.
تیمهای شرکت کننده با ترکیب جدیدترین تکنولوژیها و فناوریهای انرژی سبز قصد دارند خانهایی را با تمامی امکانات یک خانه راحت و ایمن ارائه کنند که بتواند انرژی مورد نیاز خود را تامین کرده و از هزینه مصرف انرژی بکاهد.
در میان طرحهای ابداعی دانشجویان طرح تیم دانشگاه آریزونا بسیار جلب توجه میکند. این خانه از دیوارهای آبی برخوردار است که به عنوان گیرندههای حرارت خورشید مورد استفاده قرار میگیرند. این دیوارها از لایههای شیشهای و آب تشکیل شده اند به این شکل حرارت از شیشه به آب رسیده و هوای میان دو لایه شیشه ای را گرم میکند. . . . .
|
|
|
مطلب حاضر در نظر دارد به بحثي در باب آسيبشناسي آموزش فلسفه اسلامي بپردازد و اين نحوه فكري در جهان اسلام را مورد بررسي قرار دهد. مولف بر آن است كه فلسفه اسلامي در عصري دچار ركود شد و بر فلسفهپژوهان امروزي است كه اين فلسفه را بارور ساخته و از ركود نجات دهند. اما نجات از اين ركود بر اساس چه شيوه و متدي خواهد بود؟ هدف اين جستار بازانديشي در سنت آموزش فلسفه اسلامي بر اساس شيوه آموزشي كتاب محور است. نويسنده با توضيح روش كتابمحور به بيان معايب و مزاياي آن ميپردازد. منظور از روششناسي، آموزش، توضيح و تبيين شيوهاي ارائه و تفهيم مطلب در دورههاي آموزشي است. بهدليل گستردگي و تنوع نظامهاي فلسفي و مشكلات ناشي از نوآوربودن فلاسفه، ضمن دشوارنويسي و بديعبودن مفاهيم و اصطلاحات، ارائه يك روش لازمالاجرا و عام دشوار و بلكه ناممكن و شايد نامطلوب است. از ميان مباحثي كه اساتيد فلسفه بر اساس تجربه آموزشي و پژوهش در اين حوزه بهدست آوردهاند، 6 روش زير را ميتوان از يكديگر تشخيص داد: 1ـ روش آموزش كتابمحور |
اگر به اين نكته دقت كنيم، متوجه ميشويم كه سرشت خود فلسفه در حقيقت با طنز و خنده درآميخته است؛ طنزي كه بيترديد دردآور است بهويژه آنجا كه- به قول بيكن- فلسفه را شكستن بتهاي ذهني ميدانيم. نيز از همينرو بوده كه ژيل دلوز كاركرد فلسفه را آشكارساختن حماقتها و نادانيها ميداند. طنز هم با بيان امري خلافآمد آنچه در جريان عادي امور ميگذرد، درواقع به برجستهسازي زبونيها و پستيها ميپردازد و اينجاست كه اين تقابل در عين دردي كه در ما برميانگيزد، ما را ميخنداند.
هفته گذشته يكي از سلسلهنشستهاي شهر كتاب مركزي اختصاص داشت به درسگفتارهايي درباره سعدي و طنز كه در آن دكتر رضا داوري به بيان نسبت فلسفه و طنز پرداخت و در بخشي ديگر از سخنان خود به طنز در آثار سعدي اشاره كرد. گزارش اين نشست را ميخوانيم:
«غالباً سعدي را شاعر اخلاق دانستهاند و البته نظر درستي است اما نصيحت اخلاقي سعدي غيرمستقيم است. از اين حيث ميتوان سعدي را شاعر اخلاق و طنز ناميد. سراسر آثار سعدي طنز است؛ حتي در قصايد وي سخن طنزآميز وجود دارد. اصولاً زمانه سعدي، زمانه طنز است.» اين جملهها، آغازگر سخنان دكتر رضا داوري در نشست درسگفتارهايي در باب سعدي بود. . . . . . . .
اين استان كه در دامنهها و دشتهاي پراكنده سلسله جبال زاگرس مياني قرار گرفته است، از شمال به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از غرب به كشور عراق محدود است.
استان كردستان براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1375داراي 8 شهرستان، 12شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادي داراي سكنه بوده است. شهرستانهاي اين استان عبارتند از: بانه، بيجار، ديواندره، سقز، سنندج، قروه، كامياران و مريوان. در حال حاضر استان كردستان با مجموعه شهرها، روستاها و عشايري كه در اقصي نقاط آن پراكنده شده و استقرار يافتهاند، به يكي از نواحي در حال توسعه غرب كشور تبديل شده و از پتانسيلهاي توريستي و تفرجگاهي بسيار خوبی برخوردار می باشد.

جغرافياي طبيعي و اقليم استان کردستان
اين استان منطقهاي كاملا كوهستاني است كه از مريوان تا دره قزلاوزن و كوه هاي زنجان جنوبي در مشرق گسترده شده است. ناهمواريهاي اين استان كه تحت عنوان ناحيه كوهستاني كردستان مركزي بررسي ميشود، مشتمل بر دو بخش غربي و شرقي است. اين دو قسمت از نظر شكل پستي و بلندي و جنس زمين متفاوتند.قسمت وسيعي از سنندج، مريوان و سرزمينهاي اطراف آنها تا جنوب كردستان بخش كوهستاني غربي را تشكيل ميدهد.
در اين ناحيه، يكنواختي و سستي جنس زمين اشكال مشابهي را به وجود آورده كه از ويژگيهاي آن كوههاي گنبدي شكل با شيب يكنواخت و ملايم همراه با درههاي باز است. اين يكنواختي را طبقات آهكي سخت و سنگهاي دروني كه بين لايههاي سست ظاهر ميشوند، درهم ريخته و آن را به صورت صخرههاي عريان درآورده است. نوع مشخص اين ناهمواريها، ناحيه كوهستاني چهل چشمه در بين مريوان و سقز است كه دنباله پستي بلنديهاي اين ناحيه را در جنوب و مشرق، تشكيل دادهاند و دامنه غربي آن تا داخل كشور عراق كشيده شده است. . . . . .
تمام والدين دوست دارند كودكشان مانند آلبرت انيشتين باهوش شود.
ژنها عامل مهمي در تعيين هوش كودك هستند ولي مطالعات نشان ميدهد غذايي كه كودك ميخورد نيز تاثیر گذار است.
غلات
غلات يك صبحانه سالم براي حفظ انرژي كودك در طول ساعات مدرسه است كه از اهميت خاصي برخوردار است.
کودکانی كه صبحانه ميخورند داراي قابليت تمركز بيشتر و حافظه يادگيري بيشتري هستند، علاوه برآن ميتوانند در كلاسهاي رياضي بهتر عمل كنند.
تمام صبحانه ها يكسان نيستند. بهتر است از برخي غلات صبحانه با شكر فراوان استفاده نكنيم.
اگر كودك شما غلات صبحانهاي دوست ندارد از تخم مرغ استفاده كنيد.
تخم مرغ داراي "كلاين" بالا است كه به ايجاد سلولهاي حافظه كمك ميكند.
ماهيهاي چرب و امگا 3
البته اين مورد ممكن است اشتها آور نباشد اما ماهي چرب مانند ماهي آزاد، تن و ساردين منبع قوي اسيدهاي چرب امگا3 هستند.
امگا3 به طور چشمگيري به تقويت سلولهاي مغز جهت افزايش يادگيري و تمركز كمك ميكند.
تحقيقات نشان ميدهند، روغن ماهي مي تواند عامل مهمي براي تقويت ضريب هوشي باشد و به مشكلات رفتاري كودكان مانند اختلال كمبود توجه و بيش فعالي كودكان كمك كند.
آووكادو، گردو و بادام منابع مفيد ديگري از امگا3 هستند.
غلات كامل
غلات كامل سرشار از ويتامين B هستند و به افزايش عملكرد حافظه كمك ميكنند.نانهاي كامل بر خلاف نان سفيد انرژي را به آرامي و يكنواخت در بدن آزاد و به كودكان و افراد بزرگسال كمك ميكند تا قند خون منظمي داشته و سطح تمركز و هشياري بيشتري داشته باشند.
غذاهاي سرشار از آهن
تحقيقات نشان ميدهد، غذاهاي سرشار از آهن مانند گوشت قرمز بدون چربي، ميوههاي خشك، غلات كامل و حبوبات ميزان انرژي و سطح هشياري را افزايش مي دهند.
كودكان تقريبا آهن را به حد كافي نميخورند. كمبود آهن مي تواند سطح عملكرد شناختي را تا حدي پايين آورد كه منجر به ضعف در فعاليتهاي آكادميك شود.
شما مي توانيد كمبود آهن را با استفاده از ساندويچ كره بادام زميني براي ناهار و استيك همبرگر بدون چربي براي شام رفع نماييد.
HowSuffWorks.com

مقدمه
بسيار مشاهده شده كه مديران كارآمد، فعال و پرتلاش به جهت اينكه نتوانسته اند حاصل فعاليتهاي خود را با بياني رسا و شيوا براي مخاطبان طرح كنند، در كارهاي خود موفقيت چنداني نداشته اند.
پرواضح است كه اگر يك مدير، كلام فصيح، بليغ و اثرگذار نداشته باشد نمي تواند آنچنان كه بايد و شايد در عرصه هاي رقابت، نقد، پرسش و پاسخ و گزارش دهي موفق باشد و اين يعني ناكامي يك مدير در تحقق كامل اهداف فردي و سازماني.
اهميت اين نكته كه يك مدير چگونه يك بيان و سخنراني اثربخش داشته باشد بركسي پوشيده نيست. گفتار، كلام و سخن شما مي تواند معجزه كند. يك مدير با يك سخنراني اثربخش مي تواند چه بسا مخالفان را به موافقان تبديل و دل موافقان را بيشتر و مصممتر با خود همراه كند.
سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي مديران كمك شاياني كند. شايد براي شما پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه، عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه به خاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، نتوانسته ايم در اين كار توفيق چنداني داشته باشيم.
درهرحال زبان، گفتار و سخن، موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را ميطلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار وحيات خود دگرگوني ايجاد كند.
حل برخي ويژگيهاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر مي كنيم.
ويژگيهاي گفتار و سخن
1 – حتي الامكان براساس منطق و پايه هاي علمي باشد؛
2 – ترجيحا از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد؛
3 – منفعلانه و از روي عصبانيت و تعجيل نباشد؛
4 – منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد؛
5 – به خاطر خوشايند اين و آن و يا به خاطر دشمني با كسي به زبان نيايد؛
6 – بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد؛
7 – درجهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد؛
8 – شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه و درعين حال مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد؛
9 – بي روح، گنگ، و بي سروته نباشد.
. . . . .